خبرورزشی/اردشیر لارودی: ١- از بازى سایپا- پرسپولیس شروع کنیم که نشان داد مدیریت ورزشگاهدارى، در دایره مدیریتى ورزش و فوتبال ما، چه درجات نازل و چه جایگاه فرودستانهاى دارد. آیا این ورزشگاه، محل مسابقههاى رسمی و بلکه غیررسمیهم میتواند باشد؟
حرفش را نزنیم، بهتر است.
حرف حوادث بعد از بازى را هم نباید زد. هیچ اشارهاى به بازى هم نباید کرد و اینکه همه چیز دست به دست هم دادند تا همه حوادث به سود سپاهان رقم بخورد. گفتن که ندارد و تازه دنبالهدار هم خواهد شد. در مشهد هم پدیدهاىها، در حال خودزنىاند. در حال نابودگرى خویشند. بس که هزار ماشاءا...، مدیرند. سود این همه، به کى میرسد؟ عاید پدیده که نمیشود.
***
در دعواى سایپا و پرسپولیس، این دعوى و این ادعا که تیم پرسپولیس، تاکتیک نداشت و ندارد، از آن حرفهاست. یک تیم بدون تاکتیک، چگونه فینالیست «آسیا لیگ» شده است؟
نه دیدیم، نه شنیدیم
٢- پرسپولیس در زمین تختى، هم دچار «کژ و مژ» هاى بىنهایت زمین بود و هم دچار خستگى بازى با السد. حذف شدن السد و فینالیست شدن، براى پرسپولیس گران تمام شد، مگر آنکه بگوییم پرسپولیس خسته نبود بلکه خستهنمایى میکرد. ولى نه، پرسپولیس طاقت دو بازى سنگین در چهار روز فاصله را نداشت.
بقیه حرفهاى مربوط به بازى و آخر بازى سایپا- پرسپولیس را نادیده میگیریم. حتى صداى خبرنگارى را که سیلى خورد، ناشنیده میگذاریم ولى در این رابطه، یک حرف باقى است:
چرا کاشیما آنتلرز، ٤ روز بعد از رسیدن به فینال آسیا و ٣ روز قبل از بازى با پرسپولیس، در لیگ ژاپن به میدان میرود و کم هم نمیآورد؟ و آخ هم نمیگوید؟
البته زمینهاى ژاپن، حتى زمین چوگانبازیشان، به ناصافى زمین تختى تهران نیست. هیچ زمینى، به ناصافى و پرآبله بودن زمین تختى نیست.
تدابیر پندارى یا ضد پندارى
٣- پرسپولیس به سمت توکیو پرواز کرد و توپ بازى دوباره در زمین تختى را، به دامان استقلال انداخت. سازمان لیگ، زور میگوید که از هر تیمی و استقلال هم، میخواهد که در تختى بر سر جام حذفى، بازى کنند. استقلال میخواهد، زیر این بار نرود. تا یار، که را خواهد و میلش به که باشد. حرف استقلال قابل فهم است: ... زمین مسابقه، باید زمین مسابقه باشد و نه.
تدابیر استقلال، بعد از باخت به سپاهان تازه شروع شده است. شفر، از یک سو بازیکنانش را مخاطب قرار میدهد و شرایط جدیدى را اعلام میکند. او جنگاور و جنگجو میخواهد، نه تىتیش مامانى.
آقاى فتحى هم در تابلوى مدیریت باشگاه، دست به کار شده و براى پاک کردن آثار «پندارى» آن کار دیگر میکند. نوع دیگرى از پندارگرایى یا راه حل واقعى؟
مهرداد حاجىخانى، که چهره ناآشنایى هم نیست و در فوتبال، از استان خراسان در دهه ٦٠ کارنامه دارد، معاونت رسانهاى باشگاه میشود.
باشد که حاجىخانى، همانى باشد که استقلال لازمش دارد. باشد که حرفهاى شفر، در حکم نوشداروى بعد از مرگ سهراب نباشد.
نود پخش میشود
٤- یک خبر چهار کلمهاى حاکى از آن است که اختلافها تمام شد و نود، دوباره روى آنتن میرود.
در راستاى قهرمانى در جام ملتهاى آسیا باید گفت: آرى به اتفاق، جهان میتوان گرفت.
حرفش را نزنیم، بهتر است.
حرف حوادث بعد از بازى را هم نباید زد. هیچ اشارهاى به بازى هم نباید کرد و اینکه همه چیز دست به دست هم دادند تا همه حوادث به سود سپاهان رقم بخورد. گفتن که ندارد و تازه دنبالهدار هم خواهد شد. در مشهد هم پدیدهاىها، در حال خودزنىاند. در حال نابودگرى خویشند. بس که هزار ماشاءا...، مدیرند. سود این همه، به کى میرسد؟ عاید پدیده که نمیشود.
***
در دعواى سایپا و پرسپولیس، این دعوى و این ادعا که تیم پرسپولیس، تاکتیک نداشت و ندارد، از آن حرفهاست. یک تیم بدون تاکتیک، چگونه فینالیست «آسیا لیگ» شده است؟
نه دیدیم، نه شنیدیم
٢- پرسپولیس در زمین تختى، هم دچار «کژ و مژ» هاى بىنهایت زمین بود و هم دچار خستگى بازى با السد. حذف شدن السد و فینالیست شدن، براى پرسپولیس گران تمام شد، مگر آنکه بگوییم پرسپولیس خسته نبود بلکه خستهنمایى میکرد. ولى نه، پرسپولیس طاقت دو بازى سنگین در چهار روز فاصله را نداشت.
بقیه حرفهاى مربوط به بازى و آخر بازى سایپا- پرسپولیس را نادیده میگیریم. حتى صداى خبرنگارى را که سیلى خورد، ناشنیده میگذاریم ولى در این رابطه، یک حرف باقى است:
چرا کاشیما آنتلرز، ٤ روز بعد از رسیدن به فینال آسیا و ٣ روز قبل از بازى با پرسپولیس، در لیگ ژاپن به میدان میرود و کم هم نمیآورد؟ و آخ هم نمیگوید؟
البته زمینهاى ژاپن، حتى زمین چوگانبازیشان، به ناصافى زمین تختى تهران نیست. هیچ زمینى، به ناصافى و پرآبله بودن زمین تختى نیست.
تدابیر پندارى یا ضد پندارى
٣- پرسپولیس به سمت توکیو پرواز کرد و توپ بازى دوباره در زمین تختى را، به دامان استقلال انداخت. سازمان لیگ، زور میگوید که از هر تیمی و استقلال هم، میخواهد که در تختى بر سر جام حذفى، بازى کنند. استقلال میخواهد، زیر این بار نرود. تا یار، که را خواهد و میلش به که باشد. حرف استقلال قابل فهم است: ... زمین مسابقه، باید زمین مسابقه باشد و نه.
تدابیر استقلال، بعد از باخت به سپاهان تازه شروع شده است. شفر، از یک سو بازیکنانش را مخاطب قرار میدهد و شرایط جدیدى را اعلام میکند. او جنگاور و جنگجو میخواهد، نه تىتیش مامانى.
آقاى فتحى هم در تابلوى مدیریت باشگاه، دست به کار شده و براى پاک کردن آثار «پندارى» آن کار دیگر میکند. نوع دیگرى از پندارگرایى یا راه حل واقعى؟
مهرداد حاجىخانى، که چهره ناآشنایى هم نیست و در فوتبال، از استان خراسان در دهه ٦٠ کارنامه دارد، معاونت رسانهاى باشگاه میشود.
باشد که حاجىخانى، همانى باشد که استقلال لازمش دارد. باشد که حرفهاى شفر، در حکم نوشداروى بعد از مرگ سهراب نباشد.
نود پخش میشود
٤- یک خبر چهار کلمهاى حاکى از آن است که اختلافها تمام شد و نود، دوباره روى آنتن میرود.
در راستاى قهرمانى در جام ملتهاى آسیا باید گفت: آرى به اتفاق، جهان میتوان گرفت.