نظرسنجی

ارزیابی شما از رأی کمیته انضباطی درباره خداداد عزیزی؟
۰
پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۳:۰۹
۰ |
۰

روزنوشت| شکست‌های دردآفرین

زمان مطالعه: ۱ دقیقه

چه رابطه‌ای وجود دارد میان این شکست‌های بی‌پایان و آن مدیریتی که امتحان خود را، در همه زمینه‌ها پس داده ولی، انگار نه انگار!

خبرورزشی/ اردشیر لارودی؛ به خودمان وعده می‌دهیم که چنین نبود و چنین نیز نخواهد ماند! خودمان را دلخوش می‌کنیم که اتفاق بود و اتفاقی رخ داد! ولی «بس» نمی‌شود و سریال ناکامی‌ها، که همه نابه‌جایند و ناسزاوارند، ادامه می‌یابد! روز به روز، دریغ از دیروز!
قسمت اول به قسمت دوم می‌انجامد و سپس قسمت‌های چهارم تا دهم و... الی ماشاءالله؛ شکست‌ها دنباله‌دارند! شکست‌ها سر ایستادن و متوقف شدن ندارند! شکست‌ها زاییده شبه‌مدیریت‌هایند و زاینده افکار شکست آفرین بیشتر و بدتر!
و ما، نیز دچار بی‌عملی شده‌ایم و کاری از دست‌مان ساخته نیست! «قدر» گرایی را پیشه خود می‌کنیم و به «قضا» و اتفاقاتی را که البته اتفاقی رخ نمی‌دهند عامل این همه خودفریبی می‌دانیم! غلط بزرگتر همین است و نتیجه هم این می‌شود که در حال شدن و بازتولید شدن است! گویا وقتی که می‌بریم، مثل غلبه بر تیم الریان و العین و الکویت، دست تصادف در کار بوده و، چون می‌بازیم، «ابر و باد و مه و خورشید و فلک»، درکارند!
گویا که باخت ما، حق ماست!
هنر خودویژه
بیا تا گل برافشانیم و می‌در ساغر اندازیم!
و ما عین خیال‌مان نیست! کنار آمده‌ایم با حال و روزی که برای فوتبال ایرانی ساخته‌ایم! دعوت به کار و پیکار را نمی‌فهمیم! فوتبال پر از استعداد‌های پرورش‌نایافته و صیقل نخورده ایرانی را به این روز و به این حال دچار کردن! این هنر ماست که در کمال بی‌هنری، در کار تجدید و تکرار آنیم! تولید مجدد شکست در روز پیروزی! راه دوری لازم نیست که برویم! دنبال دست‌های پشت پرده و عوامل غیبی هم نباید گشت!
علت همه این درجا زدن‌ها، اسباب تمام این عقب‌نشینی‌ها، خودمانیم، خود ما و بس! خود ما و نه هیچ کس دیگر! خود ما که چشم خود را به روی تمام اصول پیشرفت و ترقی بسته‌ایم و راه را بر همه موانع و مشکلات و شکست‌آفرینی ها، گشوده‌ایم! ما که لیاقت را طرد و بی‌عرضگی را ملاک قرار داده‌ایم!
ما که درس نمی‌آموزیم و عبرت نمی‌گیریم! ما که خود را، تافته‌های جدابافته می‌انگاریم! ما که خودمان را، ملای دهر و نخوانده ملا‌های بی‌نیاز از هر علم و آموزش می‌دانیم!
ما که این روز‌ها سخت دست‌اندرکاریم تا شرایط شکست‌آفرینی فوتبال را، پایدارتر کنیم و شکست‌های دیگری را، بزایانیم! ما که شکست‌زائیم!
شکست‌های سریالی
چه رابطه‌ای وجود دارد میان این شکست‌های بی‌پایان و آن مدیریتی که امتحان خود را، در همه زمینه‌ها پس داده ولی، انگار نه انگار!
چه ارتباطی باید سراغ کرد، میان این شکست‌های همه‌جانبه و نحوه مدیریت فوتبال که قدر سرمایه‌های خداداده را نمی‌داند و با خودش آن می‌کند که نتیجه‌اش همه را به حسرت و به تأسف و تأثر کشیده است! باختن و باز هم باختن!
چرا ما، در اعمال مدیریت، کمال بی‌سلیقگی را داریم؟ چرا حق انتخاب بهترین مدیران را، از خود سلب کرده‌ایم؟ چرا ما مجازیم که همیشه ناکارآمدترین روش‌ها و بی‌مدیریتی مردودترین مدیران را- در اصل نامدیرانی شناخته شده و زبانزد را- بر سر فوتبال خود بگماریم؟
در چهار سالی که گذشت و در چهار سال قبل از این چهار سال و در همه ادوار چهار ساله اخیر، چه تاجی جز شکست و تکرار شکست بر سر خود گذارده‌اند که مجبوریم، چهار سال دیگر، این علت‌های باخت و این اهرم‌های شکست‌آفرین را، تحمل کنیم که باز هم ببازند؟ مگر چیزی برای باختن مانده است؟ آن از جام ملت‌ها! و این از لیگ آسیا؛ آن از امید‌ها و جوانان و نوجوانان، این هم از حرفه‌ای‌گری و ادای حرفه‌ای باز‌ها را درآوردن! مدیریتی محتوم به شکست و محکوم به شکست!
چگونه و با چه ترتیبی، دست از سر خودمان، دست از سر فوتبال‌مان و دست از سر جوانان‌مان- که بی‌نظیرند و مستعد هر نوع پیشرفتی هستند- برداریم؟
۸ میلیارد کم است، ۱۸ میلیاردی کنید!
 یک راه مانده است! یک راه بدون خرج و زود بازده مانده است!
پرداختی‌های خود را بیشتر کنیم! ۸ میلیارد را به ۱۸ میلیارد برسانیم! ۴ میلیارد را به ۸ میلیارد ارتقا بدهیم! با علت و بدون علت، با دلیل و بدون دلیل، حقوق‌های نجومی را، تصاعدی و چندین برابری، بالا ببریم! پول خودمان که نیست؟ ارث پدر هم که نیست؟
در قبال هر شکست، چاره را در «حاتم طایی» شدن و دست در کیسه مهمان کردن بدانیم!

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرسنجی

ارزیابی شما از رأی کمیته انضباطی درباره خداداد عزیزی؟

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها