خبرورزشی/ اردشیر لارودی؛ یکم- پنجمین هفته بازیهای لیگ برتر تمام شد! با یک مسابقه تعویقی: نساجی- پرسپولیس سرنگرفت و به روزی دیگر موکول شد! عدهای میگویند چه خوب! عدهای هم چه بد! گروهی هم بیتفاوت که یعنی ما بالاتریم از هر همه و از هر پسندی! یعنی نه آبی و نه قرمز!
خب! شما چطور دیدید این هفته را؟ دیدنی و تماشایی بود یا نبود؟ چرا بود و چرا نبود؟ به دلیل گلهای رد و بدل شده کم یا علت دیگری داشت؟ آیا همیشه بازیهای پرگل، مسابقههای کیفی هم میشوند؟ مثل ۵ گل بازی ماشینسازی در اراک! یعنی این بازی رودست نداشت؟ نمایش استقلال- نفت آبادان را چگونه دیدید؟ بد بود یا خوب؟ اگر زور کمکداورها میرسید، آنوقت بهترین دیدار هفته پنجم را باید در صف بدترینها قرارش میدادیم؟ دستکم یک نیمه این مسابقه همه چیز داشت! و مخصوصاً تماشا!
حرف زیادی نداریم! چون در اصل همه چیز از پیش معلوم است، ولی داریم دچار یک سلیقه سخیف میشویم! تعمیم این سخافت به همه، کار را به اینجا میرساند: ...گور بابای بازی و کیفیت بازی! گل تنها ملاک است و بس! حتی اگر گلی باشد نظیر گل دوم پیکان که به گلگهر زد!
دیالوگی فاصلهدار با امیر
تعویض؛ چرا و چگونه!
دوم- از امیرخان که بهتر از بقیه زبان فوتبال را میفهمد و یا این مفاهمه حرف میزند- هم حرف درست و هم حرفهای غلط- پرسیدهاند که چرا تعویض نکردی؟ جواب داد، چون خوب حمله میکردیم و خوب موقعیت گل میساختیم! وقتی خوب بازی میکنیم، چرا تعویض؟
و امیرخان نگفت که وقتی یک تیم تمام بازی را در درست دارد ولی فرصتهای گلزنیاش را پشت سر هم خراب میکند، حتماً یک جای کارش میلنگد و حتماً در این موارد باید به کمک سازمان تهاجمی تیم خود رفت و مددرسانش شد! گاهی با اضافه کردن تمامکنندهها! گاهی با حفظ توپ در ۱۸ قدم و محوطه دروازهبان حریف! گاهی با آوردن یک بازیکن دریبلزن و «خطاگیر»! گاهی با یک سرزن! و یا یک شوتیست! خلاصه اینکه، باید به یاری در عمل مفید تیم خود رفت! برای استفاده از ترکیبهای چند نفره و پوشش دادن مناطق حیاتی دروازه تیم مقابل!
گاهی بازی خطری میشود! گاهی بازی بیخطر میشود! باید بازی را عوض کرد! تعویض، یک سلاح پر است که گاهی هم وقتی بازیکنت مصدوم شد، برای تغییر فرد آسیبدیده، ذخیرهای که روی نیمکت نشسته است دست به کار میشود و الا خود امیرخان هم میداند که تعویض، کاربردهای خیلی بیشتر هم دارد! مثل حداکثر فشار را متوجه نقطه ضعف سازمان دفاعی حریف نمودن!
دشمنان فکری! موفق شدهاند!
عصبی و تحریکپذیر
سوم- آنها که خنجر از پشت میزنند، توانستهاند حواس محمود فکری را از نبردی چشم در چشم، پرت کنند! حتی آنها که آدمها را تحریک میکنند نیز به مقصد و منظورشان نائل آمدهاند! کنار زمین، فکری، نه آنکه تمام حواسش جمع نباشد ولی درصد مهمی از تمرکزش را پرت میکنند! آستانه تحریکپذیری نیمکت استقلال، زیاد شده است! زود از کوره درمیروند! این یک و اما دو...
صدایی از تکلهای بلند و قرص و محکم مورد نظر «محمودخان» به گوش نمیرسد! نه تکلی، نه راه بستنی، نه جلوی حریف را گرفتنی و نه...! استقلال گل یک- یک را چگونه خورد؟ آنجوری هم گل میخورند؟ آنجوری هم به توپ و لاجرم به حریف، راه میدهند که «عسس بیا منو بگیر»! تعارف تمام عیاری برای آنکه طالب ریکانی و یارانش- این بار محمد طیبی- کار را تمام کنند! یا کار تمام شده را دوباره آغاز کنند!
میگفتیم!
از بازی ایدهآل و صاحب فلسفه محمود فکری میگفتیم که دیدیم او خودش، اشاره کرده به قصه کوسه و ریش پهن! تمام نشانیهای بازی موعود سرمربی استقلال، باید در جای دیگری سراغشان رفت! تکل محکم؟ تکل بلند؟ تکل سُری و ۷، ۸ متری روی زمین و بالای زمین؟ با کی؟ قایدی؟ ارسلان؟ اسماعیلی؟ نه! فوتبال مطلوب محمود فکری را، خودش، حنیف، پیروز، امیرحسین، هاشم و حتی نه خسرو بلکه آندو بازی میکردند!
فوتبال فکری- فوتبال استقلال!
چهارم- با امیرخان، چند کلمه درباره تعویض، زمانش، فایدهاش، راهکارش و... حرف زدیم! باید توجه فکری را هم جلب کرد به این عصای دست که گاه کاری را علیه تو انجام میدهد که از مارهای کمین نشسته در آستینت برمیآید که با نیش زهرآگینشان، خاکسترت میکنند!
فکری که نه، استقلال، در این فصل و فصل قبل هم چند باری دچار مارمولکبازیهای تجربهای شد که مثل مار نیششان زد! میپرسید کجا؟ میگویم درست بعد از تعویضهایی که تیم را ناکارش میکنند! خلاصه اینکه؛ برادرها، تعویض یک عمل ریسکی ۵۰-۵۰ نیست! نیست آقای مظلومی! نیست آقای مرفاوی! هم حالا نیست و هم بعداً هم نخواهد شد جناب فکری!
کجایند این عزیزان
پنجم- از ۵۰-۵۰ عمل کردن بد گفتیم و سعایت کردیم، دیدیم عجب دفاعی میکند، وارونه، دفاع تیم استقلال! گل طیبی روی یک ضربه کرنر غلط زده شد! کرنر کوتاهی که آمد و نشست روی سر طیبی که برای زدن توپ، دو زانو روی زمین رها شده بود! رهای رها! تنهای تنها! هلو بیا برو تو گلو! آنهم از گل مردود کاپیتان طالب که ۳۰، ۳۵ متری از راه زمین در عمق حرکت کرد و گشت دیوار دفاعی استقلال که زیاد بودند ولی هیچکاره، برسد به شماره ۱۰ آبادانیها! حالا یک کمکداوری بود که...
پرتقالفروش
ششم- غفور هاشمی میگوید: ...دفاع سپاهان را دیدی؟ چقدر خوب، چقدر قشنگ، هافبک نفت مسجدسلیمان را اسکورت کرد که ۳۰ متری پیش برود و توپ را گل کند! غفور میپرسد: اصول دفاع عوض شده است؟ دیگر نباید توپ اول را جلوتر از حریف زد و دور کرد؟ باید دنبال مرد پا به توپ «نرمدوی» کرد که گربه شاخش نزند! سپاهان تیم بیدفاع را دارد دوباره بازسازی میکند! ورژن امروزی تیمی که حرفی برای گفتن ندارد! جناب نویدکیا، یک سوزن به خودت بزن و یک جوالدوز به تنبلهای تنبلخانه ناصرالدین شاهی! محرمخان، داری میبازی ۱۴، ۱۵ سال کار سخت و پرزحمت را! مواظب تیمت باش! و خودت را هم بپا!
تراکتور و صبوری
درباره تراکتور، عکسالعمل شما چیست و ما چگونه واکنش کنیم؟ ما، حوصله میورزیم! فوتبال است، خم رنگرزی که نیست! صبر باید کرد! الان دژاگه خوب دارد بازی میکند، باید از غوره حلوا پخت! نوبت بقیه هم میرسد! صبوری درد بیدرمان صبوری!
یک سؤال مرضی
دانشگر چند دقیقه بازی کرد؟ چرا؟ آیا او مفیدتر نبود؛ اگر بود تمام توپهای بلند را باید او بزند! حالا اگر نمیزند، پیدا کنید پرتقالفروش را!
