فصل قبل سهراب بختیاریزاده با هزار امید و آرزو جانشین جواد نکونام شد تا استقلال را به سر و سامان برساند. او در قدم اول هوادار را دو یک برد و همه را امیدوار کرد، اگرچه در اواخر همان بازی هم زنگ خطر برای استقلالیها به صدا درآمد! بدن آبی ها آماده نبود و سهراب مجبور به بدنسازی سریع و پرفشار شد.
استقلال باید مثل سایر نمایندگان ایران (پرسپولیس، سپاهان و تراکتور) در رقابتهای قارهای شرکت میکرد اما به خواست سهراب، تنها تیمی شد که در فاصله اندک تا بازی آسیایی، در لیگ برتر به میدان رفت. هنوز هم بسیاری از پیشکسوتان و کارشناسان از این تصمیم سهراب به عنوان بزرگترین اشتباه او یاد میکنند.
سهراب برای این کار دلیل داشت، تیم او در آن مقطع بیش از دو هفته بازی رسمی نکرده بود و او میخواست با بودن در شرایط مسابقه، وارد آسیا شود. دیگر فکرش را هم نمیکرد که اختلافات داخلی کار دست او و تیمش بدهد!
حسین حسینی از طرف باشگاه اجازه بازی پیدا نکرد. بازیکنان هم روحیه و دل و دماغ نداشتند، نتیجه این شد که محمد ربیعی با ذوب آهن در ورزشگاه شهدای شهر قدس استقلال را با سه گل برد و قابل پیشبینی است که چنین تیمی در آسیا هم چه نتیجهای میگیرد!
در این فصل، دوباره استقلال در دور رفت میزبان ذوب آهن شد. باز هم ورزشگاه آزادی نرسید تا استقلال در شهدای شهر قدس از میهمان اصفهانی پذیرایی کند. به جای سهراب، ساپینتو روی نیمکت استقلال بود و محمد ربیعی هم جای خود را به قاسم حدادی فر -اسطوره گاندوها- داده بود.
مجید علیاری که در آن مسابقه دبل کرده بود، حالا بازیکن سپاهان است اما به شکلی عجیب، ذوب آهن دوباره سه گل به استقلال در نیمه اول زد و به شکلی عجیبتر، بار دیگر یک بازیکن گاندوها دبل کرد! بار دیگر حسین حسینی -خلاف روال دهه اخیر- دروازهبان استقلال نبود!
البته نوار این تکرار تاریخ با نتیجه نهایی پاره شد. استقلال پرستاره و گران قیمت فعلی، نیمه دوم کامبک زد و به بازی برگشت. اما این همه شباهت بین دو بازی دو تیم بزرگ، قدیمی و با سابقه فوتبال ایران، از دو شهر که مدعی پایتختی فوتبال هستند، واقعا غیر طبیعی بود که میتواند تا سالها برای دو تیم بار روانی ایجاد کند!
اینجا را بخوانید: سوال بزرگی که سرمربی جوان ذوب آهن باید از خودش بپرسد/ استقلال، تجربه گرانقیمت برای یک اسطوره!