در فوتبال کمتماشاگر این روزهای ایران، جایی که سکوها اغلب خالیاند و تبوتاب در رسانهها و شبکههای اجتماعی هم فروکش کرده، شاید درگیری لفظی و فیزیکی میان مازیار زارع و خداداد عزیزی در بازی ملوان بندرانزلی و تراکتور برای برخی کماهمیت به نظر برسد؛ گویی وقتی خودِ فوتبال از مرکز توجه دور شده، حاشیههایش هم بیاثر است. اما این نگاه، سادهسازیِ یک مسئله مهم است.
اهمیت ماجرا نه در چند لحظه یقهگیری و پرخاش، بلکه در «الگوسازی» نهفته است. در هر دو تیم، بازیکنان جوانی حضور دارند که هر روز در تمرین و مسابقه، رفتار بزرگان را میبینند و همان را میآموزند. پرسش اصلی اینجاست: سهم این نسل از چنین صحنههایی چیست؟ زبان تند، خشم بیمهار و عادیسازی برخورد فیزیکی؟

فوتبال، حتی در خلوتترین روزهایش، یک نهاد آموزشی است؛ ارزشها را منتقل میکند، نه فقط نتیجهها را. وقتی چهرههای اثرگذار بهجای کنترل هیجان، آن را به نمایش خشونت تبدیل میکنند، پیام روشن است: «بردن به هر قیمت». این همان نقطهای است که از یک درگیری زودگذر، مسئلهای ساختاری میسازد.
جای تأمل برای هر دو طرف باقی است. اعتبار حرفهای تنها با کارنامه فنی ساخته نمیشود؛ با نحوه ایستادن در لحظههای بحرانی شکل میگیرد. فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به الگوهای آرامش، خویشتنداری و مسئولیتپذیری نیاز دارد—نه به صحنههایی که فردای جوانانش را فقیرتر از امروز میکند.
در همین ارتباط: واکنش ربیعی به درگیری خداداد و مازیار زارع

