چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰
۰ |
۲

روایت تکان‌دهنده پیشکسوت استقلال از بمباران مدرسه میناب

میناب
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

از جمله اتفاقات تلخ در جنگ میان کشورمان با آمریکا و اسرائیل حمله ناباورانه به یک واحد آموزشی در شهر میناب بود.

در همان ساعات اولیه روز شنبه نهم اسفند و تنها پس از مدتی کوتاه از لحظه شروع حملات آمریکا و اسرائیل به کشورمان در تهران، یک واحد آموزشی در استان هرمزگان و در شهر میناب مورد حمله و بمباران قرار گرفت که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از دانش آموزان و اعضای کادر مدرسه شد.

عباس سرخاب از پیشکسوتان جنوبی باشگاه استقلال که همین حالا همراه با خانواده در بندرعباس زندگی می‌کند جزو اولین نفراتی بود که به منظور سرکشی به آن مکان رفت و با حضور در کنار خانواده داغدیدگان مدرسه شجره طیبه حضور یافت.

این بازیکن قدیمی و جنوبی استقلال در حالی خاطره تلخ از یکی از پدران کودکان کشته شده در حمله آمریکا و اسرائیل را روایت می‌کرد که خودش تحت تاثیر قرار گرفته بود و به شدت از بازگو کردن این خاطره اظهار تاسف می‌کرد.

پدر دو کودک شهید توجهم را جلب کرد

سرخاب در ابتدا گفت: در طول این مدت پس از شهادت تعداد زیادی از فرزندان اهالی شهر میناب و اطراف، در چند نوبت و در مراسم هایی که به همین مناسبت برگزار شده شرکت کرده‌ام اما در بین همه پدر و مادرها یک پدر بیشتر از همه توجهم را به خود جلب کرد.

گریه های تاثیرگذار یک پدر

وی در توضیح اینکه چه عاملی باعث شده که یکی از پدران دانش آموزان تا این اندازه توجه او را به خود جلب کند توضیح داد: در چند نوبت و بعد از حضور در محل حادثه و یا گلزار شهدایی که آن بچه‌ها را دفن کرده بودند فردی را می‌دیدم که نسبت به سایرین به شکل متفاوت سوگواری می‌کند. او خودش را روی دو سنگ قبر می‌انداخت و طوری گریه می‌کرد که هر بیننده‌ای را تحت تاثیر قرار می‌داد.باور کردنی نبود!

سرخاب گفت: وقتی درباره موضوع و چرایی این همه بی‌تابی و ناراحتی آن هم روی دو سنگ قبر از سوی این مرد پرسیدم باورم نمی شد و من هم به همان اندازه متاثر شدم.

حضور در محل مدرسه

پیشکسوت جنوبی استقلال در این باره گفت: ظاهرا ساعتی پس از شروع جنگ و در حالی که مدیر مدرسه با تعطیل شدن مرکز آموزشی تا پیش از رسیدن دستور از آموزش و پرورش مخالفت می‌کرده(!) گروهی از پدران و یا مادران برای در امان نگه داشتن فرزندانشان به محل مدرسه مراجعه کرده بودند تا کودکانشان را به خانه برگردانند که این پدر هم یکی از همان افراد بود.

ماجرا از تلفن همراه شروع می شود

وی ادامه داد: او که ظاهراً دو فرزندش با تفاوت یک سال در دو کلاس سوم و چهارم یا برعکس نمی‌دانم چهارم یا پنجم مشغول تحصیل در همین مدرسه بودند با موتور سیکلتش به درب مدرسه می‌رود تا فرزندانش را به خانه برگرداند. ظاهرا مدیر مدرسه این اجازه را داده بود که پدر و مادرها با حضور در مدرسه فرزندانشان را برگردانند که او هم یکی از این افراد بوده اما یک تماس تلفنی همه ماجرا را به شکلی دیگر رقم می‌زند.

در همین راستا بخوانید: دومین آکادمی استقلال در جنوب کشور تأسیس می‌شود

مدرسه میناب

اصرار بر اقدام تاسف بار

فوتبالیست قدیمی کشورمان در حالی که از تکرار این خاطره متاثر شده بود اضافه کرد: درست در لحظه‌ای که این پدر مقابل درب مدرسه متوقف می‌شود یکی از دوستان یا همکارانش با او تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد برای رسیدگی به یک کار اداری به سمت دیگر شهر برود و آن کار را بلافاصله انجام بدهد و بعد فرزندانش را به خانه ببرد. این بنده خدا هم هر چقدر اصرار می‌کند که کمی صبر کنید تا من فرزندانم را از مدرسه به خانه برسانم و بعد به کار شما رسیدگی بکنم اما ظاهراً موفق به راضی کردن طرف دیگر تماس تلفنی نمی‌شود و سرانجام تصمیم می‌گیرد به سرعت به مکان مورد نظر رفته و در بازگشت فرزندانش را به خانه برگرداند که در همین حد فاصل اتفاق تلخ رخ می‌دهد.

پشیمانی که هیچ سودی نداشت

سرخاب گفت: درست در لحظه‌ای که او چند خیابان آنطرف تر مشغول رسیدگی به آن کار بوده صدای انفجار می‌آید و بعد از لحظاتی خبر می‌رسد که مدرسه فرزندانش بمباران شده است. ظاهرا او از آن روز و از همان لحظه تا به حال حتی یک لحظه هم آرام نگرفته و به قدری بابت تاخیر و تعلل در خارج کردن فرزندانش از مدرسه پشیمان است که اطرافیان نگران حال و احوالش هستند. روزی که در محل مزار این شهدای کم سن و سال حضور داشتم او را می‌دیدم که چطور روی سنگ مزار فرزندانش می‌گریست و همواره این جمله را تکرار می‌کرد که هرگز خودش را نمی‌بخشد. شدت آه و زاری این مرد به اندازه‌ای هست که هر بیننده‌ای را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بی‌اختیار به گریه وا می‌دارد.

از جنگ تلخ تر نداریم

بازیکن سال‌های گذشته تیم ملی فوتبال کشورمان در پایان گفت: یکی از تلخ‌ترین اتفاقات در هر لحظه و زمانی در کل جهان وقوع جنگ است. به ویژه اینکه شما غافلگیر شوید و دشمن به این شکل و با این حجم مردم یک کشور را تحت تاثیر قرار بدهد. امیدوارم هرچه زودتر این روزهای تلخ را پشت سر بگذارید و بار دیگر آرامش و آسایش به کشور و خانواده‌های ما برگردد.

بیشتر بخوانید: باید در آمریکا حرفمان را به دنیا بزنیم/ تمرین تیم ملی را به خراسان شمالی ببرید!

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها