هفتمین دوره جام ملتهای آسیا در مهرماه ۱۳۵۹، برای فوتبال ایران فراتر از یک تورنمنت بود؛ آزمونی برای بقا در دل فاجعه. یکی از آمادهترین و پرستارهترین تیمهای تاریخ فوتبال ایران، با رویای دفاع از عنوان قهرمانی راهی کویت شد، اما در اواسط راه، ناگهان صدای آژیر قرمز، جای سوت داور را در قلب بازیکنان گرفت.
۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ وقتی اولین بمبها بر تن خاک نشست، تیم ملی در کویت بود. بازیکنانی که باید تمرکزشان روی توپ میبود، حالا گوششان به رادیو و دلشان در مرزها بود. تیمی که نهتنها باید با حریفان میجنگید، بلکه گرفتار یک «جنگ روانی» ناجوانمردانه در کشور میزبان و «فروپاشی روانی» ناشی از نگرانی برای خانوادههایشان در ایران شده بود.
ایران در آن شرایط غیرانسانی، باز هم با تمام وجود جنگید. آنها نه فقط برای فوتبال، که برای غرور ملتی که خانهاش در آتش بود، میدویدند. اما افسوس که آن تیم درخشان، در میان شعلههای جنگ و کارشکنیهای میزبان، دستش از جامی که حقش بود کوتاه ماند.
بیشتر بخوانید: به جام جهانی میرویم؛ بسیار هم عالی! حالا این چند خط را هم بخوانید...


