عکسهایی که این روزها از «پرویز قلیچخانی» در بیمارستانی در پاریس منتشر میشود، بخش مهمی از روایتهای شیرین دوران جوانی را تلخ و مصیبتبار میکند.
از تصاویر پیداست که حالِ قلیچخانی خوب نیست و درمان به سختی در حال انجام است. این عکسها به قدری گزنده هستند که تمام آن خاطرات باشکوهی را که سالها برایمان نقل کردهاند، زیر سایهای از غم فرو میبرند. لعنت به زندگی که مفهومش این است...
ما از قلیچخانی هنرِ بیپایانش در فوتبال را شنیده بودیم.
شنیده بودیم که با توپ در زمین میرقصید؛ شوت میزد، دریبل میزد و در چندین پست، پادشاهی میکرد.

شنیده بودیم که با قد و قامت کوتاهش، روی سرِ تمام قدبلندها سر میزد و هیچ بازیکنی مثل او بغلپا نمیزد، سانتر نمیکرد و بدنش چنین منعطف و چالاک نبود.
این تنهایی خودخواسته در سالهای زندگی در پاریس، ایکاش جایش را به زندگی در وطن میداد.
ایکاش اصلاً زندگی کردن اینقدر سخت نبود، اینقدر تلخ نبود. ایکاش ستاره همین حالا از روی تخت بیمارستان بلند میشد، به اولین زمین چمن میرفت و در آنجا، فوتبال و تمام این ورزش را بغل میکرد.
ایکاش...
بیشتر بخوانید: ستاره فوتبال ایران دوباره در بیمارستان بستری شد



