خبر کوتاه است، اما مثل پتک بر سر نوستالژیبازهای فوتبال فرود میآید: «باشگاه النصر عربستان در حال بررسی است تا رونالدو جونیور ۱۵ ساله را همبازی پدرش در تیم بزرگسالان کند. در نگاه اول شاید شبیه یک رویای خانوادگی باشد، اما وقتی دقیقتر میشویم، بوی تند تجاریسازی بیحدومرز به مشام میرسد.
ستارههای این روزگار انگار دیگر به مستطیل سبز قانع نیستند. آنها برای بقا در صدر اخبار و به هر قیمتی پول درآوردن، به هر ریسمانی چنگ میزنند؛ یک روز ناگهان یوتیوبر میشوند و حریم خصوصیشان را حراج میکنند، روز دیگر از همسرانشان در کارناوالهای مد استفاده ابزاری میکنند و گاهی هم روی فرش قرمزها، دست در دست دلارهای نفتی، لبخندهای سفارشی تحویل دوربینها میدهند.
اما تیر خلاص، جایی است که بخواهی قهرمان بودن را هم موروثی کنی! حضور اجباری پسر در کنار پدر، بیش از آنکه شبیه یک اتفاق ورزشی باشد، شباهتی ویژه به یک نمایش تبلیغاتی برای تداوم برند «CR7» است. جلالخالق! کجا رفت آن شکوه ناب دهه نود میلادی؟

قهرمان واقعی دیهگو مارادونا بود؛ مردی که وقتی قدم به چمن میگذاشت، ابهت آلفای او و عرق روی پیشانیاش، بر تمام ورزشگاه سایه میانداخت. او نیازی به فیلترهای اینستاگرامی نداشت تا محبوب باشد. ستاره، باتیستوتای بزرگ بود که با آن موهای لخت و چهره سینماییاش، در فیورنتینا چنان با تعصب میجنگید که گویی پیراهن تیم، پوست تن اوست.
اصلاً ستاره واقعی یعنی روبرتو باجو و بازیکنان آن زمان؛ همانهایی که وقتی شکست میخوردند، غمشان دردهای یک ملت بود و وقتی میبردند، شادیشان از جنس مردم کوچه و بازار. آنها از این ادا واطوارهای امروزی نداشتند. در دنیای آنها، پسران باید با چنگ و دندان و در زمینهای خاکی ثابت میکردند که «پسرِ پدرشان» هستند، نه با بندهای الحاقی قراردادهای میلیون دلاری!
ستارههای کاغذی و بزکشده امروز، پشت نقابهای پر زرقوبرق پنهان شدهاند. آنها فوتبال را به یک شوی خانوادگی تبدیل کردهاند که در آن، استعداد جای خود را به نفوذ داده است. انگار یادشان رفته که در قلب تاریخ فوتبال، فقط کسانی ماندگار میشوند که برای فوتبال زیستهاند، نه کسانی که فوتبال را برای لایکهای بیشتر و قراردادهای خانوادگی قربانی کردهاند.
بیشتر بخوانید: بمب خبری در عربستان؛ رونالدو با پسرش همبازی میشود!



