دنیای فوتبال چقدر سرد و بیروح شده است؛ انگار روح سرکش این ورزش را در آزمایشگاههای تاکتیکی سر بریدهاند و به جایش کالبدی مکانیکی و مهندسیشده تحویل ما دادهاند. کار به جایی رسیده که وقتی در جام ملتهای آسیا ناباورانه حذف میشویم، مغزهای متفکر تیم ملی به جای عذرخواهی، پشت سنگر «اعداد» پناه میگیرند. آنها با غرور از «امید گل» و کارنامههای کامپیوتری سخن میگویند؛ انگار نه انگار که فاجعه حذف، باز هم تکرار گشته است.
فوتبال امروز، شطرنجی است که مهرههایش حق فکر کردن ندارند؛ آنها فقط اپراتورهایی هستند که دستورات برنامهریزی شده را در زمین اجرا میکنند. در این عصر رباتیک، دیگر نه جادوی رونالدینیو تکرار میشود و نه شکوه زیدان؛ چرا که سیستمهای خشک، فضایی برای نبوغ باقی نگذاشتهاند. جادوگران، یکییکی در حال انقراضاند.
در فوتبال بیرنگوبوی ما هم، دیگر خبری از آن زوجهای طلایی نیست. کجاست آن تفاهم نانوشته علی دایی – خداداد عزیزی که هیچ معادلهای قادر به پیشبینی حرکت بعدیشان نبود؟ کجا رفتند موشکهایی مثل مهدویکیا که وقتی استارت میزدند، چمن ورزشگاه زیر پایشان آتش میگرفت؟ و کدام آزمایشگاه میتواند دوباره اعجوبهای مثل کریم باقری بسازد که شوتهای انفجاریاش، سکوها را از شوق به لرزه درمیآورد؟
حقیقت تلخ است: ما دیگر در زمین «قهرمان» نمیبینیم، ما فقط شاهد دوندگی مهرههایی هستیم که در ویترین آمار، میدرخشند اما در قلب هوادار، جایی ندارند. فوتبال از یک هنر ناب به یک ریاضیات سرد تبدیل شده و صد حیف که در این میان، جادوی مستطیل سبز، قربانی زیادهخواهی مهندسان شده است.
بیشتر بخوانید: خداداد عزیزی: در کَت من نمیرود و خندهدار است/ تا خرخره از رانت دولتی استفاده کردند و الان سکوت میکنند


