در دنیای پر زرق و برق و گاه بیرحم فوتبال، جایی که دلارها و لابیهای سیاسی سعی دارند حتی به خطکشیهای سفید چمن هم نفوذ کنند، گاهی صدایی از قلب میلان بلند میشود که یادمان میاندازد فوتبال هنوز هم چیزی فراتر از یک بازی است؛ فوتبال، ناموس تاریخ است.
گزارش اخیر گاتزتا دلو اسپورت نه یک تحلیل ورزشی، که یک بیانیه اخلاقی تند بود علیه ایدهای که بوی تعفن حقارت میداد: جایگزینی تیم ملی ایتالیا به جای ایران در جام جهانی. پائولو زامپولی، با تکیه بر حلقههای قدرت نزدیک به دونالد ترامپ، سنگی را در چاه انداخت که حتی تماشای غرق شدنش هم برای هواداران واقعی آتزوری دردناک بود. آنها میخواستند ایتالیا را از در پشتی، از مسیر سیاست و به قیمت حذف تیمی که با چنگ و دندان سهمیهاش را گرفته، به جام جهانی بفرستند. اما پاسخ ایتالیاییها قاطع بود: «شرمآور است!»

واقعیت این است که پیراهن لاجوردی ایتالیا، وزن دارد. این پیراهن با عرق جبین اسطورهها سنگین شده، نه با امضاهای سیاسی در پشت درهای بسته. هر چقدر هم که اوضاع برای تیم ملی ایران سخت، طاقتفرسا و پر از تلاطم باشد و هر چقدر هم که دنیای سیاست بخواهد با سرنوشت یک ملت بازی کند، زمین فوتبال جای این معجزات کثیف نیست.
چطور میتوان تصور کرد تیمی که چهار ستاره درخشان به نشانه چهار قهرمانی جهان بر روی سینه دارد، تیمی که سمبل شکوه و زیبایی فوتبال است، بخواهد مثل یک میهمان ناخوانده و صدقهبگیر وارد ضیافت جام جهانی شود؟ ما از ایتالیایی حرف میزنیم که نامش با خاطراتی گره خورده که نبض تاریخ را تغییر دادند.
مگر میشود به چشمان خیس و معصوم روبرتو باجو در فینال ۹۴ فکر کرد و به این حقارت تن داد؟ باجو همان بودای کوچک بود که با یک پنالتی از دست رفته، تمام غم جهان را به دوش کشید اما هرگز شرافتش را نفروخت. مگر میشود از پائولو مالدینی گفت، از آن سیمای مقتدر و نجیب که دفاع کردن را به یک هنر رمانتیک تبدیل کرده بود، و بعد اجازه داد نام او در کنار یک سهمیه اهدایی بیاید؟

ایتالیا یعنی صلابت بیتکرار بوفون، یعنی فریادهای از ته دل تاردلی، یعنی جنگندگی بیامان جنارو گتوزو که انگار در میانه میدان برای زندگیاش میجنگید. ایتالیا یعنی دونادونی و آن حرکات پا به توپ جادوییاش. تیمی که قلب میلیونها دختر و پسر را در سراسر جهان ربود، نه فقط به خاطر صورتهای فتوژنیک و خوشتیپی بازیکنانش، بلکه به خاطر بزرگیاش در روزهای سخت.

ایتالیاییها هرگز خاطرات تاریخی خود را، از درخشش در خاک اسپانیا تا حماسه برلین، با یک حضور مفت و مجانی تاخت نمیزنند. آنها ترجیح میدهند در خانه بمانند، با حسرت به صفحه تلویزیون خیره شوند و اشک بریزند، اما با غرور بگویند: «ما اگر در جام جهانی نیستیم، به خاطر این است که در زمین بازی باختیم، نه اینکه در راهروهای سیاست برنده شدیم.»
ورود به جام جهانی از مسیری ناجوانمردانه، بزرگترین توهین به روح فوتبال و به میراث تمام بازیکنان طراز اولی است که برای این پیراهن خون دل خوردهاند. ایتالیا بزرگتر از آن است که در بازی سیاسی زامپولی و ترامپ، نقش یک بدل را بازی کند. جام جهانی بدون ایتالیا سرد است، اما ایتالیای بدون عزت، اصلاً ایتالیا نیست.
بیشتر بخوانید: کاناوارو: ایتالیا روح جنگندگیاش را از دست داده؛ انگار در عصر حجر هستند/ در جامجهانی انسان رشد میکند



