در طول تمام این سالها، شاید برای نخستینبار است که محمد مایلیکهن از پاسخ به سوالهای ورزشی طفره میرود! وقتی یک فوتبالی تمامعیار مثل حاجیمایلی میگوید «فوتبال را ول کن، مردم را بچسب!» دیگر باید ته این قصه فوتبالی را خواند.
او میگوید چرا باید جام جهانی و حاشیههای رفتن ایران به آمریکا تا این اندازه مهم باشد؟ میگوید فعلا باید بیخیال این فوتبال شد و به مردمی فکر کرد که تا کمر در سالهای زباله خم میشوند تا شاید تکهنانی گیرشان بیاید.
او نه از مخدوش کردن عکس اسطورهای مثل علی دایی سخن میگوید و نه از لیگ برتری که هیچ تکلیف مشخصی ندارد: «من حرف بزنم این چیزها درست میشود؟»
آقای مایلیکهن چه خبر؟ مدتهاست خبری از شما نیست؟ تهران حضور داشتید؟
من شمال بودم، انزلی.
آنجا را هم خیلی بد بمباران کردند.
۱۵ تا بمب انداختند توی سر ما. حالا ما آسیبی ندیدیم اما خیلی از هموطنهای ما آسیب دیدند. جان و مال شان را از دست دادند.آنها هموطنهای ما هستند و آدم ناراحت میشود.
این روزها بحث حضور تیم ملی در جام جهانی مطرح است. خیلیها میگویند حتما باید حضور پیدا کنیم و خیلیها میگویند نباید به کشوری برویم که به ایران حمله نظامی کرده است.
واقعا در این شرایط این حرفها هیچ ارزشی ندارد.سهمیه گرفتهایم که گرفتهایم! والا با خواجه حافظ شیرازی هم میتوانستیم این سهمیه را بگیریم، شقالقمر که نکردهایم. واقعا الان فوتبال چه معنی دارد؟ به خیابانها نگاه کردهاید؟ به مردمی که تا کمر در سطلهای زباله خم شدهاند. پیرمرد و پیرزنهایی که بیشترشان هم معتاد هستند. اما درود به شرفشان که حداقل دزدی نمیکنند.
پس از فوتبال کلا حرف نزنیم؟
آخر چه حرفی باید بزنیم؟ همه چیز در این ملکت برعکس شده است. به تیپ و قیافه دختران ما نگاه کنید؛ انگار پسر شدهاند. شلوارهای پاره میپوشند و... چه کار دارید میکنید جوانها؟ قبلا یک تریاکی بود که استفاده میکردند الان اینقدر مواد مخدر عجیب و غریب مثل گل و… آمده که مغز را نابود میکند؛ جلوی اینها را نمیشود گرفت. من فعلا درباره فوتبال حرف نمیزنم. برویم جام جهانی یکسری حاشیهها دارد و نرویم یک سری چیزهای دیگر. در هر صورت تبعات خاص خودش را دارد.
اما شما را که نمیشود از فوتبال جدا کرد؟
من همیشه یک آدم خاص بودم که هیچوقت هم رنگ عوض نکردم. حرفهایم را همیشه سعی کردهام بزنم. خیلیها به من میگفتند این را نگاه کنید، ریش دارد و فلان. من همیشه گفتهام و باز هم میگویم، ریشهایم داریوشی است و این ریش را دوست دارم چون داریوش را دوست دارم. من این حرف را زمانی زدم که هیچکس وجود حرف زدن را نداشت. الان را نگاه نکنید که فضا باز است و... آن زمان در تلویزیون این حرفها را زدم.
حداقل درباره لیگ حرف بزنید.
لیگ را تبدیل کنید به دیگ بگذارید بجوشد! سالها قهرمانی و بزن و ببر و… انتهایش که چی؟ اوضاع مردم درست میشود؟ فایدهاش چیست؟ ول کنید آقا. کشورهای دیگر دارند از فوتبال مثل سایر مسایل سیاسی و اجتماعی استفاده میبرند، ما اینجا خرج میکنیم و فقط خرج میکنیم.
درباره حمله به علی دایی، مخدوش کردن عکس او...
نظری ندارم. یعنی فعلا نظری ندارم.
یک سوال درباره قطعی اینترنت، سیمکارتهای سفید و... معیشت خیلی از مردم به اینترنت گره خورده است.
چه نظری میتوانم داشته باشم. هر کجا که مردم میتوانند به یک سری اطلاعات دسترسی داشته باشند جلویش را میگیرند. الان هم که بحث امنیت مطرح هست و این حساب دودوتا چهارتا است.
کارلوس کیروش، دوست شما هم دوباره راهی جام جهانی شد!
یک چیزی به شما بگویم؟ میخواهید باور کنید میخواهید نکنید. او پول میدهد تا سرمربی تیمهای ملی در جام جهانی شود. ایندفعه هم رفت تا ششمین حضور در جام جهانی را تجربه کند تا با آن ششتایی که از انگلیس خورد برابر شود.
بیشتر بخوانید: با این وضعیت از تیم ملی توقع صعود نداشته باشیم

