یکی از بازیکنان تکنیکی فوتبال ما در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ بدون شک ایمان مبعلی بود. هافبک خوزستانی و خوشاستیلی که خیلیها معتقدند حقش بود در جام جهانی ۲۰۰۶ بازی کند ولی به آن نرسید. ماجرایی که خود ایمان ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ در قالب مصاحبهای مفصل به آن اشاره کرد:
- افتخار میکنم پدر و مادری داشتم که دستشان جلوی کسی دراز نبود. در مورد خودم هم باید بگویم از زمانی که یادم میآید، عاشق فوتبال بودم. البته خیلیها به من میگفتند قدت کوتاه است و به جایی در فوتبال نمیرسی! شاید باورتان نشود اما در حمام، قد خودم را اندازه میگرفتم و دستم را به دوش آب میرساندم تا ببینم چقدر تغییر میکند.
- فوتبالیستها با افراد معمولی جامعه تفاوت دارند و به خاطر سختیهای زیادی که میکشند، پولشان حلال است.
- خطایی که تابستان سال ۸۴ هنگام برگزاری جدال سوپرجام میان فولاد و صبا روی پای علی دایی انجام دادم، من را تحت تاثیر قرار داد و فکرم را مشغول کرد به همین خاطر وقتی پیشنهاد الشباب امارات مطرح شد، به آن پاسخ مثبت دادم. باور کنید در امارات بهتر از ایران فوتبال بازی میکردم اما کسی من را نمیدید و برانکو به تیم ملی دعوتم نمیکرد (علی دایی از خطای ایمان مبعلی روی پای خود به شدت عصبانی شد و دقیقا بعد از همان ماجرا بود که حضور ایمان در تیم ملی طی مقطعی یکساله فوقالعاده کمرنگ شد و در نهایت هم به جام جهانی ۲۰۰۶ نرفت!)
- برای اینکه بیشتر دیده شوم و به تیم ملی برسم، قبل از جام جهانی ۲۰۰۶ در تهران با انصاریفرد (مدیرعامل وقت پرسپولیس) صحبت کردم تا به این تیم بپیوندم اما وقتی با دوستانم مشورت کردم، همه خندیدند و گفتند در امارات بمان. جالب اینجاست که خیلیها فکر میکنند من پرسپولیسی هستم ولی اولین قرارداد حرفهای خودم را با باشگاه استقلال اهواز بستم.
- تصور کنید ۶ سال در تیم ملی بودم ولی ناگهان خط خوردم. البته معتقدم اگر جایی حقت را بخورند و مانع پیشرفت تو شوند، حتما یک جای دیگر با عزت، سرافراز میشوی و خداوند نیروهایش را در زمانی دیگر به کمکت میفرستد.
- بعد از ماجرای خطا روی پای علی دایی به امارات رفتم و از نظر مالی به شرایط ایدهآل رسیدم. این اتفاق را هم تقدیر الهی میدانم.
- استقلال در لیگ دهم مشکلات زیادی داشت ولی در کمال احترام باید بگویم اینطور نبود که حتما سپاهان باید قهرمان میشد و ما نایب قهرمان میشدیم. به نظرم استقلال مستحق قهرمانی بود.
- در تابستان سال ۸۹ هم از استقلال پیشنهاد داشتم و هم از پرسپولیس ولی شرایط مالی و فوتبالی استقلال بهتر بود به همین دلیل آبیپوش شدم. جالب است بدانید روز اولی که به باشگاه استقلال رفتم تا با فتحاللهزاده صحبت کنم، با ماشین پرویز مظلومی تصادف کردم!
بیشتر بخوانید: قلعهنویی: فردوسیپور دوست نداشت من سرمربی تیم ملی شوم/ او نمیخواست قهرمانی ما را ببیند

