یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۰
۰ |
۰

معماری که فوتبال را بازتعریف کرد؛ چرا گواردیولا در جایگاهی متفاوت ایستاده است

پپ گواردیولا
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

گواردیولا فقط یک مربی موفق نیست؛ او معمار تغییری است که فوتبال را از شیوه بازی تا نوع اندیشیدن درباره آن دگرگون کرده و اثری ماندگار بر کل این ورزش گذاشته است.

گیم بالاگه در بی‌بی‌سی نوشت: برای درک جایگاه واقعی گواردیولا در تاریخ فوتبال، فقط به یک نکته فکر کنید؛ اثر انگشت او در همه‌چیز دیده می‌شود.

همه‌چیز با یک جمله آغاز شد؛ زمانی که خوان لاپورتا در حال تصمیم‌گیری برای سپردن هدایت بارسلونا به گواردیولا بود، به او گفت: «جراتش را نداری.» تا آن زمان، تنها دستاورد مهم مربیگری گواردیولا قهرمانی در دسته سوم اسپانیا بود. با این حال، لاپورتا این مسئولیت را به او سپرد. فوتبال تغییر کرد؛ و گواردیولا آن را تغییر داد.

و واقعاً، آیا پپ می‌توانست در زمین‌های نامناسب، مقابل تماشاگران اندک و با تیمی کوچک موفق شود؟ پاسخ مثبت است. او پیش‌تر این کار را با تیم دوم بارسلونا و بازیکنان جوان انجام داده بود؛ یک تیک دیگر در کارنامه‌اش.

مکتبی که او از آن برخاسته، دو معمار هلندی داشت: رینوس میشلز و یوهان کرویف؛ و بعدها لوئی فان‌خال نیز به این جریان فکری اضافه شد.

در بارسلونا، گواردیولا این ایده‌ها را به کامل‌ترین نسخه فوتبال باشگاهی تبدیل کرد که جهان تا آن زمان دیده بود. در بایرن مونیخ، او بازی مبتنی بر موقعیت را عمیق‌تر کرد و ایده‌هایی به جا گذاشت که فوتبال آلمان هنوز در حال تحلیل آن‌هاست.

سپس سخت‌ترین چالش ممکن را انتخاب کرد: انگلستان؛ مهد فوتبال. جایی که باور عمومی این بود سبک او (مالکیت مداوم توپ، کنترل کامل بازی و نیاز دائمی به فضا و حرکت) دوام نخواهد آورد. صف کسانی که شکست او را پیش‌بینی می‌کردند، طولانی بود.

اما اشتباه می‌کردند.

آنچه دوران مربیگری او را منحصربه‌فرد می‌کند این است که گواردیولا شیوه بازی فوتبال را در سه فاز اصلی به‌طور بنیادین متحول کرده است.

پپ گواردیولا

اگر از چارچوب رایج تحلیل فوتبال استفاده کنیم، بازی‌سازی از عقب، انتقال در میانه میدان، خلق موقعیت اطراف محوطه جریمه و تمام‌کنندگی، او سه بخش اول را به‌صورت سیستماتیک دگرگون کرده است.

بخش چهارم، یعنی تمام‌کنندگی، هنوز در فرهنگ فوتبال به‌طور کامل درک و بازتعریف نشده؛ اما در سه فاز نخست، هیچ مربی‌ای در تاریخ به اندازه او تأثیرگذار نبوده است. اکنون دیگران می‌توانند مسیر او را ادامه دهند.

در خود منچسترسیتی نیز، او نه یک تیم، بلکه سه تیم بزرگ ساخت:

  • اول: تیمی زیبا و مسلط که با فوتبال چشم‌نواز قهرمان لیگ شد و حتی بی‌طرف‌ها را به تماشای بازی‌هایش واداشت.
  • دوم: نسخه‌ای جنگنده با چهار مدافع میانی و یک مهاجم نوک (ارلینگ هالند) که رکوردها را شکست.
  • سوم: نسخه فعلی که هنوز در حال تکامل است و همچنان توان رقابت برای قهرمانی را دارد.

بازسازی و قهرمانی با نسل‌های متفاوت بازیکنان، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های یک مربی واقعاً بزرگ است.

نکته دیگری نیز وجود دارد. نزدیک‌ترین دستیارانش صرفاً برای گرفتن فرصت‌های جدید از کنار او جدا نشدند؛ بسیاری از آن‌ها بازگشتند. و افراد دیگری که او را می‌شناختند یا بعدها با او کار کردند، مجموعه روش‌هایش را با دقت مطالعه کردند. میکل آرتتا، ونسان کمپانی، انزو مارسکا، روبرتو دی‌زربی، لوئیس انریکه و دیگران. برخی از آن‌ها در جلساتش حضور داشتند، ایده‌هایش را جذب کردند و سپس برای رقابت مستقیم با او بازگشتند. در تاریخ فوتبال نمونه مشابهی وجود ندارد.

فرگوسن رقیبان خود را داشت، پیزلی نیز همین‌طور. اما گواردیولا باید با مربیانی رقابت می‌کرد که خود او در شکل‌گیری فکری آن‌ها نقش داشت؛ و باز هم تطبیق یافت، تکامل پیدا کرد و پیروز شد.

البته نمی‌توان از لیگ قهرمانان اروپا چشم‌پوشی کرد. تنها یک قهرمانی در ده سال حضورش در سیتی، هرچند نخستین قهرمانی تاریخ باشگاه، هم پیچیدگی این رقابت را نشان می‌دهد و هم این واقعیت را که باشگاه هنوز برای تسلط مداوم بر آن راهی طولانی دارد. این نکته باید در تحلیل لحاظ شود، و خود گواردیولا نیز همواره بر آن تأکید داشته است.

اما نکته اصلی اینجاست: تغییر دادن خودِ بازی یک چیز است، تغییر دادن شیوه درک مردم از بازی چیزی کاملاً متفاوت.

پپ گواردیولا

فوتبال ورزشی محافظه‌کار است؛ ذاتاً در برابر تغییر مقاومت می‌کند. بسیاری از هوادارانی که دهه‌ها فوتبال دیده‌اند، با صراحت می‌گویند فوتبال گواردیولا آن فوتبالی نیست که به آن عادت داشته‌اند. و دقیقاً همین مسئله، اهمیت کار او را نشان می‌دهد.

یک نفر، با سماجت فکری و پشتکار بی‌وقفه، این ورزش را جابه‌جا کرده است.

یوهان کرویف این کار را انجام داد، آریگو ساکی نیز تا حدی همین مسیر را رفت؛ اما گواردیولا این تحول را در مقیاسی عظیم‌تر رقم زد (در سه کشور، طی سه دهه) و اثر آن هنوز در فوتبال انگلستان، اسپانیا، آلمان و فراتر از آن در حال گسترش است. فهرست مربیانی که چارچوب فکری فوتبال را تغییر داده‌اند، کسانی که نگاه مربیان، بازیکنان، هواداران و تحلیلگران را دگرگون کرده‌اند، بسیار کوتاه است. گواردیولا بی‌تردید در میان آن‌ها قرار دارد.

این استدلال بر چهار ستون استوار است، و هرکدام به‌تنهایی برای جاودانه شدن کافی‌اند:

  • او با نرخی تاریخی در سه کشور مختلف قهرمان شده است.
  • او شیوه بازی فوتبال را تغییر داده است.
  • او شیوه فکر کردن درباره فوتبال را تغییر داده است.
  • و این کار را با سبکی انجام داده که حتی پس از فراموش شدن مدال‌ها (از جمله ۲۰ جام در ۱۰ سال در سیتی) همچنان مورد مطالعه و بحث خواهد بود.

پپ گواردیولا

بزرگ‌ترین در تاریخ؟

پاسخ صادقانه این است: استدلال‌ها را ببینید و اجازه دهید خودِ او اثرش را نشان دهد. اما آخرین نکته‌ای که باید درباره پپ گواردیولا دانست این است: او هنوز تمام نشده است. حتی اکنون، در پایان یکی از فصل‌هایش در منچسترسیتی، او در انتخاب جانشین خود نقش دارد؛ مربی‌ای که قرار است میراثش را ادامه دهد، همان‌طور که او میراث کرویف را ادامه داد. نه فقط یک برنده؛ بلکه یک معمار. کسی که ایده را به جلو می‌برد. و در نهایت، این‌گونه می‌فهمیم که با کسی طرف هستیم که صرفاً در حال ساختن یک تیم فوتبال نبود.

پاسخ به این سؤال که آیا او بزرگ‌ترین است یا نه، شاید کم‌اهمیت‌تر از آن چیزی باشد که از خود به جا گذاشته است.

و آنچه او به جا گذاشته، ورزشی است که دیگر هرگز مثل قبل فکر نخواهد کرد.

همچنین بخوانید: 

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

بازرگانی

آخرین خبرها