شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۳
۰ |
۰

من‌تومن با هاشم بیک‌زاده؛ قبل از جام‌جهانی یک عده تو کار قلعه‌نویی گذاشتند/ کیروش قالتاق بود/ برای مربی کریس رونالدو گوشی آیفون خریدم

زمان مطالعه: ۲۲ دقیقه

هاشم بیک‌زاده، پیشکسوت فوتبال در تیم استقلال با مروری بر خاطرات دوران بازی و اردوهای تیم ملی، جام جهانی و جام ملت‌های آسیا و باشگاه محبوبش در قلب پایتخت، نکات جذابی را به زبان آورد.

هاشم بیک‌زاده مهمان قسمت هشتم «من تو من» است تا روزهای داغ فوتبال پرحاشیه و جنجالی دهه ۸۰ و ۹۰ را همراه با بهروز رهبری‌فرد از قاب خبرورزشی بازگو کنند. صحبت‌های شیرین ستاره اسبق تیم ملی و ازجمله پیشکسوتان محبوب آبی‌پوش فوتبالمان از تهران تا برزیل و کنار لیونل مسی را در این گفت‌وگو می‌خوانید.

چون زشت بودم نمی‌رفتم جلوی مدرسه دخترونه!

هاشم بیک‌زاده در ابتدای صحبت‌هایش درباره آرایشگاه محله زادگاهش گفت: ما در کیانشهر زندگی می‌کردیم و یک آرایشگاه اون‌جا بود که می‌گفتن داوود فنایی و بقیه بچه‌های پرسپولیس اونجا موشون رو اصلاح می‌کنن. یک اپل کورسا هم بود که فکر کنم خود شما (بهروز رهبری‌فرد) میامدید و موهاتانو کوتاه می‌کردین.

وی در همین‌باره ادامه داد: آن زمان‌ها که شما میومدین و مو اصلاح می‌کردین من زشت بودم! موهام بلندتر بود ولی خیلی زشت بودم... این‌قدر زشت که نمی‌تونستم برم جلوی مدرسه دخترونه!

سق عادل فردوسی‌پور سیاه بود!

بیک‌زاده درباره جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل و این‌که آیا عادل فردوسی‌پور او را چشم زده یا نه گفت: درست همون ایام بود که عادل فردوسی‌پور از هر کسی تعریف می‌کرد اون فوتبالیست نابود می‌شد. الان هم در برنامه‌اش هر کسی را می‌آورد نابود می‌شود! دقیقا یادم هست برنامه ۹۰ که پخش می‌شد و من رفتم، برای قرعه‌کشی جام جهانی عادل گفت دوست داری با چه تیمی همگروه بشی که گفتم من مسی را دوست دارم و دوست دارم با آرژانتین توی یک قرعه بیفتیم و عدل هم همین‌طور شد! از آن‌زمان هم هی می‌گفت تو یارگیر مسی هستی و مسی را می‌گیری، مهار می‌کنی و از این‌جور حرف‌ها این‌قدر گفت که آخر هم مصدوم شدیم و نتونستیم بریم! با تیم بودم و جزو لیست ۲۳ نفره بودم اما نتونستم بازی کنم. سق آقای عادل سیاه بود.

شاید من نمی‌ذاشتم مسی به ایران گل بزنه

آن روزها در سراسر ایران پیچیده بود که هاشم بیک‌زاده یارگیر مسی است. بچه و بزرگ منو می‌دیدن می‌گفتن یارگیر مسی اومد. آخر سر هم طوری شد که نه خود مسی رو گرفتم نه پیرهنشو. شاید الان به شوخی بگید من نبودم و مسی اون گل رو به ما زد ولی شاید هم در حقیقت اگه من بودم نمی‌ذاشتم گل بزنه.

دخترم را تا دو ماهگی ندیده بودم

وقتی که من رفتم آفریقای جنوبی، بچه‌ام «تیارا» به دنیا آمد. دختر کوچیکم وقتی به دنیا اومد من نبودم ببینمش. سه هفته هم در اتریش بودیم. نزدیک یک ماه هم جام جهانی طول کشید. من که اومدم بچه‌مو دیدم نشناختم، اونم منو نشناخت. بچه‌ام دو ماهه شده بود که من برگشتم خونه وقتی دیدمش تعجب کردم! این‌که میگن فوتبالیست ها خوب پول می‌گیرن درسته ولی این چیزها رو هم داره.

یک جاسوس از رفاقت من سوءاستفاده کرد

بیک‌زاده درباره لو رفتن ترکیب تیم ملی قبل از دیدار با نیجریه گفت: بحث دعوای من با کفاشیان از همین‌جا شروع شد؛ این‌که یه آدم‌هایی اون‌جا پیدا می‌شدن که جاسوس بودن. من رفاقتی روی اون‌ها حساب می‌کردم و باهاشون درد دل می‌کردم و بی‌خبر از همه‌جا ترکیب تیم رو هم گفتم. بعد یک‌مرتبه دیدیم ۷۲ ساعت قبل از بازی نیجریه ترکیب تیم ملی اومده بیرون! کیروش قاطی کرد. اونم ترکیب تیم جلوی نیجریه. هنوز با کارلوس کیروش به صورت واتساپی ارتباط دارم و با هم حرف می‌زنیم. اگر الان به او بگویم که خبر ترکیب تیم ملی جلوی نیجریه رو چه کسی از زبون من کشید بیرون و منتشر کرد منو می‌بره دستیار خودش می‌کنه.

کیروش

زودتر از تیم ملی برزیل رسیدم برزیل!

وقتی قبل از جام جهانی ۲۰۱۴ مصدوم شدم مربی اختصاصی کریستیانو رونالدو را برای من در نظر گرفتند تا منو به جام جهانی برسونن. برای من بلیت فرست‌کلاس اختصاصی گرفتن که برم هامبورگ و از همونجا رفتم برزیل. قیمت فرست‌کلاس خیلی زیاد بود. تیم ملی برزیل هنوز نرسیده بود که من رسیده بودم. کمپ تیم ملی توی باشگاه کورنتیانس بود. من وقتی رسیدم دیدم پلیسا ریختند اونجا و از لحاظ امنیتی سنگین بود. ایرانم یک حالت امنیتی داشت به لحاظ سیاسی رو ما حساس بودن. بعد می‌گفتن جام جهانی هنوز شروع نشده این پسره اومده اینجا چیکار کنه!

کیروش قبل از جام جهانی گفت می‌تونی بری پیش خانواده‌ت

چون من مصدوم بودم کیروش هم منو خیلی دوست داشت گفت تو زودتر برو. به من گفت انتخاب کن؛ یا جام جهانی یا خانواده؟! چون به من گفت الان با این وضعیت ۶ هفته است که خونوادتو ندیدی، بچه‌ت هم میگی به دنیا اومده. اگه بری ایران دیگه من یکی دیگه رو باید ببرم ولی اگر از اینجا بری برزیل و اونجا بمونی روی پات کار کنی منم مربی در اختیارت می‌ذارم شاید برسی! و بازی آخرم رسیدم و می‌تونستم بازی کنم ولی دیگه نشد منو بازی بده. البته بازی آخرم سه تا خوردیم. ای کاش منو بازی می‌داد.

بیک‌زاده در واکنش به این پرسش رهبری فرد که حالا اگر خونواده‌ت این صحبت‌ها رو بشنون ناراحت نمی‌شن و نمیگن که تو ما رو به جام جهانی فروختی، پاسخ داد: نه! این کارها برای آینده خانواده‌ام بود. اگر می‌تونستم در جام جهانی بازی کنم لژیونر می‌شدم و پول بیشتری دربیاورم و قرارداد دلاری ببندم و همه این‌ها بود اما متاسفانه نشد. البته جا دارد از همین‌جا از آن‌ها تشکر کنم و بگویم که متاسفم که نشد اون اتفاقاتی که می‌خواستم رو براشون رقم بزنم.

تیم ملی بدنساز روزمزد گرفته بود

وقتی رسیدم برزیل یک برونو بود که مربی بدنساز تیم ما بود. او قبلا با کیروش در تیم‌های دیگه کار کرده بود و فدراسیون اون رو به صورت روزمزد در اختیار گرفته بود. یک آدم خیلی بزرگ؛ فکر می‌کنم اون زمان روزی ۱۰۰۰ دلار بهش پول می‌دادن.

برای مربی رونالدو گوشی آیفون خریدم

برونو توی منچستر با کیروش کار کرده بود، توی منچسترسیتی هم کار کرده بود؛ مربی بدنسازی خصوصی کریستیانو رونالدو بود. همین ۴ سال پیش بدنساز پاری سن‌ژرمن بود که دنی آلوز بازی می‌کرد. سال بعد از اون بدنساز آرسنال شد بعد هم بدنساز تیم ملی برزیل. خیلی آدم کاردرستی بود. پای منو کاری کرد که در عرض دو هفته تونستم بدوم. منم برای این‌که خیلی برام زحمت کشید یک گوشی آیفون براش خریدم. اون زمان هزار دلار هزینه کردم ولی خیلی تلاش کرد منو برسونه.

هرچی از نکونام گرفتم پولشو بهش دادم

در این باره که آیا صحت دارد آن زمان در اردوی تیم ملی همراه با جواد نکونام به هم‌تیمی‌هایشان جنس می‌فروختند، توضیح داد: آقا جواد به من لطف داشت. مثلا وقتی یه ساعت توی دستش می‌دیدم و از اون خوشم میومد می‌خواست بده به کسی اونو من می‌گرفتم. البته پولشو می‌دادم، مفتی که نه. پولشو می‌دادم و از این طریق خرید و فروش می‌کرد. آقا جوادم همه لباس‌هاش برند بود مثلا یک ساعت هابلوت ازش گرفتم که خیلی هم گرون بود اونو از اسپانیا گرفته بود. البته یکی دو تا کفش هم بهم داد ولی پولشو نگرفت. خدا پدرشو بیامرزه ولی هرجا نشسته به دوستا گفته! ای کاش پولشو می‌گرفتی و این حرفا رو پشت سرم نمی‌زدی!

تیموریان نیمه‌لارج بود، امیرحسین صادقی خسیس!

بیک‌زاده در این باره که دست‌ودل‌بازترین فوتبالیست ایران چه کسی است گفت: آندرانیک تیموریان فقط سرما که میومد دستشو توی جیبش می‌کرد! تا سرد نمی‌شد اصلا دستشو تو جیبش نمی‌کرد! آندرانیک نیمه‌لارج بود.

او درباره خسیس‌ترین هم‌تیمی دوران فوتبالش هم گفت: امیرحسین صادقی خیلی خسیس بود، البته حنیف هم خیلی خسیس بود. اینا لارج نبودن و بهشون می‌گفتم که این همه پولو می‌خواین چیکار کنید؟ برید دست بدبخت بیچاره‌ای رو بگیرین اون دنیا به دردتون می‌خوره.

رهبری‌فرد: کریم باقری بدش می‌آید دست توی جیبش کند!

بهروز رهبری‌فرد هم در همین خصوص که در دوران فوتبالش خسیس‌ترین کسی که دور و برش دیده چه کسی بوده گفت: مثلا کریم باقری از اون‌هایی بود که اصلا دوست نداشت دست توی جیبش کنه. خیلی بدش میومد به کسی پول بده. کریم باقری حتی اگر سردش می‌شد هم دستکش دستش می‌کرد ولی دستشو تو جیبش نمی‌کرد! آقا کریم هر سه ماه درمیون به من زنگ می‌زنه و میگه بیا بریم خیابون وصال، سازمان انتقال خون، خون بدیم. من همراه با اون و خاکپور و یکی دو تا دیگه از بچه‌ها میریم و کیسه خون ما در عرض یک ربع پر میشه اما کیسه خون کریم باقری بعد از یک ساعت تازه نصفه می‌شه! وقتی اینو می‌بینم بهش میگم آقاکریم خدا هم می‌دونست تو چقدر سفتی! خونتم دیر میاد از بدنت بیرون.

میناوند و انصاریان

خاطره مشترک هاشم و بهروز از زنده‌یاد میناوند

در ادامه رهبری‌فرد با یادکردن از زنده‌یاد مهرداد میناوند او را یک شخصیت دست‌ودل‌باز توصیف کرد که هاشم بیک‌زاده گفت: بله درست میگی. من آخرین برنامه‌ای که با آقامهرداد اجرا کردیم، سه روز قبل از اتفاق تلخ بود که براش افتاد. خدا روحش رو شاد کنه. کاملا می‌دونم که اون خیلی دست‌ودل‌باز بود.

رهبری‌فرد در این بخش از صحبت‌های بیک‌زاده گفت: اتفاقاً مهرداد قبل از این‌که بیاد برنامه شما به من زنگ زد و گفت با کی برم؟ منم گفتم با علی انصاریان برو، هم خوب صحبت می‌کنه هم شوخه. اونم زنگ زده بود به علی و علی هم قبول کرده بود که با هم اومدن. خدا هر دوی اون‌ها رو رحمت کنه.

بیک‌زاده هم گفت: الان ببینید چقدر خوب است ما از اون‌ها به خوبی یاد می‌کنیم. خودشون هم در این دنیا نیستند ولی این چیزهاست که می‌ماند. دست‌ودل‌بازی صفت خوبی است. مثلا آقا کریم! عمر است دیگه همه ما یک روزی می‌رویم آخه این همه پول جمع کردی برای کی جمع کنی. البته منظورم آقا کریم نیست من با ایشون ارتباطی ندارم.

اون آقا خودش سالم بود ولی با کیروش دعوا داشت

بیک‌زاده درباره درگیری‌اش با علیرضا اسدی، مسئول اسبق فدراسیون فوتبال گفت: دکتر اسدی خداییش آدم سلامت و خوبی است. اتفاقا وقتی می‌خواستن اونو از مدیریت آکادمی فوتبال عوض کنن به مسئولان پیغام دادن و گفتن اگر میشه بمونه چون تا آخر بازی‌ها یک ماه بیشتر نمونده و الان زمان خوبی برای تغییرات نیست. این‌که با کیروش دعوا داشت رو من زیاد واردش نمی‌شم اما در این‌که بعد از بازی پرسپولیس مصاحبه کردم یه بندی توی قرارداد آورده بود که البته اونم خودش بنده‌خدا نیاورده بود. اصلا خودش تو این فازها نبود که بخواد با کسی بد باشه. مثل پدر دلسوز و مهربون بود ولی یه آدمایی کنار آدم هستند که آدما رو خراب می‌کنن.

قبل از جام جهانی عده‌ای توی کار قلعه‌نویی گذاشتند

بیک‌زاده در این باره که بعد از جام جهانی امیر قلعه‌نویی به برخی بازیکنان که از برزیل برگشته بودند تهمت زده بود که در تیم‌های باشگاهی کم‌کاری می‌کنند گفت: من که کم‌کاری نکردم! البته این حرف‌ها برای قبل از جام جهانی بود. مثلا می‌گفتن بچه‌های تیم ملی می‌خوان کم‌کاری کنن چون قلعه‌نویی با کیروش دعوا داشت تو کار قلعه‌نویی می‌ذارن.‌ آخر سر هم خود قلعه‌نویی یه جلسه گذاشت و درباره این مسائل حرف زد.

در کتابم اسامی آن‌ها را می‌نویسم

وی ادامه داد: نمی‌خوام اسم بیارم. نمی‌خوام بگم برای تیم کم می‌ذاشتن اما ته دلشون راضی نبودن که استقلال نتیجه بگیره. من به امیر قلعه‌نویی هم گفتم قصد دارم روزی که خواستم کتاب زندگیم‌ رو بنویسم اسم این افرادی که برای تو کم‌کاری می‌کردن رو می‌نویسم. بعد آقای قلعه‌نویی اومد مصاحبه کرد گفت آقای بیک‌زاده نمی‌خواد کتاب بنویسی بیا واقعیت‌ها رو بگو. دیگه منم نمی‌تونستم اسم بگم که چون اگه می‌خواستم اسم بگم باید ثابت می‌کردم یا باید یه جادوگر بیارم ثابت کنم که این‌ها بودن. ولی بله بود؛ همچین چیزی بود و یه عده تو کار امیر قلعه‌نویی می‌ذاشتن.

بیک زاده - قلعه نویی

قلعه‌نویی پول داد خونه خریدم پس هم نگرفت

بیک‌زاده در این باره که آیا تا به حال از امیر قلعه‌نویی پول قرض گرفته یا نه گفت: بله خداوکیلی من از امیر قلعه‌نویی پول قرض گرفتم. دمش گرم و درود به شرفش. یه خونه می‌خواستم بگیرم یکم پول کم داشتم. البته من به امیرخان گفتم می‌خوام این پولو برگردونم و قبول نکرد. همین‌جام تشکر می‌کنم ازش، دمش گرم.‌ نه فقط من که خیلی‌ها بهش رو زدن ولی می‌دونم که دست خیلیای دیگه رو هم گرفته. امیرخان این‌جور چیزاش خوبه و همین‌کارا رو که می‌کنه خدا هم تو فوتبال کمکش می‌کنه. همه چیز فوتبال دنیا که فنی نیست بالاخره میگن تا خدا نخواد هیچ برگی از درخت نمی‌افته. یه توپ می‌خوره تو تیر میره توی دروازه ولی همون توپ با همون زاویه می‌خوره به تیر میاد بیرون؛ اینا کار خداست... من به این چیزا اعتقاد دارم.

توپ انگیزشی کیروش

بیک‌زاده درباره توپی که در زمان کیروش روی آن جملاتی نوشته شده بود گفت: یک چیز نبود ۸ جمله روی آن توپ نوشته شده بود. ببخشید ۶ تا کلمه؛ روی این توپ‌های کوچیک تنیس که ما باهاش هفت‌سنگ بازی می‌کردیم. یه جا نوشت استقامت، یه جا نوشت غرور... کلمه کلمه بود... یه جا نوشت تیم ملی یه جا نوشت انگیزه، هدف یا این چیزها بعد به بچه‌ها گفت از این به بعد هر کسی توی سالن غذاخوری تمرین و بدنسازی این توپ همراهش نباشه از بازی حذف میشه؛ از تمرین اخراج میشه و خیلی هم جدی بود. گفت نه بازی می‌ذارمش نه تمرین همون روز.‌ بچه‌ها هم نامردی نکردن و نقشه کشیدن ببینن برای کی رو بدزدن. می‌گفت حتی وقتی خوابیدی توپ رو زیر بالشتون بذارین و یا بگیرین دستتون که دائم پیشتون باشه.

از ترس کیروش گفتم بیرون‌روی دارم!

بیک‌زاده در ادامه این بحث گفت: در یک برهه‌ای بچه‌ها توپ منو برداشتن. دیوونه شده بودمو نمی‌دونستم چیکار کنم. بعد که اومدم توی اتوبوس نشستم بغل دست یکی از بچه‌ها دیدم توپشو بالا پایین می‌ندازه. منم دیدم گفتم ای وای توپ من کجاست. همه جا رو گشتم دیدم نیست. گفتم یا ابوالفضل الان کیروش میاد همه چیو چک می‌کنه می‌بینه من توپم نیست. داشتیم از هتل می‌رفتیم سر تمرین. بعد رو به یکی از مربیا خودمو زدم به دل درد گفتم وای دلم درد می‌کنه. گفتم بیرون‌روی دارم، نمی‌تونم خودمو نگه دارم باید برم دستشویی. رفتم که توپمو پیدا کنم ۱۰ دقیقه دیر کردم. کیروش هم نشسته بود توی اتوبوس. البته فکر کنم خود جواد نکونام توپمو برداشته بود. خلاصه با هر بدبختی شد توپو پیدا کردم و اومدم از اتوبوس بیام بالا دیدم کیروش نشسته. گفت توپت کو سریع درآوردم نشون دادم.

کیروش دعوایی نبود اما به کسی باج نمی‌داد

بیک‌زاده درباره کیروش گفت: آقا بهروز راستشو بخوای کیروش دعوایی نبود ولی قالتاق بود. به کسی باج نمی‌داد وگرنه آدم خوبی بود. هرجا هست خدا حفظش کنه.

در تایلند اتاقمان کنار استخر مختلط بود

بیک‌زاده درباره اردویی در تایلند در دوران بازی در استقلال درباره استخری که روبه‌روی اتاقش بوده و مختلط هم بوده و این‌که آیا دوست داشته در آن استخر شنا کند یا نه گفت: تیم ما با تیم بوریرام بازی داشت. فکر می‌کنم جام باشگاه‌ها بود. دیر وقتم رسیدیم مثلا ساعت ۱۲ شب رسیدیم هتل تا بیایم شام بخوریم دیر شد. من با آندرانیک هم‌اتاق بودم. خوابمون نمی‌برد. اون‌ها از قصد این کارو کرده بودند و اتاق ما رو انداخته بودن دم استخر پر سر و صدا. من با آندرانیک نشسته بودیم و واقعا داشت خوابمون می‌برد ولی این صدا نمی‌ذاشت... پنبه گذاشتیم توی گوشمون.

شکار مارمولک در تایلند

وی ادامه داد: آندو یه دفعه تا اومد بخوابه ۵ متر پرید هوا! گفتم چیکار می‌کنی آندو!؟ گفت مارمولک! مارمولک! یه مارمولک به این درشتی (بیک زاده دستش را به اندازه ۲۰ سانت باز می کند) توی اتاقمون بود. بعد اونجا توی تایلند که هوا گرم و شرجی هست از این جک و جونورا زیاد بود. خلاصه ما تا ساعت ۳ صبح دنبال این مارمولک بودیم. آخرم با همدیگه کشتیمش.

کمک قلعه نویی نصفه شب رفته بود لب استخر تایلند

بیک زاده گفت: بعد از شکار مارمولک به آندو گفتم آندو حالا که هنوز نخوابیدیم بریم ببینیم اینا از استخر رفتن یا نه! رفتیم دیدیم یکی از کمک‌های امیر قلعه نویی فکر کرده همه خوابیدن رفته نشسته داره استخر رو نگاه می‌کنه. به آندو گفتم: آندو این یکیو ببین! رفته نشسته از نزدیک داره اینا رو دید می‌زنه. نمی‌دونم دیگه کاری کرد یا نکرد ولی ما بعدش دیگه رفتیم خوابیدیم. خاطره جالبی بود.

تیموریان

نه به سنجاقک نجات دادن آندو نه به مارمولک‌کشی!

بیک‌زاده درباره گل زیبای آندرانیک تیموریان در آن مسابقه که از راه دور به ثمر رسید گفت: گل خیلی قشنگی زد. بعد که گل زد و رفت برای شادی گل سمت تماشاچیا دید یک سنجاقک افتاده روی چمن و اونو گرفت و از زمین برد بیرون. بعد همه دنیا و محیط زیست ازش تشکر کردن. حالا اگر من اونو برداشته بودم هزار تا حرفم به من می‌زدن. البته محیط زیست اگه می‌فهمید ما شب قبلش مارمولکه رو چه جوری کشته بودیم پدرمونو در می‌آورد. عجب مارمولکی بود! خوشگلو سبز. نه به اون مارمولک کشتنمون نه به اون سنجاقک نجات دادن مون.

مهرداد پولادی را من لژیونر کردم

بیکزاده در این باره که به طور کلی بدشانسی زیاد آورده درباره جام ملت‌های آسیا در استرالیا و اینکه دستش که دژاگه لگد کرده بود گفت: متاسفانه اونجا هم جام ملت‌های آسیا رو مثل جام جهانی از دست دادم. شانس من اینطوری بود و قسمتم نبود. قسمت بود که مهرداد پولادی به جای من بازی کنه و بره لژیونر بشه. شاید من بازی می‌کردم و به جای مهرداد پولادی لژیونر می‌شدم. البته اینکه به کشور برنگشت باعثش من نبودم. من باعثش شدم که بره لژیونر بشه ولی اینکه برنگشت به خاطر سرباز فراری بودنش بود.

دژاگه انگشتم را چنان کشید استخوان از مچم زد بیرون!

بیک‌زاده درباره لحظه شکستن انگشتان دستش زیر پای دژاگه گفت: در تمرین تیم ملی بودیم. روز قبل از بازی من در ترکیب اصلی بودم بعد اشکان دژاگه اومد از من بندازه بره من توپشو گرفتم و چرخید! بعد که من انداختم برم از من عقب‌تر بود دست می‌نداخت که منو بگیره دست انداخت روی این دوتا انگشتم و کشید و از بالای مچ استخونم زد بیرون. من تا اون موقع استخوان انسان ندیده بودم. من فکر کردم دستم در رفته هی فشار می‌آوردم که اونو بزارم سرجاش بعد یهویی دکتر پرهام از راه رسید گفت: «دیوونه داره چیکار می‌کنی؟» گفتم این در رفته سریع جا بنداز می‌خوام درستش کنم فردا بازی داریم. گفت: «بابا این در نرفته شکسته!». اصلاً یه شکل عجیبی داشت خیلی بد بود.

ساعت ۳ با اشکان و آندو از اردو می زدیم بیرون

من با اشکان و آندو خاطرات زیادی داریم. یه بار کیروش اومد علناً گفت ما دوربینا رو چک کردیم بعضیا ۲ و ۳ نصف شب میرن از اردو بیرون. هشدار داد و دیگه تو دوربین معلوم بود کیا بودن. ما که نبودیم.

احمدی نژاد

احمدی‌نژاد باعث شد پرسپولیسی نشدم

بیک‌زاده درباره حضورش در باشگاه پرسپولیس و اینکه قرارداد بسته بود گفت: اون موقع فجر بودم. بعد سربازیم تموم شد بعد از اون سرباز نبودم و بازیکن آزاد می‌شدم. ۷، ۸ تا تیم منو می‌خواستند و پیشنهاد داشتم. یکیش هم پرسپولیس بود. جالب اینکه استقلال به من پیشنهاد نداده بود چون مهدی امیرآبادی رو در چپ داشت. میثم منیعی رو در چپ داشت و مهرداد پولادی هم چپ داشت یعنی سه تا چپ بودن. پر بودن. آقای حبیب کاشانی که سرمربی‌ام استیلی بود منو خواستن و بهترین گزینه‌ها توی این پیشنهادهایی که داشتم پرسپولیس بود. منم دوست داشتم بیام تهران کنار خونوادم. رفتم با حاج حبیب کاشانی صحبت کردم و توی شورای شهر قرارداد بستیم. عکسم گرفتیم با پیرهن که قرار شد بریم سر تمرین. بعد یه دفعه مشکلاتی پیش اومد بین آقای حبیب کاشانی و احمدی نژاد که حاج حبیب رو برکنار کردند و آقای استیلی هم نموند. وقتی اونا رفتن منم مصاحبه کردم و گفتم چون من به خاطر حاج حبیب و آقای استیلی اومده بودم الان دیگه با اون شرایط نمی‌تونم بمونم. تا این مصاحبه رو کردم استقلالیا به من زنگ زدن و گفتن این بازیکن خوبیه اینو بگیریدش. امیر خان گفته بود. رفتم قرارداد بستم و همون سال اول هم با آقای قلعه نویی قهرمان لیک شدیم. قسمت ما اینطوری بود.

به سیروس گفتم سط بازی گندم درو می کنی؟

من یه بار آقا سیروس دین محمدی رو دیدم بهش گفتم گل می‌زنی چیکار می‌کنی میری گندم درو می‌کنی؟ انگار داس تو دستته میری چیکار می‌کنی. آخرم نگفت یعنی جواب نداد. خوب شد یادم انداختید.

هرگز قصد توهین به نمادهای تمدن پارسی را نداشتم

بیک‌زاده درباره حضورش در برنامه تلویزیونی با مهران غفوریان و سیامک انصاری و اینکه اتفاقاتی در آن برنامه رخ داد که کل ایران را به هم ریخت توضیح داد: واقعا یه چیزی بگم شاید باورتون نشه البته من که نبودم من فقط تو یه بخشش بودم. بله بودم ولی... من بودم و احسان روزبهانی از اونایی که خیلی شناخته شده بودند همراه با سیامک انصاری و مهران غفوریان که مجری بودند. واقعا اینو اینجا میگم؛ خدا رو شاهد می‌گیرم اصلاً نیت بدی نداشتم که به نماد هموطنای عزیزمون که خودم هم جزو اون‌ها هستم و نماد کشور و نماد تمدن یک کشور باشه توهین کنم. این مشکل برمی‌گرده به طراح صحنه. اونا کم توجهی کردند و غافل شدند از این اتفاق وگرنه شما ببینید تمام نمادهای اون برنامه برای دوران مادها و پارس‌ها بودند و نمادهای ایران باستان بودند. اگر قصدمون این بود خدایی نکرده که این همه نماد ایرانی رو تبلیغ نمی‌ذاشتن بکنن. ولی باز هم اینجا میگم که ناخواسته بوده و هیچکس مقصر نبوده.

مادرم با پارچه کت‌شلواری حسن روحانی دامن دوخت

بیک‌زاده درباره تصویری که از او در کنار حسن روحانی ریاست جمهور اسبق کشورمان پخش شد گفت: آقای احمدی نژاد داشت می‌رفت و به ما نفری ۵۰ میلیون تومان پول داد با چک. یک مجوز ماشین داد و یه چیز دیگه هم داد. بهش گفتم دمش گرم آقا احمدی نژاد خب به ما رسید. بعد رسیدیم به این روحانی! (رییس جمهور اسبق کشور) به ما دو تا سکه داد گذاشته بود تو جعبه! بعد یه پارچه هم داد، یه پارچه کت شلواری. منم اونو دادم به مادرم یا خواهرم اونا با اون برای خودشون به جای کت شلوار دامن درست کردن.

مسی

پیراهن مسی را نکونام گرفت

بیک‌زاده در این باره که پیراهن مسی بعد از بازی با آرژانتین دست چه کسی ماند گفت: از قبل مسابقه ایران آرژانتین همه می‌گفتند بیک‌زاده یارگیر مسیِ و قرار هم بود که من پیرهنشو بگیرم اما بعداً معلوم شد که جواد نکونام پیرهنشو گرفته بهم گفت بهت میدم.‌ بعداً گفت من اصلاً اونو نگرفتم. ولی بعداً معلوم شد که دست خود آقا جواده. امیدوارم هرجا هست موفق باشه.

مسی یک متری من ایستاده بود که سوهان روحم اومد!

بیک‌زاده درباره پایان دیدار تیم‌های ایران و آرژانتین و اینکه گفته می‌شود در آن مسابقه درگیری بین بازیکنان به وجود آمد گفت: بله آخر بازی دعوا شد خیلی جنجال شد. یک پنالتی برای ما نگرفتند بعد اومدیم توی رختکن دیدیم مسی لباسشو درآورده. یک متری من بود. گفتم نگاه کن این بهترین بازیکن جهانه! خیلی برام افتخار بود. خواستم باهاش عکس بگیرم اما این خانزاده که میگم هرجا میرم اون مثل سوهان روحمه سریع اومد گوشیشو درآورد با مسی یه عکس گرفت. عکسش کنار مسی که لخت وایساده هست.

ماسکرانو با دژاگه درگیر شد

بیک‌زاده درباره درگیری بین ماسکرانو با بازیکنان تیم ملی کشورمان گفت: اشکان دژاگه با یکی دوتا دیگه از بچه‌ها درگیر شده بود. خیلی هم دعوای بدی بود. توی کنفرانس خبری هم بعدش درباره این موضوع صحبت شد بازتاب خیلی بدی داشت.

کیروش برای بازی آرژانتین مرا به کنفرانس خبری بود

بیک‌زاده در تمجید از رفتار حرفه‌ای کارلوس کیروش درباره خودش گفت: ببینید کیروش چقدر حرفه‌ای کار می‌کرد. وقتی می‌دانست من مصدوم هستم با این حال در کنفرانس خبری منو کنار خودش به نشست خبری برد. در حالی که همیشه سرمربی بازیکن اصلی و اونی که می‌خواد روش حساب باز کنه رو می‌بره که توی اون شرایط روحیه بگیره ولی توی نشست خبری بازی با آرژانتین به اون بزرگی منو برد. چون به لحاظ روحی روانی روی بچه‌ها خیلی کار می‌کرد و قوی بود در یک کنفرانس خبری در سطح جام جهانی به اون بزرگی که ۲۰۰ تا خبرنگار نشستند از سراسر جهان از شما سوال می‌کنن! حرف می‌زنی و صحبت می‌کنی که این فرصت نصیب هر بازیکنی نمی‌شه. شاید کلاً چند تا بازیکن بتونن برن در نشست خبری اونم بازیکنای بزرگ. اونم تو بازی‌های بزرگ مثل آرژانتین.

حقیقی

شاید حقیقی دست از سر بی‌بی رکسا برنداشته

در این مورد که آیا مقصر شکست تیم ملی در جام جهانی مقابل آرژانتین علیرضا حقیقی بود یا نه گفت: بگذریم! علیرضا قدش بلند بود و خیلی هم خوش تیپ بود. علیرضا توی خوش تیپی و خوش قیافه بودن در اون جام جهانی ۲۰۱۴ جزو بهترین‌ها شد. به همین خاطر با اون خواننده آمریکایی «بی‌بی رکسا» دوست شد. رهبری فرد در این بخش از صحبت گفت: «امیدواریم بی‌بی رکسا شوهر کرده باشد و دست از سر علیرضا برداشته باشد» که بیک‌زاده جواب داد: از کجا معلوم علیرضا هنوز دست از سر اون برنداشته.

عابدزاده دروازه بان تیم رویایی ام نیست

بیک زاده درباره تیم رویایی و محبوبش درباره دروازه‌بان تیمش گفت: اولاً باید از کسایی که اسم نمی‌برم یادم نمیاد معذرت خواهی کنم. من دروازه‌بان تیمم را ناصر خان حجازی می‌ذاشتم که خدا رحمتش کنه.‌ عابدزاده رو نمی‌ذاشتم. سیستم من کلاسیک ۴-۴-۲ بود.

تیم رویایی هاشم

دوتا دفاع وسط‌هایی که دوست داشتم پژمان منتظری رو می‌ذاشتم و سید جلال حسینی. در دفاع چپ خودمو می‌ذاشتم البته می‌گید من مربی ام و نمی‌تونم خودمو بذارم. دفاع چپ مجتبی محرمی رو می‌ذاشتم. در دفاع راست جواد زرینچه رو می‌ذاشتم.‌ برای هافبک دفاعی و هافبک آزاد نفوذی کریم باقری رو می‌ذاشتم دفاعی و نفوذی هم علی کریمی. ولی به جای کریم باقری نظرم رو عوض می‌کنم و جواد نکونام رو می‌ذارم. در پست هافبک راست ناصر محمدخانی رو می‌ذاشتم. در هافبک چپ هم آندو تیموریان را. در خط حمله علی دایی رو می‌ذارم و حسن روشن.

رهبری فرد: مدیرعامل پرسولیس مجتبی محرمی را نمی شناخت!

در بخش پایانی این گفتگوی جذاب هاشم بیک‌زاده از علاقمندان به فوتبال و باشگاه‌های پرطرفدار درخواست کرد بازیکنان پیشکسوت این باشگاه‌ها را بیشتر به نسل جدید معرفی کنند که بهروز رهبری فرد با ذکر خاطره‌ای گفت: «امروز در دست بچه‌های کم سن و سال تلفن همراه قرار گرفته که دائم در حال صحبت راجع به بازیکنان امروز هستند اما از مدیران فوتبالی هم توقع می‌رود که لااقل قدیمی‌ترها را بشناسند. من این را به عینه دیدم که با مدیرعامل پرسپولیس حرف می‌زدم و به او گفتم مجتبی محرمی را می‌شناسید که او گفت عکاس است؟ هوادار است؟ وقتی مدیرعامل باشگاه پرسپولیس مجتبی محرمی را نشناسد دیگر چه توقعی می‌توان از بقیه داشت.

اجنبی ها قدر پیشکسوتان فوتبال ما را بیشتر می دانند!

بیک زاده هم در واکنش به این خاطره گفت: واقعاً جای تاسف دارد! در همین کشورهای حوزه خلیج فارس قطری یک بازیکن ایرانی رفته آنجا یک فصل بازی کرده آن هم ۴۰ سال پیش بعد هر اتفاقی می‌شود یا موضوعی می‌شود کلاس‌های روز دنیا می‌شود هزینه‌های کلاس را تقبل می‌کنند و آنها را دعوت می‌کنند. به این بهانه که او یک فصل برای تیمشان بازی کرده. در یک کشور غریبه و اجنبی این کارها را می‌کنند بعد در کشور خودمان پیشکسوت را قبول ندارند. البته این‌ها حرف نیست این‌ها درد است. خیلی‌ها آمدند زحمت این تیم‌ها را کشیدند. برای مثال اگر من خودم در همین تیممان با به آن مشکل با آن مربی نمی‌خوردم که رفتم سپاهان یا تیم‌های دیگر تا آخر عمرم در استقلال می‌ماندم .اگر یک بازیکنی به یک تیم دیگر می رود صرفا به خاطر پول نبوده است. گاهی اوقات مجبور می‌شود و باشگاهش را عوض می‌کند مجبور می‌شود.‌ می‌خواهم بگویم همه چیز به خاطر پول نیست. من وقتی از فجر آمدم از ۱۸ تیم لیگ برتر ۱۷ تیم منو می‌خواستند حتی بیشتر از استقلال هم به من پول می‌دادند.

بیشتر بخوالنید: آقای تارتار در پرسپولیس باید ترک عادت کنی/ این تیم بعد سوت داور باید بچسبد به دروازه حریف

هاشم بیک زاده

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها