دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۰
۰ |
۰

سرداری که مرگش هم مثل زندگی، متفاوت بود

سرداری که مرگش هم مثل زندگی، متفاوت بود
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

آخرین وصایای پرویز قلیچ خانی بار دیگر تفاوت‌های او با دیگران را به نمایش گذاشت.

پرویز قلیچ خانی نام کوچکی در تاریخ ورزش ایران نیست. حتی اگر از آخرین حضور او در مستطیل سبز ۵۰ سال گذشته باشد (قلیچ خانی آخرین بار اسفند ۱۳۵۵ با پیراهن تیم ملی در ورزشگاه آزادی به میدان رفت) و حتی اگر او به واسطه زندگی شخصی و کنش‌های اجتماعی، خداحافظی زود هنگام با ورزش داشته و امکان ماندن در زادگاهش را نداشته باشد.

پرویز قلیچ خانی در تمام سال‌های پس از انقلاب می‌توانست با پاسخ به خیل ریز و درشت رسانه‌هایی که خواهان مصاحبه با او بودند، خود را در صدر اخبار نگه دارد اما او هم مثل سایر بزرگان عرصه‌های دیگر ترجیح داد به زندگی بی سر و صدای شخصی پرداخته و قاطی بازی‌های رایج روزگار نشود.

دیده شدن و شهرت، برای بسیاری آرزوست. در حالی که برخی فعالان ورزش و ستاره‌های هنر به هیچ فرصتی بابت دیده شدن در رسانه‌ها نه نمی‌گویند، برای بزرگان دلیلی برای فرار است و می‌بینیم که از پرویز قلیچ خانی تا بهروز وثوقی، در تمام این سال‌ها تعداد گفتگوها از انگشتان یک دست فراتر نرفت. حتی اسطوره‌هایی چون ناصر ملک مطیعی یا اکبر گلپایگانی که در ایران زندگی می‌کردند نیز همین روش را داشتند.

این تفاوت وجه تمایز آنها با سایر هم نسلان و همکارانشان است. آنها که در زندگی، مسیری که بقیه رفته و می‌روند را انتخاب نکرده و درست یا غلط، پای تصمیمات خاص خود می‌ایستند. آنها که می‌توانند به راحتی به بیشترین میزان از ثروت و قدرت برسند اما ترجیح می‌دهند جور دیگری زندگی کنند.

و اما مرگ...
به عنوان آخرین ورق از دفتر زندگی دنیایی برای این افراد متفاوت از بقیه است. در واقع آنها ادامه زندگی خود را در مرگ دنبال می‌کنند. در حالی که برای یک فرد عادی نیز مراسم مرسوم خاکسپاری و ختم و یادبود گرفته می‌شود، پرویز قلیچ خانی با آن اسم بزرگ وصیت می‌کند که به جای خاکسپاری و مراسم متداول و احترام به جسم، بدنش را در اختیار دانشگاه‌ها و علم بگذارند.

اولین نکته‌ای که از این وصیت به ذهن هر کس می‌رسد، تفاوت نگاه اسطوره‌هایی چون سردار با افراد عادی است. آنها که با این گونه حرکات، فریاد می‌زنند که مرگ، نقطه پایان زندگی و توقف نیست. او بدنش را هم در اختیار پیشرفت علم و کمک به بشریت می‌گذارد، به جای آنکه بخواهد تکه‌ای از خاک را به یادگار برای خود بردارد.

کسی که در طول زندگی دنبال قصر و خدم و حشم نبود، معلوم است که پس از مرگ دنبال آرامگاه و مکانی برای تجمعات سالانه نیست. او که در زندگی، آدرسش را به کسی نمی‌داد نمی‌خواهد که پس از مرگ، مکانی ثابت برای هوادارانش بسازد. او ترجیح می‌دهد با کارهایی که در زندگی کرده -یا حتی آنها که نگذاشتند بکند- در ذهن‌ها باقی بماند.

پس هیچ قسمت از کره زمین را برای خود بر نمی‌دارد، به جایش هر کس هر کجای دنیا در هر شرایط باشد، با شنیدن نام او یادش را در دل زنده نگه می‌دارد. معامله خوبی است، اما شرط انجامش داشتن کارنامه‌ای به عظمت امثال سردار است نه برای امثال ما!

قضاوتی نداریم. زندگی شخصی و عقاید هر کس به خودش مربوط است. هرکس پاسخگوی اعمالش در پیشگاه الهی است و حالا پرویز قلیچ خانی هم آسمانی شده اما آخرین حرکتی که از او در زندگی دنیوی سر زد، همان ترجیع بند تمام زندگی و نفس‌هایش بود؛ متفاوت بودن!

بیشتر بخوانید: وداع تلخ با پرویز قلیچ‌خانی در غربت؛ پیکرش اهدا شد، بدون مراسم خاکسپاری و یادبود

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

بازرگانی

آخرین خبرها