تقریباً همه فوتبالیها میدانند که فصل نقل و انتقالات، فصلی با ویژگیهای خاص و اخبار خاصتر است. اخباری که گاه به دلایلی مثل بالا بردن قیمت بازیکن یا کمک به ماندن او و بستن قراردادی بهتر، منتشر میشود و البته که برخی آنقدر تکراری است که دیگر تمام فوتبال دوستان آنها را حفظ هستند.
بازیکنان پا به سن گذاشته -به خصوص در تیمهای بزرگ- از جمله نامهایی هستند که هر سال در این موقع به عنوان خروجیها معرفی و بلافاصله اخباری که از آنها نام بردیم، پیرامون ایشان منتشر میشود. مثلاً اینکه پیشنهادی از اردوی رقیب برای فلانی رسیده که اگر دیر بجنبید او از دست خواهد رفت!
با همین سیستم باشگاههای بزرگ ما در تمام این سالها همواره قرارداد برخی بازیکنان ا به سن گذاشته را تمدید کردهاند. با اخباری که با غرض، از سمت ایجنت ها و به خصوص در فضای مجازی -چون رسانه های رسمی فیلتر دارند و هر خبری را منتشر نکرده و از یک سوراخ چندبار گزیده نمی شوند- منتشر و تبدیل به اهرم فشاری میشود که مثلا هواداران، مدیران آن باشگاه را وادار کنند تا به مربی فشار بیاورد و این بازیکنان بمانند!
مثال امید عالیشاه با مجموعه اتفاقاتی که سال قبل در همین روزها افتاد و این روزها نیز تکرار شده، بهترین گواه است. سال قبل همین موقع در پایان لیگ ۲۴ کارتال مربی پرسپولیس بود و هنوز یک سال دیگر قرارداد داشت. همه میدانستند در فهرستی که برای سال بعد به مدیران پرسپولیس داده -به درست یا غلط- از بین کاپیتانهای اول و دوم یعنی عالیشاه و وحید امیری، فقط یکی را خواسته و البته که نامهای دیگری مثل سروش رفیعی باید این تیم را ترک میکردند.
پرسپولیسیها به یاد دارند که کارتال در نیم فصل لیگ ۲۴ آمد و قرارداد یک سال و نیمه بست، یعنی اساس کار او برای لیگ بیست و پنجم بود که بعداً مدیران پرسپولیس خبر دادند به دلیل مشکلات خانوادگی قصد ندارد برگردد. همان موقع فوتبالیها میدانستند ریشه اختلاف کجاست و بعداً خود کارتال در مصاحبه آن را علناً افشا کرد، او رسماً اسم برد و گفت که این بازیکنان را نمیخواسته اما باشگاه بدون نظر او قرارداد ایشان را تمدید کرده است!
حالا تاریخ عیناً در حال تکرار است. در حالی که معلوم نیست اوسمار برگردد یا چه کسی مربی باشد، دوباره زمزمه رفتن عالیشاه برخاسته و دوباره تحرکات آغاز شده تا او، سروش رفیعی و چند بازیکن پا به سن گذاشته دیگر با همان سیستم فشار هواداری در فضای مجازی ماندگار شوند و این یعنی ادامه ناکامیهای پرسپولیس در سالهای اخیر برای فصل بعد!
البته که صرف جوانگرایی، تضمینی برای جام گرفتن نیست اما اولا با جوانان باختن بهتر از امتحان پس داده هاست و درثانی، لااقل پرسپولیس میتواند با تغییر نسل و میدان دادن به جوانان برای سالهای بعد مدعی باشد. همان کاری که برانکو ایوانکوویچ بعد از سالها ناکامی در پرسپولیس انجام داد و خودش و یحیی گل محمدی مزدش را با درو کردن جامها گرفتند.
نکته اینجاست که یک روش تا زمانی که جواب بدهد، مورد استفاده افراد قرار میگیرد. عالیشاه و سروش و تمام بازیکنان مسن لیگ برتر سالها با همین روش ماندهاند، درست مثل کاری که حسین حسینی در استقلال تا فصل قبل انجام میداد اما سوال اینجاست که این روش تا کی و تا کجا جواب خواهد داد؟
و سوال مهمتر اینکه مدیران باشگاه پرسپولیس تا کی و تا کجا قرار است نفع شخصی بازیکن را به آینده تیم و خواست هواداران ترجیح دهند؟ مسلم است که هیچکس دلش نمیآید پیراهن پرسپولیس و استقلال، سپاهان یا تراکتور را درآورد اما مسئله اینجاست که حضور آنها چقدر به حال این تیمها مفید است؟ بهترین جواب در کارنامه این بازیکنان و نتیجه تیمشان در همین فصول اخیر نهفته است!
بیشتر بخوانید: اینجا هیچ چیز به نفع پرسپولیس نیست؛ همه راهها به بنبست میرسد!

