در کمپ تیم ملی همه منتظر لحظه حساس بودند. ۳۱ بازیکن در این اردو حضور داشتند و پرواز تیم ملی فقط برای ۲۶ نفر جا داشت. یعنی ۵ نفر شانس حضور در بزرگترین رویداد فوتبالی را از دست میدادند؛ اتفاقی ناگزیر برای هر ۴۸ تیم اما اینجا نگرانیها با تمام دنیا تفاوت داشت، بابت آنها که شاید نه به دلیل ضعف فنی و فقر کیفیت، بلکه ممکن بود قربانی محافظهکاری و ترس از تغییر شوند.
در تمام روزهای اخیر مهمترین سوال فوتبال ایران این نبود که چه کسی فیکس بازی میکند یا با چه سیستمی به زمین میرویم. پس از نگرانیهای مدیریتی بابت ویزا، سوال اصلی فنی این بود که آیا بالاخره تیم ملی آماده اعتماد به نسل جدید شده است یا نه!
سالهاست که در فوتبال ایران از ضرورت جوانگرایی صحبت میشود. اصلا امیر قلعهنویی با کادرش با همین ماموریت جانشین کیروش شد اما بعد از جام جهانی قطر به بهانه نزدیکی با جام ملتها و مشکلاتی مثل کمبود بازی تدارکاتی، آینده و پروژه جوانگرایی قربانی نتیجهگرایی شد.
هنوز هم، هر بار که یک تورنمنت بزرگ به پایان میرسد، همه از لزوم ساختن نسل آینده حرف میزنند. اما وقتی لحظه تصمیم فرا میرسد، معمولا تجربه بر جسارت غلبه میکند و جوانان دوباره پشت صف انتظار میمانند. این بار اما شرایط متفاوت بود. تیم ملی در آستانه جام جهانی قرار داشت و زمان آن بود که علاوه بر فکر کردن به امروز، برای فردا هم برنامه داشته باشیم.
حضور بازیکنانی مانند محمد خلیفه، دانیال ایری، امیرمحمد رزاقینیا، محمد قربانی، آریا یوسفی، کسری طاهری و امیرحسین محمودی در فهرست ۳۱ نفره نهایی، یک اتفاق معمولی نبود؛ روزنه امیدی به روی کارشناسان و دلسوزان فوتبال گشود که نمایندگان نسل تازه که میتوانند شاکله تیم ملی در سالهای آینده را تشکیل دهند، در میدان بزرگ جام جهانی محک خورده و با تجربهای شگرف برمیگردند.
فوتبال مدرن با سرعتی سرسامآور در حال تغییر است. تیمهایی که امروز در سطح اول جهان میدرخشند، سالها قبل به جوانان خود اعتماد کردند. هیچ ستارهای از آسمان به دامن تیمها نازل نمیشود؛ ستارهها در روزهایی ساخته میشوند که یک مربی ریسک میکند و به آنها فرصت میدهد.
هواداران فوتبال ایران نیز دقیقا همین انتظار را داشتد. آنها نمیخواستند جوانان، صرفا برای پر کردن لیست به اردو دعوت و در لحظه آخر کنار گذاشته شوند. مطالبه فوتبال ایران این بود که استعدادهای جدید، بخشی از پروژه اصلی تیم ملی باشند؛ نه یک تزئین موقت برای نمایش جوانگرایی.
اابته که در میدان بزرگ جام جهانی کسی انتظار فیکس بودن جوانان را نداشت، اما به همان اندازه نیز کسی توقع ویترینی بودن این اسامی را هم نداشت. شاید برخی از این بازیکنان به اندازه نفرات باتجربه میدان ندیده بودند اما در عوض، بنزین سبز و انگیزه فراوانی داشتند.
تجربه بدون فرصت به دست نمیآید. هیچ بازیکنی با نشستن روی سکو یا تماشای مسابقات از خانه، باتجربه نمیشود. اسکلت اصلی تیم ملی در این یک دهه، در اوج جوانی فیکس تیم ملی شدند -امثال جهانبخش یا سردار- و نسل جدید فوتبال ایران نیز نیازمند حضور در فضای رقابت، فشار مسابقات ملی و لمس مستقیم اتمسفر بازیهای بزرگ بود و هست.
امیر قلعهنویی مقابل یکی از مهمترین تصمیمهای دوران مربیگری خود ایستاده بود. تصمیمی که فقط درباره پنج بازیکن نبود؛ نگاه به آینده فوتبال بود. اینکه آیا تیم ملی همچنان به مسیر همیشگی خود ادامه میداد یا اینکه درها را با شجاعت به روی نسل جدید باز میکرد! چیزی که بیش از نامها اهمیت داشت، پیامی است که این فهرست به فوتبال ایران مخابره میکرد؛ پیامی درباره اعتماد و شجاعت به تحول و آینده.
هواداران امیدوار بودند این لیست، تیر خلاص برای حذف رویاها نباشد. شروعی باشد برای ساختن فردای فوتبالی که آماده اعتماد به نسل تازه است. حالا برداشت شما از این اسامی چیست؟
بیشتر بخوانید: عجب شاهکار قشنگی آقای قلعهنویی!/ ۳ بازیکن جوان تیم ملی توریست شدند؛ بیا با هم بریم سفر مکزیک مکزیک...

