لیونل مسی هیچ تردیدی ندارد. وقتی در مراسم رونمایی از تبلیغ جام جهانی از او خواسته شد بهترین بازیکن نسل جدید فوتبال را معرفی کند، پاسخ کوتاه و قاطع بود: «لامین. بدون هیچ شکی. از نظر من او بهترین است.»
چند روز بعد، شبکه CBS از لامین یامال پرسید آیا اسپانیا میتواند قهرمان جام جهانی شود؟ او لبخندی زد و تنها یک کلمه به زبان آورد: «بله.»
اما آنچه لامین یامال را به پدیدهای متفاوت تبدیل میکند، صرفاً حجم تعریف و تمجیدهایی نیست که از هر سو به سمتش سرازیر شده است. آنچه او را متمایز میکند، آرامش کمنظیری است که در مواجهه با این ستایشها از خود نشان میدهد و همچنین تصویری روشن از هویتی که از همین حالا برای خودش ترسیم کرده است.
او تنها ۱۸ سال دارد، اما در همین سن در نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا بازی کرده، قهرمانی اروپا را به دست آورده و پیراهن شماره ۱۰ بارسلونا را بر تن کرده است؛ شمارهای که نزدیک به پانزده سال با نام لیونل مسی گره خورده بود. با این حال، شاید چشمگیرترین ویژگی یامال نه استعداد خارقالعاده و نه موفقیتهای زودهنگامش، بلکه آرامش و پختگی او باشد.
مقایسهای که گریزی از آن نیست
مقایسه با مسی، خواه یامال آن را بپذیرد یا نه، از همان ابتدا بخشی از داستان او بوده است. هر دو چپپا هستند. هر دو در دریبلزنی هوشی کمنظیر دارند. هر دو قادرند دشوارترین حرکات را چنان ساده و طبیعی اجرا کنند که انگار انجام آنها آسانترین کار دنیاست. در واقع، یامال در این سن از نظر میزان تأثیرگذاری حتی از مسی نیز جلوتر بوده است، هرچند هنوز بسیار زود است که کسی ادعا کند او میتواند به سطحی برسد که اسطوره آرژانتینی در آن ایستاده است. با این حال، برخی آمارها نشان میدهند که او در مسیری قرار دارد که میتواند به وارثی شایسته برای مسی تبدیل شود.
یامال در ۱۸ سالگی ۱۵۱ بار پیراهن بارسلونا را بر تن کرده است. در مقابل، مسی تا پیش از تولد ۱۹ سالگی خود در ژوئن ۲۰۰۶ تنها ۴۱ بازی رسمی برای تیم اول بارسلونا انجام داده بود.
رونالدینیو، ستارهای که در آغاز دوران طلایی بارسلونا کنار مسی بازی میکرد و همراه او قهرمان اروپا شد، این پیوند نسلی را به روشنی توصیف کرده است: «من و مسی تاریخساز شدیم و حالا نوبت لامین یامال است. آنچه او در این سن نشان داده، واقعاً فوقالعاده است.»
ریو فردیناند، مدافع سابق منچستریونایتد، حتی پا را فراتر گذاشت. وقتی از او پرسیده شد آیا یامال در این سن از مسی و کریستیانو رونالدو بهتر است یا نه، پاسخ داد: «بله. حتی ممکن است سقف پیشرفت او از هر دوی آنها بالاتر باشد. کاری که او در ۱۷ سالگی انجام داده، بیسابقه است. شاید فقط پله چنین چیزی را تجربه کرده باشد، هرچند من دوران او را ندیدهام.»

او موهبتی الهی است
لوئیس دلافوئنته، سرمربی تیم ملی اسپانیا، سالها رشد یامال را در ردههای مختلف ملی دنبال کرده و معتقد است آنچه در او دیده میشود، چیزی فراتر از استعداد است.
او میگوید: «او بازیکنی است که خداوند به او موهبت داده است. نابغههای فوتبال ویژگی خاصی دارند و او نیز همان ویژگی را دارد. بعضی بازیکنان از همان ابتدا متفاوت به نظر میرسند؛ انگار نیرویی به آنها میگوید که قرار است خاص باشند.»
هانسی فلیک نیز که هر روز در تمرینات بارسلونا با او کار میکند، نظر مشابهی دارد: «او خاص است؛ یک نابغه واقعی. در بازیهای بزرگ خودش را نشان میدهد. بازیکنان معمولاً تا ۲۴ یا ۲۵ سالگی به چنین سطحی از بلوغ نمیرسند. اگر چنین استعدادی هر پنجاه سال یک بار ظهور کند، خوشحالم که این بار در بارسلونا اتفاق افتاده است.»
من نمیخواهم مسی باشم!
شاید مهمترین نکته درباره لامین یامال همین باشد. او در حالی که مسی را بزرگترین فوتبالیست تاریخ میداند، هیچ علاقهای ندارد که نسخه دیگری از او باشد. یامال میگوید: «برای من، مسی بزرگترین بازیکن تاریخ فوتبال است. او یک افسانه است و من خودم را شایسته مقایسه شدن با او نمیدانم.»
سپس با صراحتی قابل توجه ادامه میدهد: «من نمیخواهم مسی باشم و او هم این را میداند. میخواهم مسیر خودم را طی کنم.»
همین نگاه درباره کریستیانو رونالدو نیز وجود دارد. او نه دستاوردهای رونالدو را نادیده میگیرد و نه از مقایسه فرار میکند، اما حاضر نیست رویاهایش را بر اساس دیگران تعریف کند. «بهتر است خودت را با هیچکس مقایسه نکنی. بازیکنانی مثل کریستیانو رونالدو به موفقیت رسیدند چون میخواستند خودشان باشند. من هم تلاش میکنم خودم باشم، بازی خودم را انجام دهم و مردم من را به خاطر لامین یامال بشناسند.»

نه فشار؛ نه استرس
فوتبال پیش از این هم بارها شاهد ظهور بازیکنانی بوده که لقب «مسی بعدی» را یدک میکشیدند؛ از جووانی دوس سانتوس و جرارد دئولوفئو گرفته تا آنسو فاتی، منیر الحدادی و بویان کرکیچ. اما یامال مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. در حالی که از ۱۶ سالگی نام او در کنار توپ طلا مطرح شده، خودش علاقهای به ورود به این بحثها ندارد. او میگوید: «به توپ طلا فکر نمیکنم. میخواهم از فوتبال لذت ببرم و همراه بارسلونا و تیم ملی اسپانیا قهرمان شوم.»
نگاه او به مسئله فشار و استرس نیز قابل توجه است: «فشار وجود ندارد؛ این فقط یک بهانه است. اگر به لذت بردن و خوش گذراندن فکر کنید، دیگر چیزی به نام فشار وجود نخواهد داشت.»
او فوتبال بازی میکند تا مردم از تماشای بازیاش لذت ببرند. آرزویش این است که کودکان بخواهند شبیه لامین یامال باشند، نه شبیه مسی یا رونالدو.
مودریچ؛ الهامی غیرمنتظره
در نگاه اول، یامال یک وینگر کلاسیک به نظر میرسد؛ بازیکنی که با سرعت و تکنیک خود مدافعان را آزار میدهد و در دریبلزنی آمار فوقالعادهای دارد. اما زمانی که از او پرسیده شد در کودکی بیشتر تحت تأثیر کدام بازیکنان بوده، پاسخ متفاوتی داد. او گفت: «وقتی کوچک بودم زیاد دریبل نمیزدم و از بازیکنان زیادی عبور نمیکردم. گلهای زیادی میزدم و زیاد میدویدم، اما مهمتر از همه دید فوتبالی خوبی داشتم.»
سپس توضیح داد: «به مسی نگاه میکردم چون پاسهای متفاوتی میداد؛ پاسهایی که به گل ختم میشدند. همچنین مودریچ را تماشا میکردم که با بیرون پا پاس میداد. این برایم جذابتر از دریبل زدن بود، چون بیشتر به ذهن مربوط میشد.»
نکته جالب همینجاست؛ نه آرین روبن، نه فرانک ریبری و نه دیگر وینگرهای بزرگ جهان. الگوی دیگر او لوکا مودریچ بود؛ هافبکی که نبوغش در درک فضاها و هدایت بازی خلاصه میشد.

آلبرت پوچ، یکی از مربیان سابق او در آکادمی بارسلونا، سالها قبل به این ویژگی اشاره کرده بود: «لامین زمانی بهترین عملکردش را دارد که خطوط پاس بیشتری در اختیار داشته باشد. فکر میکنم او میتواند همان مسیری را طی کند که مسی طی کرد؛ نزدیکتر شدن به مرکز بازی، لمس بیشتر توپ و مشارکت گستردهتر در روند بازی.»
آمارها نیز همین موضوع را نشان میدهند. در دو فصل گذشته، یامال بیش از گذشته به مناطق مرکزی زمین متمایل شده و علاوه بر نقش وینگر، به عنوان یک بازیساز نیز ایفای نقش کرده است.
خولن گوئررو، یکی از مربیان سابق او در تیمهای پایه اسپانیا، معتقد است حتی بازی در نقش مهاجم کاذب نیز برای او دور از ذهن نیست. «میتوانم او را در نقش مهاجم کاذب تصور کنم. البته آنجا بازی کردن سختتر است، چون تیمها مرکز زمین را میبندند و فضاها کمتر است. اما او بازیکنی بسیار باهوش است و به خوبی میداند چگونه حرکت کند.»
نقش وینگر بیش از هر چیز به سرعت و توانایی عبور از حریف وابسته است. اما نقش مرکزی به همان ویژگیهایی نیاز دارد که از کودکی ذهن یامال را مجذوب کرده بود؛ دید بازی، زمانبندی و پاسهایی که پیش از ارسال، سرنوشتشان تبدیل شدن به گل است. مسی نیز همین مسیر را طی کرد؛ از کنارههای زمین به قلب بازی. تفاوت اینجاست که او برای رسیدن به این مرحله تا میانه دهه بیست زندگیاش زمان نیاز داشت. شاید لامین یامال این مسیر را بسیار زودتر طی کند.
جام جهانی در راه است. زمانی که این رقابتها آغاز شوند، او هنوز ۱۸ ساله خواهد بود و تنها یک روز پیش از نخستین دیدار نیمهنهایی ۱۹ ساله میشود. اسپانیا نیز در حالی پا به این رقابتها خواهد گذاشت که یکی از مدعیان اصلی قهرمانی محسوب میشود؛ تیمی که بیش از هر زمان دیگری، روی استعداد درخشان لامین یامال حساب باز کرده است.
همچنین بخوانید: چرا مسی همچنان بهترین است؟ پاسخ سرمربی آرژانتین به یک سوال بزرگ

