یکی از بزرگترین اتفاقات بدی که در دهههای اخیر رخ داده، تغییر معنا و مفهوم کلمات است. حتی کلماتی که برای تمام اقشار جامعه بار معنایی باارزش و مثبتی داشتهاند، متاسفانه شامل این قاعده شده و ارزش خود را از دست دادهاند. به عنوان مثال میتوانید به ارزش و مفهوم کلماتی همچون استاد یا دکتر نگاه کنید که در حال حاضر در جامعه چه جایگاهی دارند و در گذشته داشتند.
این مشکل در معنا و مفهوم کلمه، وقتی صحبت از مشاغل میشود به معنی تغییر کاربرد و عملکرد خواهد بود. به عنوان مثال برای دههها ورزشکار حرفهای به کسی گفته میشد که پول کلانی بابت تخصص و توانمندیهایش میگرفت تا در عمل -درون میدان ورزشی- کاری کند که دیگران قادر به انجامش نیستند. او با هنر خود سلاح کری خوانی به دست هوادارانش می داد...
اما نگاه کنید به کسانی که حالا نام فوتبالیست بر آنها مینهیم اما هیچکس به یاد نمیآورد آخرین باری که این افراد را درون زمین فوتبال دیده، کی بوده و از آن مهمتر؛ بابت گل زنی و گلسازی یا نجات دروازه، به کسانی چند ده میلیارد پول میدهیم که از آخرین گل یا پاس گل آنها یا نجات دروازه، سالها میگذرد!
اگر بیشتر روی این موضوع بایستیم، زوایای دیگر این فاجعه عیان میشود. اینکه مشاغل و تخصصها با یکدیگر قاطی شده و هرکس کاری را انجام میدهد که به او مربوط نیست و پولی را میگیرد که حقش نیست! به عنوان مثال در خانواده فوتبال، کری خواندن تا بوده مربوط به هواداران بود که از جیب خود برای تماشای فوتبال خرج کرده و اجازه و حق انجام این کار را داشتند.
اما نگاه کنید به آنچه امروز در فضای فوتبال ایران رایج است. بازیکن ۱۰۰ میلیارد تومان دستمزد میگیرد تا درون زمین بازی کند؛ گل بزند و گل بسازد و ملات لازم برای کری خوانی هواداران روی سکوها را فراهم آورد، اما چون قادر به انجام آن وظیفه اصلی نیست، خود در نقش هوادار فرو رفته و شروع به کری خوانی برای این و آن میکند!
بهانه نوشتن این چند خط، اظهارات تازه رضا شکاری بازیکن پرسپولیس است. کسی که در جوانی مثل بسیاری استعدادهای دیگر فریب دلالها را خورد و به سودای لژیونر شدن، قرارداد دلاری بست اما باز مثل بقیه، ناکام و سرخورده به داخل برگشت. از گل گهر تا سپاهان، او با مربیان داخلی و خارجی فرصت احیا داشت اما دیگر نشانی از آن استعداد درخشان نبود و کیست که در فوتبال ایران قانون سپاهان را نداند!
سپاهان به عنوان بزرگترین الگو و تعریف باشگاه داری حرفهای در فوتبال ایران، فقط زمانی اجازه میدهد بازیکنی از ترکیب این تیم خارج شود که بدون توجه به سن و سال آن فرد، مطمئن شده باشند دیگر درون زمین به عنوان یک فوتبالیست کارایی ندارد. درست به همین دلیل تمام کسانی که این دو دهه از سپاهان رفتهاند، در تیمهای بعدی دیگر آن بازیکن سابق نبودند.
رضا شکاری هم تاییدی دیگر بر این قانون سپاهان بود. درست مثل یاسین سلمانی یا حتی سروش رفیعی که سپاهان آنها را نگه نداشت و با سلام و صلوات به پرسپولیس آمدند و کسی به یاد ندارد آخرین بار، کی و کجا درون زمین به کار پرسپولیس آمده باشند.
و حالا که دوباره به فصل نقل و انتقالات رسیدهایم، دوباره به توصیه ایجنتها این بازیکنان برای ماندن و تمدید قرارداد، یا بستن قرارداد بهتر در جای دیگر، رو به مصاحبه آورده و چون درون زمین کسی از آنها هنرنمایی و کارنامهای سراغ ندارد، دست به دامن فضای مجازی شده و با کری خوانی برای استقلال، میخواهند از فشار هوادار برای ماندن استفاده کنند!
رضا شکاری در حالی از پیشینه پرسپولیس -که به اشتباه گفت در ۱۰ سال دو بار به فینال آسیا رفت، در حالیکه این افتخار ظرف ۲ سال بدست آمد و او همین را هم نمی دانست! - مثال میآورد که اصلاً نقشی در این افتخارات نداشته و مصداق مثل معروف؛ گیرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟ شده است!
او از بزرگی پرسپولیس و کارنامهاش حرف میزند که کسی شکی در این حقایق ندارد. استقلال و پرسپولیس و سپاهان و تراکتور بزرگند و پرطرفدار اما شما در فرصت پوشیدن لباس این بزرگان چه کاری کردی؟ چقدر به سهم خود، به این کارنامه درخشان اضافه کردی؟
کسانی باعث بزرگی پرسپولیس و استقلال شدند که در یک دهه، اندازه یک هفته شما از این تیمها دستمزد نگرفتند و هیچ منتی هم سر هوادار و تاریخ فوتبال ندارند! اما امثال شما خیلی بیشتر از تواناییهایتان از این مجموعه پول گرفته اید و هنوز هم می خواهید بمانید و بگیرید! شده با توسل به گذشته تیمها -یا خودتان- و با استفاده از ابزار فضای مجازی و کریخوانی یا دخالت در کار هواداران یا حتی بدتر، با سواستفاده از شرایط جامعه و مشکلات مردم به نفع شخصی در حالی که خانواده خودشان در غرب زندگی میکنند!
اینجا باز همه چیز به مدیران ختم می شود. آدم عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود. استخدام این بازیکنان از همان اول اشتباه بود و با فرض اینکه نمیدانستید، کارنامه آنها در طول دوران قرارداد با پرسپولیس و استقلال و شخصیتی که از خود با این کارها نشان می دهند، به شما اجازه نمیدهد آنها را حفظ کنید آقایان مدیر!
بیشتر بخوانید: اتمام حجت کاپیتان پرسپولیس با باشگاه: اگر من را نخواهند خداحافظی میکنم

