انگار برنامه اختصاصی شبکه ۳ تلویزیون برای پخش بازی های جام جهانی -که به همین دلیل خیلی ها مجبور به تماشای آن هستند- قرار است هر شب همه را غافلگیر کند. هنوز پخش یک گزارش را هضم نکرده بودیم که مجری اصلی برنامه و اول شبکه، آن ماجرای شعر سخیف را خلق کرد!
میدانیم که عرف رسانهای در همه دنیا چنین است که رسانهها خود اقدام به اعزام نمایندگانی به تورنمنتها -از جام جهانی تا جام ملتها و رقابتهای باشگاهی- میکنند تا این مسابقات را برای مخاطبان خود پوشش دهند. به این ترتیب هیچ رسانهای وامدار هیچ شخص یا ارگان و نهاد خاصی نمیشود تا بتواند به رسالت خود عمل و به موقع نقد کارشناسی کند.
اما باز میدانیم در فوتبال ما همه چیز با همه جای دنیا فرق دارد. اینجا فدراسیون فوتبال بدون آنکه وظیفه و مسئولیتی داشته باشد، اقدام به اعزام خبرنگاران مختلف همراه تیم ملی به مسابقات گوناگون کرده که در شرایط نابسامان مالی رسانهها در داخل کشور، کمک بزرگی به پوشش مسابقات فوتبال است.
خوشبختانه فدراسیون فوتبال در قبال این کمک توقعی هم از رسانهها ندارد که حقایق را نادیده بگیرند، صد البته در خود فدراسیون و کادر فنی تیم ملی هستند کسانی که منتقد این روش باشند که چرا باید از رسانههای منتقد کسی کنار تیم ملی حضور داشته باشد؟ اما با وجود حضور این نگاه، فدراسیون به روش خود ادامه و در همین جام جهانی نیز نفراتی را از رسانهها اعزام کرد.
اما ویدیویی که اخیراً از یک گزارشگر تلویزیون که همراه تیم ملی به مکزیک رفته -و در برنامه پخش شد- در فضای مجازی دست به دست میشود، باعث ایجاد سوالاتی شده است. اولاً اینکه سازمان صدا و سیما با آن طول و عرض و آن بودجه کلان به عنوان تنها تلویزیون انحصاری در کشور طبق قانون، چرا نباید خود راسا اقدام به اعزام خبرنگار و گزارشگر کند و سهمیه سایر رسانهها به آنها برسد؟
اما از آن مهمتر و البته دردناکتر، وقتی است که جایگاهها و تخصصها بدلیل کمبودها، قاطی شود. اینکه یک گزارشگر ساده چطور به خودش اجازه میدهد در جایگاه یک کارشناس فوتبالی نشسته و نقد کارشناسانه کند؟ آن هم در حالی که در همین ویدیوی کوتاه لااقل دو بار به زبان خود میگوید: من کارشناس نیستم! اگر نیستی، چرا کارشناسی می کنی؟ چرا کار خودت را نمی کنی؟
از همان روزی که فیروز کریمی به چنین گزارشگرانی حمله کرد که به جای گزارش، با کدام تخصص و مدرک مربیگری برای مربی دستورالعمل صادر میکنید که باید فلان تعویض را کرده یا فلان تغییر را در سیستم بدهد؟ مشخص بود که ادامه این مسیر غلط به کجا خواهد رسید. جایی که امروز شاهدش هستیم که کارشناسان واقعی نیستند و تریبون به چنین افرادی می رسد!
کسانی که نه فقط تخصصی در کارشناسی و اساسا فوتبال ندارند، بلکه الزامات اخلاقی و حرفه ای را هم رعایت نمی کنند. اخلاقی، یعنی وقتی کنار تیم هستی باید محرم باشی و حرفه ای، یعنی نباید در تخصصی که نداری نظر بدهی و بازیکنی را به صرف یک نیمه تماشای بازی دوستانه یا ۱۵ دقیقه دیدن گرم کردن تیم، قضاوت کنی!
کجای دنیا عملکرد یک بازیکن تنها بر اساس چند دقیقه حضور در یک مسابقه تدارکاتی درون اردویی محک می خورد؟ این جناب اگر دو ریال فوتبال می فهمید، می دانست فلسفه بازیهای دوستانه دقیقاً برعکس چنین قضاوتهایی است؛ برای آزمون و خطا، شناخت بازیکنان، امتحان پست های مختلف در سیستم های متفاوت و افزایش هماهنگی تیم برگزار میشوند و تنها چیزی که مهم نیست، نتیجه بازی و صدور حکم درباره کیفیت فنی یک بازیکن است!
فوتبال حرفهای -و اصلا ورزش حرفه ای- پر است از بازیکنان و قهرمانانی که در تمرین یا دیدارهای تدارکاتی عملکردی معمولی داشتهاند اما در مسابقات رسمی به ستاره تیم خود تبدیل شدهاند. فشار روانی ناشی از انتقادهای زودهنگام میتواند اعتماد به نفس بازیکن را کاهش دهد و حتی بر فضای رختکن تأثیر بگذارد. حالا تخریب ناآگاهانه از جایگاه کارشناسی به کنار!
نقد فنی حق کارشناسان و رسانههاست؛ اما میان نقد کارشناسی و تخریب، درست مثل گزارشگر و مجری یا خبرنویس و تحلیل گر، فرسنگ ها فاصله و تفاوت هست. وقتی هنوز توپ جام جهانی به حرکت درنیامده و کادر فنی همچنان در حال ارزیابی گزینههای خود است، زیر سؤال بردن تواناییهای یک ملیپوش چه کمکی می کند؟ آن هم با کدام تخصص و سابقه و دانش فنی؟!
بیشتر بخوانید: میثاقی روی آنتن زنده دقیقاً چه گفت که همه شوکه شدند؟

