«این تیم ملی مظلومترین تیم تاریخ ادوار جام جهانی است.»
این جملهای بود که امیر قلعهنویی پس از تساوی تلخ مقابل نیوزیلند در نشست خبری بر زبان آورد.
سرمربی تیم ملی در توضیح این ادعا از مشکلات متعدد کاروان ایران گفت؛ از اینکه اجازه ندادند تیم دو هفته زودتر به آمریکا بیاید، از اجبار به بازگشت به تیخوانا برای ریکاوری، از نامشخص بودن برنامههای آینده و حتی از غیبت مدیران و مسئولان اجرایی که باعث شده بخشی از وظایف اجرایی روی دوش کادرفنی بیفتد.
همه این گلایهها شاید درست باشند اما سوال اینجاست؛ کدام یک از این اتفاقات غیرمنتظره بود؟ مگر جام جهانی به شکل ناگهانی سر از آمریکا درآورده است؟ مگر روابط ایران و آمریکا از ماه گذشته دچار تنش شده؟ مگر کسی نمیدانست کاروان ایران در این کشور با محدودیتها و سختگیریهای بیشتری نسبت به بسیاری از رقبا مواجه خواهد شد؟
واقعیت این است که تمام این چالشها از مدتها قبل قابل پیشبینی بودند. نه فقط برای فدراسیون فوتبال، بلکه برای تمام مردم ایران. هر کسی که کوچکترین شناختی از شرایط سیاسی موجود داشت، میتوانست حدس بزند که مسیر تیم ملی در این جام جهانی، مسیری عادی نخواهد بود.
نکته عجیب اما اینجاست که خود امیر قلعهنویی بیش از هر فرد دیگری برای رفتن این تیم به جام جهانی اصرار کرد. او با علم به همین شرایط، این مسیر را انتخاب کرد. او میدانست مقصد کجاست و میدانست در انتهای راه چه موانعی انتظار تیمش را میکشد. به همین دلیل شنیدن این حجم از گلایه در میانه مسابقات کمی عجیب به نظر میرسد.
وقتی از ابتدا میدانستیم قرار نیست آمریکا برای کاروان ایران فرش قرمز پهن کند، امروز گلایه از این شرایط در ملاقات با رئیس فیفا چه معنایی دارد؟
آیا سرمربی تیم ملی نباید از وضعیت نابسامان خط دفاعش، بیش از این مسائلی که در کنفرانس مطرح کرد گلایه داشته باشد؟ حالا سوال مهمی شکل میگیرد؛ آیا این حرفها برای حل مشکلات بیان میشوند یا برای ساختن سپری در برابر انتقادهای احتمالی آینده؟
این همان سوالی است که بعد از نشست خبری قلعهنویی، بیشتر از ادعای «مظلومترین تیم تاریخ جام جهانی» ذهن فوتبالدوستان را درگیر میکند.
در همین ارتباط: از شاهکار قلعهنویی مقابل ضعیفترین تیم جام جهانی تا گل خوردن ایران از افغانستان!

