سالها در فوتبال ایران از یک واژه استفاده شد؛ «دفاع اتوبوسی».
واژهای که قرار بود نشانه عقبنشینی، ترس و ضعف باشد. هر بار تیم ملی مقابل قدرتهای بزرگ جهان با ساختاری منظم و دفاعی بازی میکرد، عدهای با تمسخر از دفاع اتوبوسی حرف میزدند و این سؤال را میپرسیدند که چرا ایران مقابل تیمهایی مانند آرژانتین، پرتغال، اسپانیا یا مراکش فوتبال هجومی ارائه نمیکند.
آن روزها یک نکته مهم عمداً یا سهواً فراموش میشد؛ اینکه فوتبال فقط حمله کردن نیست. فوتبال قبل از هر چیز یک ساختار است. تیمی که میخواهد در بالاترین سطح رقابت کند، ابتدا باید یاد بگیرد چگونه گل نخورد. اتفاقاً یکی از بزرگترین دستاوردهای فوتبال ایران در سالهای گذشته همین بود؛ ساختن یک کمربند دفاعی قابل اتکا که حتی ستارههایی مانند مسی، رونالدو و سایر بزرگان فوتبال جهان را به دردسر میانداخت.
آن تیم شاید همیشه فوتبال چشمنواز بازی نمیکرد اما حداقل شخصیت دفاعی داشت. امروز اما شرایط متفاوت است. پس از چند سال حضور مستمر کادرفنی فعلی، تیم ملی نه تنها در بخش هجومی به پیشرفت چشمگیری نرسیده، بلکه مهمترین سرمایه گذشته خود را نیز از دست داده است؛ سازمان دفاعی.
کافی است به فهرست گلهای دریافتی ایران در سالهای اخیر نگاه کنیم. از بازیهای دوستانه گرفته تا مسابقات رسمی، از ازبکستان و قطر تا دیدارهای کماهمیتتر، دروازه ایران مرتب باز شده است.
تیمی که روزی مقابل بهترین مهاجمان دنیا مقاومت میکرد، حالا در سادهترین مسابقه خود در جام جهانی برابر نیوزیلند دو گل دریافت میکند. نکته نگرانکنندهتر اینجاست که هیچکدام از این گلها حاصل یک طراحی پیچیده تاکتیکی از سوی حریف نبود. هر دو گل روی اشتباهات فردی، ناهماهنگی مدافعان و ضعف آشکار ساختار دفاعی به ثمر رسید.
این همان نقطهای است که باید از خودمان سؤال کنیم؛ فوتبال ایران طی این سالها برای ساختن نسل جدید مدافعان چه کرده است؟ برنامه ما برای جانشینی مدافعان قدیمی چه بوده؟
چرا پس از چند سال ثبات روی نیمکت تیم ملی، هنوز سادهترین اصول دفاعی به شکل مداوم نقض میشود؟ مشکل امروز تیم ملی این نیست که هجومی بازی نمیکند؛ مشکل این است که دیگر حتی در انجام همان وظایف ابتدایی دفاعی نیز اطمینانبخش نیست.
بیشتر بخوانید: غیبت تاریخی خبرنگاران در کنار تیم ملی/ ویزا؟ شما که اصلا اقدام نکردید!

