سالها پیش، وقتی اینترنت هنوز با صدای بوق مودم آغاز میشد، جملهای بین روزنامهنگاران رایج بود: «اگر خبری بیش از حد خوب است، احتمالاً خبر نیست. ظاهراً این جمله هرگز به ساختمان فدراسیون فوتبال ایران نرسیده است.
امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی، با افتخار اعلام میکند که ژوزه مورینیو، تیری آنری، زلاتان ابراهیموویچ و گری نویل از فوتبال ایران تعریف کردهاند.
جملهای که اگر درست باشد، باید تیتر رسانههای معتبر دنیا باشد. بالاخره هر روز پیش نمیآید چهار چهره بزرگ فوتبال جهان بنشینند و درباره تیم ملی ایران اظهار نظر کنند.
اما مشکل از همانجا شروع میشود که آدم کنجکاو میشود. آرشیو رسانههای معتبر را زیر و رو میکنی، خبری نیست. برنامههای تحلیلی جام جهانی را مرور میکنی، خبری نیست. گزارشهای رسمی را میخوانی، خبری نیست.
حتی در سایتهایی که عطسه بازیکنان لیگ دسته سوم اروپا را هم پوشش میدهند، اثری از این تمجیدهای تاریخی پیدا نمیشود.
فقط زلاتان پیدا میشود، آن هم نه در حال تعریف از فوتبال ایران، بلکه در حال شوخی با بازی ایران و بلژیک و اینکه مسابقه آنقدر خوابآور بوده که نزدیک بوده چرت بزند.
در چنین شرایطی دو احتمال وجود دارد، یا تمام خبرنگاران ورزشی جهان دچار توطئهای هماهنگ شدهاند تا تعریف مورینیو از ایران را سانسور کنند، یا اینکه اصلاً چنین تعریفی وجود خارجی نداشته است. بعید میدانم گزینه اول درست باشد. اما اصل ماجرا حتی این هم نیست.
سؤال این است که خبر چگونه از یک صفحه اینستاگرامی، چند کانال تلگرامی و چند ویدئوی زیرنویسشده داخلی، سالم عبور میکند، از گیت روابط عمومی فدراسیون رد میشود، از کنار مدیر رسانه میگذرد، از مقابل مشاوران رد میشود، از دستیاران عبور میکند و در نهایت، بیهیچ مقاومتی، خودش را به تریبون رسمی سرمربی تیم ملی میرساند؟
فدراسیون فوتبال، تا جایی که میدانیم، کمبود عنوان شغلی ندارد. مدیر رسانه دارد. روابط عمومی دارد. مدیر تیم دارد. مترجم دارد. مشاور دارد. مسئول فضای مجازی دارد. احتمالاً اگر کمی بیشتر بگردیم، معاون هماهنگی هماهنگیها هم پیدا شود.
اما ظاهراً یک نفر کم است، کسی که بلد باشد گوگل کند! یا اصلاً لازم نیست گوگل بلد باشد، فقط بداند هر ویدئویی که روی آن موسیقی حماسی گذاشتهاند و زیرش نوشتهاند «واکنش مورینیو به قدرت ایران»، الزاماً سند تاریخی محسوب نمیشود.
این همان بیماری قدیمی فوتبال ایران است، بیماری نیاز به تحسین خارجی. ما هنوز هم بیشتر از اینکه به کیفیت خودمان اعتماد کنیم، دنبال این هستیم که یک خارجی از ما تعریف کند، فرقی هم نمیکند آن خارجی واقعاً چنین حرفی زده باشد یا نه.
اگر فردا صفحهای بنویسد پپ گواردیولا گفته «راز موفقیت من دیدن بازیهای لیگ برتر ایران است»، احتمالاً پسفردا یکی در یک نشست خبری آن را نقل خواهد کرد.
مشکل این نیست که یک مربی اشتباه کرده باشد. همه اشتباه میکنند. مشکل این است که در فدراسیونی با آن همه کارمند، مدیر، مشاور، کمیته و دپارتمان، ظاهراً هیچکس احساس نمیکند قبل از رسیدن یک خبر به زبان سرمربی، باید فقط پنج دقیقه برای راستیآزمایی وقت بگذارد.
در فوتبال امروز، اطلاعات سرمایه است. باشگاههای بزرگ برای آنالیز یک ضربه کرنر، دهها متخصص داده استخدام میکنند. آن وقت ما هنوز درگیر این هستیم که آیا مورینیو اصلاً چنین جملهای گفته یا نه.
اگر پاسخ این سؤال را هم نتوانیم با اطمینان پیدا کنیم، شاید بهتر باشد به جای سرمایهگذاری روی نرمافزارهای آنالیز و کمپهای خارجی، ابتدا یک اشتراک اینترنت پرسرعت برای ساختمان فدراسیون تهیه کنیم.
شاید هم یک دوره آموزشی با عنوان «تفاوت خبر، شایعه و استوری اینستاگرام». هزینهاش احتمالاً از قرارداد یک مربی خارجی هم کمتر است. اما سودش شاید خیلی بیشتر باشد.
فوتبال، پیش از آنکه به تاکتیک احتیاج داشته باشد، به ارتباط سالم با واقعیت نیاز دارد.
تا وقتی مدیران و تصمیمگیران ما با واقعیت قهر باشند، مورینیوی خیالی همچنان در شبکههای اجتماعی از فوتبال ایران تعریف خواهد کرد، فقط حیف که در دنیای واقعی، خودش هم از این تعریفها خبر ندارد.
بیشتر بخوانید: قلعهنویی: ببخشید به جای «فوتبال» از «خدا» استفاده کردم/ شاهد هم این که هلند و آلمان هم حذف شدهاند/ گل ما به مصر سالم بود