سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
۴ |
۰

بردگی بازدید یا از کف‌رفتن عنان اختیار آن‌ها که برای فوتبال و رسانه نسخه می‌پیچند

دعوای خداداد و خیابانی روی آنتن؛ وای به حال کوچک‌ترها که بزرگان‌شان ایشان باشند!

خیابانی و خداداد
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

اتفاقی که در برنامه یک رسانه افتاد، روی اتفاقات جام جهانی و کارنامه تیم ملی سایه انداخت!

در طول برگزاری جام جهانی، پلتفرم‌های مختلف اقدام به برنامه‌سازی کرده و هیچ رسانه‌ای در حالت عادی، به نظر و نگاه رسانه دیگر ورود نمی‌کند، مگر این‌که مسئله جنبه ملی یافته و روی افکار عمومی و ذهنیت تمام مردم درمورد رسانه اثر بگذارد که در آن صورت پای نقد وسط آمده و تنبیه و تشویق درپی دارد.

یکی از همین برنامه‌ها، برجام بود که از انتخاب اسم تا اجراکنندگان، به مخاطب در مورد جهت‌گیری سیاسی خط می‌داد! وقتی یک رسانه ورزشیِ تخصصی جواد خیابانی و خداداد عزیزی را با آن پیشینه انتقادی در قبال تیم ملی و قلعه‌نویی، و با آن جنجال‌های همیشگی مقابل دوربین می‌آورد، با توجه به بنیه مالی قوی برای انتخاب مهمان مشخص است که این برنامه بیشتر از بقیه دیده خواهد شد. به خصوص وقتی به ریزش بیننده در سال‌های اخیر تلویزیون نگاه کنیم. و همین دیده شدن بیشتر، مثل شمشیر دولبه وظیفه متولیان این برنامه را سنگین‌تر می‌کرد. وظیفه در قبال ادبیات رسانه، حرمت نقد و باید و نبایدها پیش چشم عموم که جزو الفبای کار رسانه است و باید مانع از بروز خیلی اتفاقات شود که متاسفانه در این برنامه نیفتاد و به واسطه همان دیده‌شدن، تاثیر به‌مراتب بدتری هم گذاشت.

در این برنامه اتفاقات تلخی افتاد که از هر زاویه و با هر دلیل، برای کلیت فوتبال و رسانه‌های ما دردناک است. با توجه به اسم و سابقه و جایگاه جواد خیابانی در رسانه و خداداد عزیزی در فوتبال، دو اسم بزرگ که خود را استاد مسلم عرصه‌های تخصصی دانسته و همواره برای دیگران نسخه پیچیده‌اند، این اتفاقات و ادبیات تلخ‌تر بود. این برنامه از کل‌کل‌های مرسوم -که به‌خصوص خیابانی و خداداد در شبکه ورزش و زمان جام ملت‌ها از دل این مسیر بهتر به خواسته رسیدند- که شاید مهمترین دلیل انتخاب این زوج بود، از بده‌وبستان‌ها و یکی‌به‌دوهای جذاب برای مخاطب، متاسفانه رسید به دعوای چاله‌میدانی و چه بسا اگر برنامه قطع نمی‌شد، کار به یقه‌گیری می‌کشید. داستان قهر و ترک استودیو هم آن‌قدر تکرار شده که اینجا اصلا مهم نبود.

بحث شخص نیست که البته آن هم بسیار مهم است؛ وقتی جواد خیابانی نمی‌تواند حرمت رسانه را حفظ و شأن جایگاه خود را نگه دارد، چطور می‌تواند به بقیه راهکار نشان دهد؟ خداداد عزیزی که وارد عرصه مربیگری شد و با وجودی که سال‌هاست به او تیم نمی‌دهند، هنوز همیشه و همه جا مدعی است -به‌خصوص در کنترل تیم‌ها و حواشی و رختکن‌ها- حتی نمی‌تواند خودش را مقابل دوربین کنترل کند، چطور می‌آید و از مربی تیم ملی یا هر تیم دیگری ایراد می‌گیرد یا از بازیکنان جوان، که چرا حرمت نگه نمی‌دارند!

در همین ارتباط: لات‌بازی یا گدایی بازدید؟ زوج خداداد - خیابانی بد بودند، شرم‌آور شدند! +ویدیو

خداداد و خیابانی در این برنامه نشان دادند از پسِ اداره کردن خود، یک استودیو چندمتری با یک میز و دو صندلی برنمی‌آیند! وای به حال فوتبال و رسانه و میلیون‌ها طرفدار ! اما همان‌طور که گفتیم این‌جا مهمتر از شخصیت حقیقی خداداد و خیابانی، شخصیت حقوقی فوتبال و رسانه است که اتفاقِ افتاده را به مراتب تلخ‌تر و دردناک‌تر می‌کند.

تا بوده از مقدس‌بودن زمین چمن و عرصه قلم گفته‌اند و شنیده‌ایم. خود خیابانی سردمدار شعار و اخلاق‌گرایی است! خدای ادعا در فرهنگ فارسی که به کرات از مثل «حرمت امامزاده با متولی است» استفاده کرده و خداداد هم سمبل احترام به بزرگتر و اهمیت خانواده شده است. وقتی بزرگان این دو عرصه خود حرمت این تقدس را نگه نمی‌دارند، چطور می‌توانید از نسل جدید و جوان توقع داشته باشید؟!

بعد از این اتفاق، فضای مجازی پر شد از گمانه‌زنی؛ وقتی شما مقابل چشم میلیون‌ها بیننده کاری می‌کنید، دیگر حق ندارید بگویید آن‌ها چرا ما را قضاوت می‌کنند! تقریبا تمام کسانی که این صحنه‌ها را دیدند پیرو یکی از دو برداشت شدند؛ بدون رفتن به سمت رجحان یکی بر دیگری و بدون شمارش تعداد طرفداران هر نظر؛

  • عده‌ای تمام این ماجرا را یک سناریوی ازپیش‌تعیین‌شده و برای جذب مخاطب و بیننده بیشتر از سوی متولیان برنامه دانسته‌اند که اگر چنین باشد، وای بر اخلاق، رسانه و فرهنگ جامعه! وقتی جذب بیننده از هر طریقی مشروع باشد، بعد از دعوا فردا قرار است مقابل دوربین‌ها شاهد چه چیزی باشیم؟! بردگی کلیک و ویو تا کجا ما را می‌برد؟! رسالت فرهنگسازی کجا رفت؟ اگر چنین است، جواد خیابانی و خداداد عزیزی چرا و چطور حاضر شدند در این نمایش بازی کنند؟ آن‌ها که از شهرت و ثروت چیزی کم ندارند، ۴ دهه اعتبار حرفه‌ای خود را به چه بهایی فروختند؟
  • اما دسته‌ای هم هستند که می‌گویند همه چیز در لحظه اتفاق افتاد. هیچ سناریویی در کار نبود و هر انسان در هر جایگاه و سطح، ممکن است از کوره در رفته و عنان اختیار از کف بدهد. اگر فرض کنیم این شق از قضیه درست است، وای به حال فوتبال و رسانه‌ای که بزرگانش -یا لااقل مدعیان بزرگی و اسم و رسم- این چنین در کنترل خود ناتوانند! توجه کنید که ما از یک جوان تازه‌به‌دوربین‌رسیده حرف نمی‌زنیم؛ جواد خیابانی بعد از ۳۵ سال حضور مقابل دوربین هنوز حاضر نیست حکم بازنشستگی را پذیرفته و مدام دنبال تریبونی جدید می‌گردد! خداداد هم بعد از بازی در بالاترین سطح جهان -باشگاهی و ملی- برای همه نسخه اخلاقی می‌پیچد! وقتی آن‌ها حرمت خود و یکدیگر را نگه نمی‌دارند، وقتی برنامه پخش می‌شود و میلیون‌ها جوان آن را می‌بینند، دیگر چه کسی می‌تواند به حرف‌های بعدی این دو یا آن برنامه و رسانه توجه کند؟

اصلا مسئولان تهیه این برنامه چطور نتوانستند این مسیر را حدس زده و خیلی زودتر از این، صدای استودیو را قطع کنند؟ مگر نه این‌که علاوه بر مجری، مهمان، کارشناس، نویسنده، مدیر صحنه، تصویربردار، صدابردار و کارگردان تلویزیونی، در هر برنامه ده‌ها کس دیگر در استودیو و رژی حضور دارند و به عناوین مختلف، از ناظر پخش و کیفی تا سردبیر و تهیه‌کننده و مدیر تولید و... حقوق می‌گیرند تا حواسشان به همین چیزها باشد؟ همه این افراد ادعای کار تخصصی دارند، اگر آن‌ها حرفه‌ای این کار هستند، در آن لحظات کجا بودند؟!

خلاصه این‌که هرچه بود و به هر دلیل و هر شکل، برگی تاریک و زشت شد در تاریخ رسانه و فوتبال و نقطه‌ای سیاه در کارنامه خیابانی و خداداد و سازندگان.

بیشتر بخوانید: جواد خیابانی را له کن، ویو بگیریم… صدا، دوربین، حرکت!

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها