اسپانیا یکشنبه تمام مسیر فوتبال را طی کرد؛ از ظرافت و زیبایی تا جنگندگی و سختکوشی، از پاکی و خلوص تا پافشاری و استقامت. با این حال، در پایان دقیقاً به همان جایی رسید که میخواست: قهرمانی در جام جهانی؛ با باور به پیروزی در عمق وجودش.
پیروزی ۱-۰ مقابل آرژانتین، فاصله گرفتن از هویت همیشگی اسپانیا نبود؛ بلکه تأییدی سخت و دشوار بر همان هویت بود. اسپانیاییها پاس دادند، فضاها را جستوجو کردند، از توپ محافظت کردند و با وسواس آن را در اختیار گرفتند؛ گویی توپ برای آنها یک گنجینه ملی بود. آنها حاضر نشدند با مقاومت سرسختانه آرژانتین و نزدیک شدن پایان وقتهای اضافه، کنترل خود را از دست بدهند.
در نهایت نیز گل قهرمانی از روی نیمکت آمد؛ کاملاً شایسته تیمی که بر این باور بنا شده است که هیچ بازیکنی بزرگتر از مجموعه نیست. نیکو ویلیامز و فران تورس، دو بازیکن تعویضی اسپانیا، زمینهساز و زننده گل پیروزی بودند. این سومین بار در مراحل حذفی بود که یک بازیکن تعویضی گل سرنوشتساز اسپانیا را به ثمر میرساند.

همین موضوع، بیش از هر نمودار تاکتیکی پرزرقوبرقی، ماهیت تیم لوئیس دلافوئنته را به تصویر میکشید. این تیم مجموعهای از تکنوازانی نیست که برای جلب توجه با یکدیگر رقابت کنند؛ اسپانیا ارکستری است که حتی بازیکنانی که در دقایق پایانی وارد زمین میشوند نیز نت آهنگ را بهخوبی میدانند.
اسپانیا بازی را با بیش از ۶۵ درصد مالکیت توپ، ۱۲ شوت در چارچوب و بیش از دو برابر پاس صحیح نسبت به آرژانتین به پایان رساند. آرژانتین نخستین شوت خود را که در چارچوب هم نبود، تا اواخر وقتهای اضافه نزد.
این سلطه کاملی بود، اما نه یک ویرانگری تمامعیار. اسپانیا برای رسیدن به پیروزی همچنان مجبور بود تا آخرین لحظه بجنگد. ضعف همیشگی این تیم، یعنی نداشتن یک مهاجم نوک کلاسیک، در تعداد موقعیتهایی که خلق کرد اما نتوانست به گل تبدیل کند، بهوضوح نمایان شد.
با این حال، اگر نداشتن یک مهاجم تمامکننده و بیرحم همچنان پاشنه آشیل اسپانیا باشد، این تقریباً تنها نقطه آسیبپذیر تیمی است که در سایر بخشها به لطف انسجام و اطمینان جمعی، کمترین نشانهای از تزلزل نشان نمیدهد.
اسپانیا در جوایز انفرادی جام جهانی نیز دست بالا را داشت؛ پائو کوبارسی بهعنوان بهترین بازیکن جوان، اونای سیمون بهعنوان بهترین دروازهبان و رودری بهعنوان ارزشمندترین بازیکن تورنمنت انتخاب شدند. تنها کفش طلا از چنگ اسپانیاییها گریخت و به کیلیان امباپه، ستاره فرانسه، رسید.

گلها میان همه تقسیم شد
حتی همین موضوع نیز کاملاً با داستان قهرمانی اسپانیا همخوانی داشت. این قهرمانی هرگز به یک بازیکن وابسته نبود. ۱۴ گل اسپانیا در هشت مسابقه را هشت بازیکن مختلف به ثمر رساندند؛ آماری که موفقیت این تیم در یورو ۲۰۲۴ را به یاد میآورد؛ جایی که اسپانیا با ۱۶ گل توسط ۱۰ بازیکن متفاوت، رکورد جدیدی در تاریخ این رقابتها ثبت کرد.
پیروزی برابر آرژانتین همچنین روند شکستناپذیری اسپانیا را به ۳۸ مسابقه رساند. آنها با عبور از ایتالیا، رکورد جدیدی ثبت کردند و بیش از هر زمان دیگری بر سه سال سلطه خود بر فوتبال ملی جهان تأکید گذاشتند.
این قهرمانی برای لوئیس دلافوئنته یک پیروزی شخصی نیز بود؛ مربیای که زمانی رسانههای اسپانیایی، به دلیل سالهای طولانی فعالیتش در ردههای پایه فدراسیون فوتبال اسپانیا، با کنایه او را «لوئیس کی؟» مینامیدند.
حالا او آن دوره طولانی و صبورانه کارآموزی را به بزرگترین جایزه دنیای فوتبال تبدیل کرده است.

اسپانیای امروز، در عین حال، بازتابی از خود این کشور است؛ کشوری که از مناطق، لهجهها و هویتهای گوناگون شکل گرفته است.
بازیکنانی از باسک مانند میکل اویارسابال، اونای سیمون و میکل مرینو، در کنار بورخا ایگلسیاس از گالیسیا، فران تورس از والنسیا، رودری از مادرید، فابیان رویس و گاوی از آندلس و پدری از جزایر قناری، در کنار یکدیگر در مرکز توجه قرار گرفتند. کوبارسی و مارک کوکوریا نیز دو نفر از ۹ بازیکن متولد کاتالونیا هستند؛ در حالی که لامین یامال و ویلیامز نماد موفقیت مهاجرت و چهرهای تازهتر از اسپانیا هستند.
جذابیت اسپانیا همیشه از همین واقعیت سرچشمه گرفته است؛ کشوری که از مناطق و ملتهای کوچکتری تشکیل شده که هر کدام تاریخ خاص خود را دارند. یکشنبهشب، این تفاوتها از بین نرفتند؛ آنها فقط دیگر مانعی برای کنار هم بودن نبودند.
فوتبال، دستکم برای یک شب، کاری را انجام داد که سیاست اغلب از انجامش ناتوان است: باعث شد اسپانیا خود را یکپارچه و متحد احساس کند.
همچنین بخوانید: قهرمانی با طعم تاریخسازی؛ اسپانیا رکورد ایتالیا را هم شکست

