شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۰
۰ |
۱

پیشنهاد اغوا کننده سایت شرط‌بندی قبل از دربی به ستاره استقلال/ یک کیف پر از دلار بغل دستم بود

دربی
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

حنیف عمران‌زاده در برنامه جدید من تو من با خبرورزشی پرده از پیشنهاد یک سایت شرط‌بندی قبل از دربی پایتخت برداشت.  

حنیف عمران زاده مهمان بخش نهم برنامه من‌تومن با خبرورزشی در پاسخ به پرسش‌های بهروز رهبری فرد مجری این برنامه وقتی صحبت به بحث جادوگری و مسائل این چنینی رسید در رابطه با اینکه او در یکی از مسابقات استقلال مقابل پرسپولیس چطور در داخل ماشین با پیشنهاد اغوا کننده‌ای از سوی مالکان یک سایت شرطبندی مواجه شده گفت: قبل از بازی دربی که ۴-۲ شد یه همچین پیشنهادی به من داده بودن. خدا علی انصاریان را بیامرزه. توی اکران خصوصی اولین فیلم علی انصاریان منم دعوت شده بودم. نقش یه بوکسور رو داشت. یکی از دوستا زنگ زد و گفت حنیف می‌خوام ببینمت. گفتم چرا؟ گفت بهت میگم. گفت تو اکران علی هستی؟ گفت پس من میام دنبالت. وقتی رسید دیدم خودش پشت فرمون نیست یه آدم عینک آفتابی با کراوات پشت فرمون بود و این دوستم کنارش نشسته بود. تا نشستم تو ماشین بگو بخند کردیم و رفتیم سینما فیلمو دیدیم و موقع برگشتن من باز نشستم عقب دیدم یه کیف چرم کوچیک رو صندلی عقب کنار منه گفتم حتما مال راننده است.

وی افزود: موقع رفتن همچین کیفی اونجا نبود اما من گفتم شاید مال آقای راننده باشه. یه‌مرتبه شروع کردیم به صحبت کردن و گفت «اگه می‌خوای، راجع‌به اون کاره صحبت کنیم» پیش خودم گفتم لابد می‌خواد درمورد زمینی توی شمال یا پروژه این مدلی حرف بزنیم بعد یه دفعه‌ای به راننده گفت آقای دکتر شما بگو. آقای دکترم با یک کراوات قرمز شروع کرد به حرف زدن و گفت ما یه سایت شرط‌بندی داریم توی لندن خیلیا برای ما کار می‌کنن. گفتم خب! گفت خیلی بازیکنا با ما هستند که البته داشت دروغ می‌گفت. گفت از لیگ یک و لیگ دو و لیگ برتر بازیکن داریم. ‌ دوست داریم با شما هم همکاری کنیم. پیش خودم گفتم شاید می‌خواد براش تبلیغ کنیم! هنوز دوزاریم نیفتاده بود. حالا اون روز یک‌شنبه بود و پنج‌شنبه همون هفته هم دربی بود. گفتم خب بفرمایید! منتظر حرف تبلیغ یا این چیزا بودم که گفت ما یه درخواست از شما داریم. گفتم چه درخواستی؟ گفت بازی دربی، گفتم شاید می‌خوان دوربین بفرستن از کنار زمین از من فیلمبرداری کنن یا بیان هتل. گفت: سه تا گزینه بهت می‌گیم! سه تا پیشنهاد؛ اخراج، گل‌به‌خودی، پنالتی. {رهبری‌فرد: می‌گفتی با اینا جمله بسازم؟ } به خدا!

حنیف ادامه داد: بعد گفتم یعنی چی؟ گفت: ما از شما این سه تا خواسته رو داریم یا تو بازی پنج‌شنبه اخراج بشی، یا پنالتی بدی یا گل‌به‌خودی بزنی! و خیلی خوشگلم این پیشنهاد رو می‌داد و می‌گفت چون شما رو هوادارا خیلی دوست دارن گزینه پنالتی دادن خیلی برای شما خوب نیست بهترین راه اخراجه که به استایل بازیت می‌خوره. مثلا دقیقه ۸۵ به بعد که تاثیر خاصی هم تو بازی نداشته باشه! گفتم خب! گفت ما ۵۰ درصد این‌ور بازی بهت می‌دیم ۵۰ درصدم اون‌ور بازی. بعد بازی اومدی بیرون از زمین سمت رختکن پولو بهت میدیم. گفت ساک بغلو باز کن! باز کردم دیدم یه مشت دلار بود نزدیک به یکی دو میلیون! دو برابر پول قرارداد خودم دلار نقد بود. گفت عین همین کیفو هم بعد از بازی بهت می‌دیم. گفت ما بهت ضریب می‌زنیم. گفتم ضریب دیگه چیه؟

وی در آخر توضیح داد: بعد یک‌مرتبه به جان دخترم که هیچ وقت بیخودی اسم اونو نمی‌گم قسم، خواستم اول یقه راننده رو بگیرم که گفتم خب خطرناکه تصادف می‌کنیم بعد با دست چپم چنان فک اون رفیقمونو گرفتم فشار می‌دادم که نزدیک بود فکش بشکنه. بهش گفتم راجع‌به من چی فکر کردی؟ من ۸ سال تو این تیم بخیه خوردم، سرم شکسته و داغون شدم. این‌همه آدم دلشون با این تیمه. سرم رو تو این تیم ترکوندم و اعتبار جمع کردم بعد بیام تو این بازی که یک‌عده زندگیشون سر این بازی بالا پایین میشه ازین کارا کنم؟ البته کلی هم بهشون بد و بیراه گفتم. بعد گفتم بزن کنار پیاده می‌شم حروم‌لقمه. توی اتوبان یادگار امام بودیم که گفتم منو پیاده کنید. اتفاقا بارونم داشت می‌بارید و یه موتوری منو سوار کرد. ‌ تا خونه خیس خیس شدیم.

متن کامل گفتگو را اینجا بخوانید 

بیشتر بخوانید: سوال روز: وسط جنگ «شهرهای بمباران‌شده» کجا میزبانی می‌کنند؟ / لیگ برتر بیست‌وششم هم به تعویق می‌افتد!

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها