نظرسنجی

هیئت‌رئیسه فدراسیون چه تصمیمی درمورد قلعه‌نویی بگیرد؟
یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
۰ |
۰

از زمین‌های خاکی تا جام جهانی؛ داستان تلخ زندگی و مرگ جیدن آدامز/ زمین فوتبال فضای امن او بود

جیدن آدامز
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

کسانی که جیدن آدامز را می‌شناختند، او را مردی فروتن و سخت‌کوش توصیف می‌کنند که برای دوستان و خانواده‌اش اهمیت زیادی قائل بود؛ بازیکنی که تنها مدت کوتاهی پس از حضور در جام جهانی از دنیا رفت.

برای جیدن آدامز، هافبک تیم ملی آفریقای جنوبی که این ماه در ۲۵ سالگی درگذشت، فوتبال یک فضای امن بود. استیو بارکر، مربی دوران نوجوانی آدامز، پنجشنبه گذشته در مراسم یادبود او این جمله را به زبان آورد؛ جمله‌ای که شاید بیش از هر چیز دیگری زندگی آدامز خارج از زمین فوتبال را توصیف کند.

آدامز از همان ابتدای زندگی با چالش‌های زیادی روبه‌رو بود. او در آفریقای جنوبیِ تازه‌دموکراتیک‌شده به دنیا آمد، اما در اوایل دهه ۲۰۰۰، انقلاب این کشور عملاً در مسیر ناکامی قرار گرفته بود. حق رأی به همه مردم داده شده بود، اما شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور تغییر چندانی نکرده بود و بسیاری از مردم نمی‌توانستند از آزادی‌های به‌دست‌آمده بهره ببرند. استلنبوش، شهری که خانواده آدامز در آن زندگی می‌کردند، نمونه کاملی از این وضعیت بود.

نمای بیرونی این شهر شبیه یک رویای گردشگری است؛ شهری دانشگاهی که میان تاکستان‌ها، معماری هلندی آفریقای جنوبی و بوتیک‌های مستقل قرار گرفته است. با این حال، بیشتر گردشگران هرگز از مرکز شهر یا محله‌های اطراف آن فراتر نمی‌روند؛ مناطقی که محل زندگی اقشار کم‌برخوردارتر هستند و سال‌ها از بی‌توجهی رنج برده‌اند. این محله‌ها یادگارهای دوران آپارتاید محسوب می‌شوند؛ جایی که ثروت برای اقلیت برخوردار از امتیازات تاریخی حفظ شده و جوامع کارگری و رنگین‌پوستِ حاشیه‌نشین تقریباً نادیده گرفته شده‌اند.

از قضا، آدامز نیز اغلب به همین شکل توصیف می‌شد؛ مردی که هم در حاشیه جامعه و هم در ورزشی که در آن می‌درخشید، بی‌سروصدا حرکت می‌کرد.

جیدن آدامز

برندین جانسون، سخنگوی خانواده آدامز، می‌گوید: «جیدن آدم کم‌حرفی بود؛ ساکت، بسیار خجالتی و کوچک‌ترین بازیکن بین هم‌تیمی‌هایش. در ابتدا خیلی‌ها به‌خاطر جثه‌اش متوجه توانایی‌های فوتبالی او نمی‌شدند، اما روحیه مبارزه‌طلبی فوق‌العاده‌ای داشت؛ فقط همیشه آن را نشان نمی‌داد.»

مراسم تشییع جنازه آدامز شنبه در کیپ‌تاون برگزار شد. او فوتبال را با تمام وجود دوست داشت. مونیکا تائوگه، عمه‌اش، در مراسم یادبود گفت که آدامز در کودکی هر چیزی را که گرد بود شوت می‌کرد؛ «حتی پیازها». والدینش، خوانیتو و کندیس، نیز پیش‌تر گفته بودند که پسرشان گاهی از سیب‌زمینی به‌عنوان توپ فوتبال استفاده می‌کرد.

هیچ‌کس در خانواده درباره مشکلات مالی با حس کمبود صحبت نمی‌کند، چرا که آن‌ها در جامعه‌ای رشد کردند که همه برای بهتر کردن شرایط زندگی تلاش می‌کردند. با این حال، در سال‌های ابتدایی زندگی آدامز، کمبودهایی وجود داشت.

راجر تلمکوس، بازیکن سابق تیم ملی کریکت آفریقای جنوبی که در همان خیابانی بزرگ شد که پدر آدامز در محله کلوتس‌ویل زندگی می‌کرد، می‌گوید: «همه در چنین مناطقی فقط تلاش می‌کنند از پس هزینه‌های زندگی بربیایند. بچه‌ها شاید خیلی متوجه این مسائل نمی‌شدند، چون بیشتر وقتشان با ورزش کردن می‌گذشت. بعضی پدرها، مثل خوانیتو، واقعاً بچه‌هایشان را تشویق می‌کردند و همه در خیابان هر ورزشی را انجام می‌دادند؛ تنیس، فوتبال، راگبی و کریکت. ورزش کردن همچنین بهترین راه برای دور ماندن از دردسر بود.»

مراسم خاکسپاری جیدن آدامز
مراسم خاکسپاری جیدن آدامز

مشکلات برای همه قابل مشاهده بود و به گفته تلمکوس، در ۲۰ سال گذشته بدتر شده بود. گانگستریسم، سوءمصرف مواد مخدر و انواع جرم‌ها، از جرایم کوچک تا جنایت‌های جدی، بخشی از این مشکلات بودند.

آدامز پس از نقل مکان به منطقه نسبتاً مرفه‌تر آیداز ولی توانست از آن زندگی فاصله بگیرد، اما همچنان زندگی لوکسی نداشت. خانواده شش‌نفره آن‌ها، که چهار فرزند داشت، مدتی در خانه‌ای دوخوابه زندگی می‌کردند. در مقاطعی نیز نزد مادربزرگ مادری‌اش، ماریانا، بودند. جانسون می‌گوید: «در واقع، او در حیاط خانه مادربزرگش بزرگ شد.»

شرایط آدامز زمانی شروع به تغییر کرد که در ۱۵سالگی به تیم زیر ۱۸ سال آکادمی استلنبوش راه یافت. جانسون می‌گوید: «محیط سخت بود، به‌خصوص اگر به اندازه کافی بزرگ یا قدبلند نبودید. اما وقتی قدرت بدنی دیگر مهم‌ترین فاکتور نبود، همه دیدند که جیدن از نظر فنی بازیکن بسیار خوبی است.»

مربیانش نیز با این نظر موافق بودند. استیو بارکر، خواهرزاده کلاو بارکر، سرمربی سابق آفریقای جنوبی که این تیم را به قهرمانی جام ملت‌های آفریقا رسانده بود و اکنون هدایت سیمبا در تانزانیا را برعهده دارد، مدت کوتاهی پس از مرگ آدامز، ارزیابی احساسی و تحسین‌آمیزی از توانایی‌های او ارائه کرد.

او به «نیوزروم آفریکا» گفت: «بازیکنان خوب زیادی وجود دارند، اما بازیکنان بزرگ کم هستند. جیدن بزرگ بود. جیدن سه ویژگی داشت که او را از دیگران متمایز می‌کرد: کنترل اول فوق‌العاده، وزن پاس‌هایش، چیزی که هرگز شبیه آن را ندیده‌ام، و عشقی که به بازی داشت. زمین فوتبال جای خوشحالی او بود. او توپ را پاس نمی‌داد؛ انگار آن را نوازش می‌کرد. جیدن خاص بود و هوش فوتبالی‌اش واقعاً فوق‌العاده بود.»

جیدن آدامز

آدامز زیر نظر بارکر شکوفا شد و به نخستین بازیکن آکادمی استلنبوش تبدیل شد که در بالاترین سطح فوتبال آفریقای جنوبی، یعنی لیگ برتر فوتبال این کشور، بازی کرد.

پنج سال بعد و پس از دعوت شدن به تیم ملی، ثروتمندترین باشگاه کشور، ماملودی سانداونز، به سراغ او آمد. آدامز امسال و در آغاز دومین فصل حضورش در این باشگاه، موهایش را تراشید؛ کاری که با شوخی آن را نشانه‌ای از پخته‌تر شدن خود دانست و لقب «گروتمان» به معنای «مرد بزرگ» را برای خودش انتخاب کرد. این لقب به او چسبید.

آدامز هیچ‌وقت این موضوع را به زبان نیاورد، اما شاید خودش هم متوجه شده بود که چقدر رشد کرده است. تا آن زمان، او به تیم ملی دعوت شده بود، برای این تیم بازی کرده و سپس به دلیل دیر رسیدن به اردوی تیم و ناراحت کردن هوگو بروس، سرمربی تیم ملی، از جمع ملی‌پوشان کنار گذاشته شده بود. او همچنین دو هم‌تیمی دوران آکادمی‌اش، از جمله یکی از دوستان نزدیکش، را از دست داده بود.

در فوریه ۲۰۲۳، اوش‌وین آندریس، ۱۹ ساله، بر اثر جراحات ناشی از ضربات چاقو در پارل، شهری در ۱۶ کیلومتری شمال استلنبوش، جان باخت. سه سال بعد، ژاندر گفور، ۲۰ ساله، در رودخانه کروم غرق شد. وقتی سانداونز در ماه می قهرمان لیگ قهرمانان آفریقا شد، آدامز مدالش را به آندریس تقدیم کرد. از دست دادن‌های متعدد فشار زیادی بر این شهر وارد کرده بود، اما آدامز بهانه‌ای برای جشن گرفتن به مردم داده بود.

نقش او در قهرمانی قاره‌ای سانداونز و دعوت شدنش به تیم ملی برای حضور در جام جهانی نشان می‌داد مسیر حرفه‌ای آدامز در حال اوج گرفتن است. او در نخستین فصل حضورش در سانداونز اغلب از روی نیمکت وارد زمین می‌شد و حتی جایگاهش در ترکیب اصلی زیر سوال رفته بود، اما به‌تدریج به یکی از بازیکنان کلیدی تیم تبدیل شد.

استیو کمپلا، مربی ارشد سانداونز، در مراسم یادبود آدامز گفت: «او قلب تیم ما و تپش قلب سبک بازی‌مان بود. جیدن بازی را مثل یک مربی درک می‌کرد و مثل یک بازیکن آن را اجرا می‌کرد.»

خانواده جیدن آدامز در مراسم خاکسپاری او
خانواده جیدن آدامز در مراسم خاکسپاری او

در یک سال گذشته، آدامز به سطحی رسید که نزدیکانش سال‌ها پیش پتانسیل آن را در او دیده بودند و حتی دیگران را با شجاعت و انگیزه‌اش برای موفقیت شگفت‌زده کرد.

رونون ویلیامز، کاپیتان آفریقای جنوبی، در مراسم یادبود به خاطره‌ای از جام ملت‌های آفریقا اشاره کرد؛ زمانی که آدامز با وجود جثه کوچک خود، با یک بازیکن بلندقد مالی وارد کری‌خوانی شد و چند جمله خاص به زبان محلی به او گفت. ویلیامز از آدامز پرسید آیا می‌داند آن بازیکن چقدر بزرگ است، اما آدامز شانه‌هایش را بالا انداخت و گفت بازیکن مالی اصلاً حرف‌های او را متوجه نمی‌شود!

ویلیامز در حالی که اشک می‌ریخت و لبخند می‌زد، گفت: «این شخصیت جیدن بود.»

با افزایش شهرتش، آدامز مراقب بود موفقیت‌هایش را به رخ نکشد.

جانسون می‌گوید: «جیدن می‌دانست چه توانایی‌هایی دارد، اما هرگز نمی‌خواست درباره آن‌ها حرف بزند. بسیار رقابتی بود، اما هیچ‌وقت فخرفروشی نمی‌کرد. بعضی آدم‌ها در شبکه‌های اجتماعی از نظر کلامی بسیار فعال هستند، اما جیدن این‌طور نبود. او دوست داشت به دیگران هم کمک کند. بعد از هر بازی، پیراهن و کفش‌هایش را به بچه‌هایی که از او درخواست می‌کردند می‌داد.»

او همچنین تمرکز زیادی روی تأمین آینده خانواده‌اش داشت، چرا که به آن‌ها قول داده بود شرایط مالی‌شان را تغییر دهد.

مراسم خاکسپاری جیدن آدامز

آدامز در جام جهانی برای خانواده‌اش بازی کرد؛ حتی در حالی که درد شدیدی را تحمل می‌کرد. مادربزرگش، ماریانا، یک روز پیش از دیدار آفریقای جنوبی برابر جمهوری چک از دنیا رفت، اما آدامز تصمیم گرفت در کنار تیم بماند. او در آن مسابقه بازی کرد و پس از پایان دیدار، با وجود شرایط روحی سختی که داشت، سرحال به نظر می‌رسید. آدامز تساوی ۱-۱ را نتیجه‌ای مثبت توصیف کرد، حتی اگر در درونش احساس کاملاً متفاوتی داشت.

او در دیدار بعدی برابر کره جنوبی نیز به میدان رفت؛ مسابقه‌ای که آفریقای جنوبی با پیروزی در آن برای نخستین بار به مرحله حذفی جام جهانی صعود کرد. تصاویر پس از بازی نشان می‌داد آدامز در حالی که سایر بازیکنان تیم با یک آهنگ و رقص مخصوص جشن می‌گرفتند، به‌تنهایی نشسته است.

کمپلا در مراسم یادبود، برای تسلی خانواده آدامز بخشی از انجیل را خواند؛ عبارتی که شاید به‌خوبی خلاصه‌ای از زندگی کوتاه او باشد: «هرچند از دره سایه مرگ عبور کنم، از هیچ بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با من هستی.»

خانواده و دوستان آدامز می‌دانند که او در زندگی کوتاه خود بارها از چنین دره‌ای عبور کرد، اما هرگز نترسید. او پدر و مادر، سه خواهر و برادر، همسر و دو فرزندش را پشت سر گذاشت.

آدامز که در ابتدا نمی‌خواست شناخته شود، در نهایت در عرض یک هفته در مرکز توجه دنیای فوتبال قرار گرفت. در چند مسابقه جام جهانی نیز به یاد او یک دقیقه سکوت برگزار شد. شاید خانواده‌اش هرگز تصور نمی‌کردند او به این شکل در سراسر جهان شناخته شود، اما این اتفاق به آن‌ها نشان داد که آدامز در فوتبال، بسیار بیشتر از آنچه تصور می‌کردند، ارزشمند بود.

جانسون می‌گوید: «فکر می‌کنم جامعه نمی‌دانست جیدن چقدر بزرگ بود و مردم چقدر از فوتبالش لذت می‌بردند. این یک شوک بزرگ است.»

بیشتر بخوانید: پیام‌های احساسی شریک زندگی جیدن آدامز قبل از جام جهانی و پس از مرگ او؛ غروری که پَر کشید.../ از عکس‌های عاشقانه تا نشان دادن حرف A در جام جهانی

جیدن آدامز

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرسنجی

هیئت‌رئیسه فدراسیون چه تصمیمی درمورد قلعه‌نویی بگیرد؟

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها