نوشتن از ایرادات صدا و سیما در تمام زمینهها کاری بیهوده است. مدیران این سازمان کار خود را میکنند و کاری به نظرات مخاطب و دلسوزی سایر رسانه ها و کارشناسان ندارند. بالطبع در فوتبال و شبکه ۳ نیز هر کس وارد شده یا بخواهد در گردونه باقی بماند، باید از دکترین این سازمان تبعیت کند نه اینکه دنبال خواست مردم و انجام کار درست باشد.
در آغاز دهه ۷۰ شمسی مرحوم بهرام شفیع، اصولی برای گزارشگری فوتبال روی آنتن تلویزیون نوشت که برای سالها دستورالعمل تمام گزارشگران تازه وارد یا قدیمی ها در تهران و شهرستان ها بود. وقتی نسل خیابانی و فردوسیپور و مزدک به عرصه آمدند، خیابانی برای جبران فاصله خود با عادل و مزدک، دنبال حواشی در آنتن زنده رفت و گذشت زمان و کنار ماندن این دو نفر ثابت کرد نظر سازمان صدا و سیما و شبکه ۳ به خصوص در مدیریت جدید، به سبک کاری آقا جواد نزدیکتر است.
کیست که داستان سبک خیابانی را نداند! پرداختن به حواشی به جای متن و گفتن جملاتی که به همه چیز ربط دارد الا فوتبال! دادن سوتی برای وایرال شدن و اولویت فضای مجازی به رسانه اول کشور! پس خود بازی و دو تیم و کلیت فوتبال و خواست مخاطب، مهم نبود و نباید از گزارشگران جوان توقع داشت دنبال سنت شکنی باشند، خود را از نان خوردن انداخته و به سرنوشت امثال عادل فردوسیپور دچار شوند!
کاری که باعث شد به مرور زمان، بسیاری مخاطبان ترجیح بدهند فوتبالها را از شبکههای دیگر و آنها که دسترسی به ماهواره یا اینترنت ندارند، بازیها را با ولوم بسته تماشا کنند! اما بیایید امیدوار باشیم و آرزو کنیم که روزی این چرخه باطل از بین برود.
یکی از بزرگترین نمادهای این سبک کاری، تشکر گزارشگر روی آنتن زنده از زمین و زمان است و بدتر از آن، بابت انجام بدیهیترین وظایف مسئولان که بابت آن حقوق میگیرند و با حضور در ویترین فوتبال به شهرت رسیده و امکان رسیدن به صندلیهای بزرگتر و مهمتر را پیدا میکنند!
در بازی استقلال و پیکان، گزارشگر از مسئولان ورزشگاه تشکر کرد که حواسشان به چمن بوده و با آبیاری بین دو نیمه، کیفیت خوب زمین را حفظ کردهاند! یعنی کاری که بابتش منصوب و حقوق و مزایا میگیرند! یعنی کاری که مدیران سایر ورزشگاهها بابت ترک فعل و عدم انجامش، باید مواخذه و با آنها برخورد شود! حالا بماند که کیفیت زمین هم اصلا خوب نبود!
گزارشگر که به جای پرداختن به گزارش بازی به حواشی بیاهمیت میپرداخت و برخی جملاتش در قوطی هیچ عطاری پیدا نمیشد! مثلاً اینکه او از یک اصطلاح عامیانه به نام پاس پرچم اسم برد، اصطلاحی که در میان فوتبالیها هم باب نیست، چه رسد به مردم عامی و عادی! از آن عجایب که معمولاً فقط در سبک خیابانی دیده و باعث بروز شایعات و گمانه زنیهای بسیار میشد!
بیاید امیدوار باشیم که روزی افراد لایق و مسلط، فوتبالها را گزارش کنند و از اقبال مردم به این رشته و یونیک بودن امتیاز پخش تصاویر در ایران برای صدا و سیما، سوء استفاده نشود. روزی که نظر مردم برای مسئولان مهم باشد...
بیشتر بخوانید: وجوه اشتراک فراوان در کاپیتانهای استقلال و پیکان؛ رستم به بزرگترین افتخار ممکن برای یک خارجی در فوتبال ایران رسید
