مراسم معارفه محمد محمدی به عنوان مدیرعامل جدید آلومینیوم برگزار و محمد رجاییان بعد از سالها از این تیم جدا شد. پیش از او مجتبی حسینی نیز که در سالهای اخیر سرمربی آلومینیوم بود، به نساجی رفته بود تا رسانه ها خبر از جایگزینی پیروز قربانی روی نیمکت نماینده اراک در لیگ برتر بدهند. دیروز -شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵- مراسم معارفه رسمی برگزار و ضمن اعلام عضویت اعضای تازه هیات مدیره، محمدی و قربانی هم رسما جانشین رجاییان و حسینی شدند.
به رسم چنین مراسمی، آنها که رفتند و آنها که آمدند، صحبت کردند. قطعاً باید به نفرات تازه وارد فرصت داد تا برنامههایشان را اجرا کنند. آلومینیوم در سالهای اخیر متکی به جوانگرایی بوده و در کنار حفظ سهمیه استان مرکزی، بازیکنان خوبی را هم به تیمهای ملی پایه و بزرگسالان و باشگاههای بزرگ معرفی و از این مسیر درآمدزایی کرد. قطعاً این تیم به همین مسیر ادامه میدهد و از این نظر هم باید فرصت بیشتری به مدیر و مربی جدید داد.
اما نکته اینجاست که در این باشگاه سرمربی قبل از مدیرعامل انتخاب شد! کاری که همیشه نتیجه مشخصی داشته و هیچ کجای دنیا نمونه ندارد! آن هم دو فرد که هر کدام پیشینهای کاملاً متفاوت با همکاران خود داشتهاند و خیلی اهل تعامل -اصطلاح مدیران بالادستی در فوتبال ایران در مقام نصیحت بعد گلایه های مدیران زیردست- نیستند و به استناد کارنامه زمان بازی، برای خود در موقعیت تازه -یعنی مدیریت و مربیگری- شریک تصمیم گیری نمی خواهند!
محمد محمدی سابقه حضور در هر دو تیم پرسپولیس و استقلال را دارد و البته به عنوان معاون رضا درویش، مرد شماره ۲ باشگاه پرسپولیس بود که به خاطر همان حضور در استقلال، خیلی از پیشکسوتان مخالف او بودند. سرانجام محمدی به خاطر اختلاف نظر با رضا درویش، رفت نه بدلیل نظر پیشکسوتان یا هواداران! در سایپا و سپس فولاد هم نشان داد خیلی اهل تعامل -همان کوتاه آمدن!- با مدیران ارشد یا سرمربی و معاونان خود، نیست!
پیروز قربانی هم همین چند روز پیش روز از فجرسپاسی جدا شد تا رسول خطیبی جایگزین او شود. او هم با وجود پیشنهاد مکرر برای دستیاری در استقلال -تیمی که خانه اوست و نیمکتش آرزو و هدف او- قبول نکرد نفر دوم کسی باشد. از مربی خارجی تا نام های بزرگ، ترجیح داد از سطوح پایین کار را شروع و پله پله بالا آمد تا اینکه فجر را به لیگ برتر برگرداند و فصل ناتمام قبل، نتیجه و نمایشی آبرومند برابر همه مدعیان و رقبای ریز و درشت داشت.
پس در این انتخاب باشگاه آلومینیوم برای مدیریت و نیمکت، هیچ بحث شخصی نداریم و نامها و لیاقت و کارنامه جانشینان، برای محمدی و قربانی به عنوان دو فوتبالی کارنامه دار قابل اعتنا هستند. به این مسئله هم که یک حلقه تکراری برای نیمکتها و صندلی مدیریت، در لیگ برتر ما هست که هر سال تکرار میشود، اینجا کاری نداریم. این تکرار مسئله امروز و دیروز و لیگ برتر یا آزادگان و دلیلش را همه میدانیم!
نکته اینجاست که در تمام دنیا و در فوتبال ما، لااقل روی کاغذ، انتخاب سرمربی به عهده مدیرعامل و او در قبال نتایج سرمربی پاسخگوست. محمد محمدی چطور بلافاصله پس از انتخاب به عنوان مدیرعامل باشگاه و در حالی که هنوز با نرمافزارهای مسیریاب، به دفتر کارش در باشگاه آلومینیوم رفته و نام خیلی از پرسنل این باشگاه را نمیداند، توانسته به این سرعت پیروز قربانی را انتخاب کند؟! تازه یک سرچ ساده در اینترنت ثابت میکند که خبر انتخاب پیروز قربانی به جانشینی مجتبی حسینی، چند روز قبل از خبر انتصاب محمد محمدی به مدیریت باشگاه آلومینیوم و جانشینی رجاییان، رسانهای شده بود!
اینکه یک پرسپولیسی -با سابقه کار در این باشگاه و نتیجه اختلاف با مدیریت و سپس حضور در فولاد و نتیجه اختلاف با یحیی گل محمدی!- چطور حالا یک استقلالی را انتخاب میکند -که او هم در کارنامهاش به طور مشخص، اهل توصیه پذیری از هیچکس نبوده و نیست!- سمت دیگر ماجراست!
از همه مهمتر اینکه حتی با وجود فرض ذهنیت مثبت محمدی و قربانی نسبت به یکدیگر، با توجه به تاریخ رسانهای شدن انتخاب و انتصاب این دو نفر، اگر پیروز قربانی از مدتها قبل مذاکرات خود را با این باشگاه آغاز و با شخص دیگری -مثلاً رئیس کارخانه یا اعضای هیئت مدیره باشگاه یا کارخانه- به توافق رسیده باشد، محمدی چطور میتواند در این تیم مدیریت و با پیروز قربانی کار کند؟ و چطور قرار است پاسخگوی نتایج تیم، نزد هواداران، رسانهها و کارشناسان باشد؟
بیشتر بخوانید: ادعای عجیب عضو هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال؛ زور شما در باشگاهتان به قلعهنویی نرسید، چطور در فدراسیون میرسد؟!
