کشتی مازندران در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ ملیپوشی داشت که اگر به شرایط جنگی بر نمیخورد، حداقل کسب یک مدال جهانی سهم او از این عرصه میشد.
آیت واگذاری قهرمان اسبق کشتی آسیا که در المپیک ۱۹۸۸ سئول هم مقام پنجم را کسب کرد، در دهه ۸۰ برای مقطعی عضو کادر فنی تیم ملی کشتی بود و این روزها بی سر و صدا کارش را یه عنوان یک مربی سازنده دنبال میکند. حضور او در تمرینات تیم امید نساجی قائمشهر و ملاقاتش با حسن خوردستان، مدافع اسبق نساجی موجب شد ما هم فرصت را مغتنم شمرده و پس از مدتها این چهره نام آشنای کشتی را به حرف بکشیم:
خوشحالم که علی دایی در ورزش ما حضور ندارد
من علاوه بر کشتی، به فوتبال هم علاقه دارم و زمستان سال ۱۳۸۲ پس از زلزله دلخراش بم هنگامی که ورزشکاران برای کمک به زلزله زدگان آستین همت را بالا زدند، به عنوان عضوی کوچک از جامعه بزرگ کشتی به میدان آمدم. در سالن ۱۲ هزار نفری ورزشگاه آزادی یک مسابقه خیریه فوتسال میان ورزشکاران و هنرمندان ترتیب دادیم که در آن بسیاری از اهالی کشتی بودند. از محسن کاوه و علیرضا دبیر گرفته تا پژمان درستکار و... اتفاقا علی دایی عزیز هم بود و من با ایشان در یک تیم قرار گرفتم.
خیلیها میگویند ای کاش علی دایی دوباره به ورزش بازگردد اما من برخلاف این دوستان معتقدم دایی نباید برگردد! اگر دایی فعلاً برنگردد، قدر چنین مهره ارزشمندی را در ورزش ما بیشتر خواهند دانست. علی آقا بهترین کار را میکند که برنمیگردد.
نگرانی برای حسن یزدانی
وقتی عسگری محمدیان میخواست برای حضور در انتخابات ریاست هیئت کشتی مازندران وارد عرصه شود، به او گفتم این کار را نکن چون اگر شکست بخوری، من خودم اولین نفری هستم که ناراحت میشوم و آدمهای زیاد دیگری هم دچار همین ناراحتی خواهند شد اما دیدیم چه اتفاقاتی افتاد. این وضعیت الان در مورد حسن یزدانی هم صادق است و به هیچ عنوان نمیخواهم در مسابقات جهانی دچار مشکل شود چون اعتبار کشتی ایران است. البته از یک بابت به مردم اطمینان خاطر میدهم و میگویم شکست چند وقت قبل حسن آقا مقابل حریف آمریکایی را فراموش کنند چون او تازه به ۹۷ کیلو آمده بود و هنوز جا نیفتاده بود اما قطعاً در پیکارهای جهانی قزاقستان وضعیتش متفاوت است.
رسول خادم را دست تو میسپارم
سالیان متمادی عضو تیم ملی بودم و به اعتقاد اغلب کارشناسان، حداقل یک مدال جهانی حقم بود ولی به جنگ خوردیم و البته ناملایماتی هم دیدیم که بماند. یادش بخیر وقتی برای شرکت در بازیهای آسیایی ۱۹۹۰ عازم پکن بودیم، شادروان محمد خادم پدر رسول و امیر خادم در فرودگاه نزد من آمد و گفت: آیت جان! رسول جوان است و میترسم برایش دردسر درست کنند. رسول را به شما میسپارم و شما را به خدا!
رسول واقعاً بزرگمنش بود و اگرچه بعداً شرایط وزنی او به گونهای جلو رفت که ما باهم رقیب شدیم و از او شکست خوردم ولی باور کنید خوشحالم که رسول خادم را شکست ندادم. خیلی خوشحالم که مقابل این پهلوان پیروز نشدم چون برخی مسائل در ورزش به ویژه کشتی خیلی مهمتر از پیروزی است.
بیشتر بخوانید: ارنج سرمربی؟ علی دایی ترکیب میچید!
