سالهاست که بزرگترین مشکل فوتبال ما -چه در عرصه ملی و چه باشگاهی- میانگین سنی بالا بوده و هست و با این چرخه تکراری مربیان، خواهد بود! مربیانی که از ترس برکناری و از دست دادن نیمکت، ترجیح میدهند سراغ ستارههای بالای ۳۰ سال رفته و دستمزد آنها را هر سال چند ۱۰ میلیارد بیشتر کنند، اما ریسک میدان دادن به بازیکن جوان و هزینه دادن برای با تجربه شدن او را نپذیرند!
نتیجه این شده که تیم ملی هم با امیر قلعه نویی -که مشخصاً با شعار جوانگرایی و تزریق خون تازه به فوتبال، جانشین کیروش شد- در دو جام جهانی و یک جام ملتهای اخیر، با همان جوانانی که کارلوس به تیم ملی آورد و اسکلتی موفق ساخت، ناکام ماند. اتفاقی که هر فصل در لیگ برتر و بالطبع برای نمایندگان کشورمان در آسیا، در سالهای اخیر تکرار و همه مربیان و تیمها ترجیح میدهند با نامهای آشنا به زمین بیایند.
مشکلی که علاوه بر کم آوردن بازیکنان از نظر جسمانی به خاطر سن بالا در دقایق آخر، نداشتن انگیزه و تمرکز روی فوتبال و زیر سوال رفتن اقتدار سرمربی که نمیتواند با اسم بزرگ این ستارهها مقابله و آنها را از زمین بیرون بکشد، باعث لو رفتن ترکیب و سیستم تیمهای ما نزد رقبا شده و با شناخت ضعفهای شخصی و تیمی ستارههای ما -که با سن بالا دیگر قابل تغییر هم نیست- به راحتی پیروز می شوند!
معدود بازیکنان جوانی هم که خود را به ترکیب تیمها تحمیل میکنند، آنقدر توان ندارند که علاوه بر انجام وظایف خود، جور ستارههای پا به سن گذاشته را هم در زمین بکشند. کافیست به عنوان مثال، به عملکرد دو ستاره ملی پوش از جام جهانی برگشته تراکتور و استقلال در بازی دوشنبه شب لیگ نخبگان نگاه کنیم.
در تیم ملی و تراکتور، شجاع خلیلزاده پاشنه آشیل سالهای اخیر بوده و کسی هم بازی بدون او را امتحان نکرده است! در استقلال هم، همین داستان وجود دارد و روزبه چشمی فقط با مصدومیت و محرومیت بیرون میرود! هر دو بازیکن از جام جهانی برگشته در روز نخست لیگ نخبگان، با بازوبند کاپیتانی نماینده ایران به زمین رفتند، تراکتور به لطف سوتیهای شجاع و پاس گل او، باخت اما استقلال با درخشش جوانانش و با قاطعیت، پیروز شد.
برای این شکست و آن پیروزی، دلایل بسیاری وجود داشت و تفاوتهایی فراوان، مثلا نماینده قطر به مراتب تیمی قویتر با افتخار و اعتبار بیشتر، نسبت به نماینده امارات بود ولی قرمزها بیرون خانه باختند و آبیها بردند. با نمایشی غیرقابل مقایسه، اما قطعاً یک نوبرانه از مهمترین دلایل برد استقلال بود. برای اولین بار تیمی پیدا شد که میانگین سنی بازیکنانش درون زمین، از نماینده ایران بیشتر بود! در حقیقت اینجا جای السد با تیمهای ایرانی عوض شده بود.
السد قطر به عنوان تیم اول این کشور، با لقب رئیسها در دوحه، در قدم اول لیگ نخبگان به عنوان یک تجربه عجیب، به تیمی تبدیل شد که میانگین سنی بالاتری از نماینده ایران داشت. یک رکورد عجیب و غریب که همه امیدواریم استثنا باقی نمانده و بار دیگر تکرار شود.
استقلال با قاطعیت پیروز شد و جوانانش به لطف اعتماد سهراب بختیاریزاده -که خود در مربیگری جوان است- خوش درخشیدند. در روزهایی که یک استقلالی دیگر سوژه فوتبال ماست، امیر قلعه نویی که به هر دلیل، هنوز قراردادش را تمدید نکرده و در هفت هفته گذشته از فصل بیست و ششم لیگ برتر، خود و همکارانش در کادر فنی تیم ملی، خلاف روال قبلی به تماشای هیچ مسابقهای -حتی دربی پایتخت- ننشستند!
قلعه نویی که خود، در ابتدای دهه ۸۰ شمسی به عنوان یک مربی جوان به استقلال آمد، ستارههای مشهور ملی پوش اما پا به سن گذاشته را کنار گذاشت و به جوانانی میدان داد که استقلال را قهرمان، خود ملیپوش و قلعه نویی را در نوبت اول به نیمکت تیم ملی بعد از جام جهانی ۲۰۰۶ رساندند. اما امیر در جام ملتهای ۲۰۰۷ ترجیح داد همان اسکلت ا به سن گذاشته و بیانگیزه از بازیکنان بزرگ تیم ملی را به زمین بفرستد!
حالا ۱۳ سال از آخرین جامی که قلعه نویی در فوتبال گرفته، میگذرد و هیچکس پاسخ این سوال را نمیداند که چرا آن قلعه نویی جسور، جای خود را به این امیر محتاط داده که حتی در بازیهای دوستانه هم حاضر به کنار گذاشتن امثال شجاع خلیلزاده نیست! او که فقط برای پایین آوردن میانگین سنی، چند جوان را همراه خود برد و روی نیمکت مینشاند!
امیدواریم قلعه نویی به عنوان یک استقلالی قدیمی، بازی استقلال برابر السد را دیده باشد و بیشتر از آن، امیدواریم که با این نمایش درخشان بازیکنان جوان استقلال و همزمان، ناکامی ستارههای بزرگ السد -که اسکلت تیم ملی قطر را تشکیل میدهند و بدون کمک بازیکنان خارجی، در جام ملتهای قبل در نیمه نهایی تیم امیر را شکست دادند- تلنگری برای ژنرال شده باشد تا او هم گوشه چشمی به جوانان در تیم ملی داشته باشد.
بیشر بخوانید: برد استقلال، رئیسکُشی سهراب/ داشتن و نداشتن، فرق بزرگ آبی و قرمز در آسیا!
