دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۱
۰ |
۰

قلعه‌نویی، رستم ترسناکی که دیگران برای ما ساختند!

امیر قلعه نویی
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

این فوتبال از قلعه‌نویی همان‌قدر انتظار دارد که از حسین عبدی داشت، وقتی با زلزله ویلموتس حتی دیوار ساختمان فدراسیون فوتبال ترک هم برنمی‌دارد چرا باید خشت بر دریا بزنیم؟

اگر زعمای متولی فوتبال که ظاهرا دفتر و دستکی هم اگر داشته باشند لااقل در ساختمان فدراسیون فوتبال نیست امیر قلعه‌نویی را با لقب خان و ژنرال نامگذاری نمی‌کردند و گوشه‌چشمی هم به عملکرد او در سال‌های گذشته می‌داشتند، الان کاسه چه کنم چه کنم جلویشان بال‌بال نمی‌زد.

می‌گویند شخصی فرزند تازه به‌دنیاآمده‌اش را به اسم رستم نامگذاری کرد و بعدها که این بچه بزرگتر شد همان آقا می‌ترسید صدایش کند، آخر او هم بزرگ شده بود و هم نامش رستم بود. حالا حکایت فوتبال ما است و رستم یک دست اسلحه‌اش، جناب امیرخان قلعه‌نویی!

قلعه‌نویی از هافبک ریزنقش استقلال در فوتبال ما تبدیل شد به یک مربی همیشه معترض، اما وقتی که پای «علی» به مصاحبه‌های او باز شد، زمانی که همان زعمای ثابت فوتبال ما او را در سلسله ناکامی‌های متوالی حمایت کردند و در تمام تیم‌های متمول داخلی جابه‌جایش کردند، باید فوتبالی‌های جامانده از چرخه حضور هم دستی بالا می‌زدند تا جایی در کنار سفره فوتبال برای خود پیدا کنند. سردمدار این گروه آقامعلمی بود که ده‌ها بار جوانانی را پای کامپیوتر نشاند و از جیب همان فدراسیون تحت عناوینی پرطمطراق، خطوط کج و معوجی را با عنوان تاکتیک به خورد مردم داد و با شاهکاری به‌یادماندنی، قلعه‌نویی را بالاتر از مورینیو دید و با افتخار گفت من معتقدم که قلعه‌نویی از مورینیو بهتر است!

این‌گونه بود که رستم داستان ما روز به روز نام رستم بیشتر به او می‌آمد اما ای کاش به همین‌جا ختم می‌شد؛ زمانی کار خراب شد که مطابق معمول سیاست وارد کارزار شد، سیمای جناب جبلی و دوستان ناگهان ترمز بریدند و به برنامه فوتبال برتر و مجری همیشه‌آماده آن گفتند برو کلاه بیار و جناب مجری احساس کرد وقت محکم کردن چهارپایه غصبی است و به جای کلاه، سر آورد! در مدت کوتاهی ناگهان سرمربی تیم ملی مقدس شد و بازیکنان عمدتا ثابت تیم ملی سربازان وطن شدند و در کمال وقاحت و بی‌شرمی محض، همه منتقدان تیم ملی را جاخالی‌تر از جاخالی خواند چون سلیقه موسیقیایی وی حکم می‌کرد فحش چارواداری در رسانه بدهد. حالا شما خوانندگان محترم خبرورزشی چه انتظاری از من و امثال من که در کنج عزلت نشسته‌ایم دارید که از فوتبال ملی و رستم دستانش بگوییم که اولا متهم به وطن‌فروشی نشویم و عطف به ماسبق کینه‌ورز و ناآگاه به ماتریس جناب الهویی.

بپذیرید هم اتهام وطن‌فروشی به ما نمی‌چسبید و هم زورمان به رستم اما به قول سهراب، چشم‌ها را باید شست جور دیگر باید دید؛ من معتقدم امیر قلعه‌نویی نه کم‌کاری کرده و نه تقصیری متوجه اوست، فقط و فقط کسانی مقصرند که او را رستم صدا کرده و برایش هانی‌کرده‌ها را به خط کردند.

این فوتبال از قلعه‌نویی همان‌قدر انتظار دارد که از حسین عبدی داشت، وقتی با زلزله ویلموتس حتی دیوار ساختمان فدراسیون فوتبال ترک هم برنمی‌دارد چرا باید خشت بر دریا بزنیم؟

* مرتضی شمس، نویسنده ورزشی

بیشتر بخوانید: از ژنرالی که دستور می‌داد تا سربازی که خواهش می‌کند؛ از کی تا حالا مردم تصمیم‌گیر شدند آقای قلعه‌نویی؟

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها