اینکه فوتبال ایران امروز اهداف روشن و مشخصی ندارد و معلوم نیست در آسیا دقیقاً به کجا میرود، کجایش حرف بدی است؟ اینکه تصمیمسازان فوتبال، عنان کار را به مجموعهای در تیم ملی سپردهاند و این مجموعه در جلب رضایت مردم موفق نبوده، کجایش حرف غیرمنطقی است؟
علیرضا دبیر یا هر فرد دیگری اگر چنین حرفهایی بزند، لزوماً کار بدی نکرده است. اتفاقاً اگر حرف او باعث شود یک بار دیگر درباره مسیر فوتبال ایران سؤال کنیم، باید از آن استقبال کرد. مسأله اصلاً انتقام شخصی نیست؛ بحث بر سر یک حرف اساسی و اصولی است.
فقط کافی است به چند سال گذشته نگاه کنیم.
ما بارها شکست خوردیم و بعد از شکست، برایمان توضیح دادند که در واقع پیروز شدهایم! در جام ملتهای آسیا حذف شدیم، اما نمودار و آمار به میدان آمد تا ثابت کند عملکردمان فوقالعاده بوده است. مقابل ازبکستان بارها به مشکل خوردیم و شکستها کمکم به اتفاقی عادی تبدیل شد.
حتی وقتی تیم ملی در جام ملتهای آسیا مقابل قطر از رسیدن به فینال بازماند، باز هم خیلیها ترجیح دادند به جای پرسیدن «چرا نشد؟»، درباره نقاط مثبت و آمار و عملکرد قابل قبول صحبت کنند. ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ هم صعود کرد، اما آیا صرف صعود به جام جهانی ۴۸ تیمی یعنی دیگر هیچ سؤالی درباره کیفیت فوتبال ایران نباید پرسید؟
این دقیقاً همان نقطهای است که باید دربارهاش حرف زد. اگر هر شکست را با یک تفسیر به موفقیت تبدیل کنیم و هر پیروزی را نشانه فوقالعاده بودن بدانیم، پس چه زمانی قرار است تکلیف واقعیت فوتبال ایران مشخص شود؟
فوتبال فقط نتیجه یک مسابقه نیست. فوتبال، مسیر است؛ برنامه است؛ هدف است؛ کیفیت است و البته رضایت مردمی که سالهاست این تیم را دنبال میکنند.
اینکه امروز کسی بگوید «فوتبال ایران افتضاح است» شاید جمله خوشایندی نباشد، اما پاسخ آن نباید عصبانیت و حمله به گوینده باشد. جواب اصلی باید در زمین فوتبال داده شود.
اگر حرف دبیر غلط است، خیلی ساده میتوان با عملکرد بهتر جوابش را داد. اگر فوتبال ایران برنامه دارد، هدف دارد، مسیرش را میشناسد و برای آینده آسیا نقشه دارد، همان برنامه را به مردم نشان بدهید. اما اینکه به جای پاسخ به اصل حرف، درباره اینکه «چرا او درباره فوتبال صحبت کرده؟» بحث کنیم، صورت مسأله را پاک میکند.
حالا چه علیرضا دبیر این حرف را بزند، چه شاخصترین چهرههای فوتبال ایران، سؤال همچنان سر جای خودش است:
فوتبال ایران دقیقاً میخواهد به کجا برسد؟
و شاید بد نباشد این بار، به جای اینکه از شنیدن سؤال عصبانی شویم، یک پاسخ روشن برایش پیدا کنیم.
