دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۰
۰ |
۰

به بهانه ساکت؛ ادبیات و روش‌های مربیان ایرانی را نمی‌توان تغییر داد/ از هدایت مدیر تا شوک مربی معروف و گِل‌مالی کاپیتان بزرگ!

ساکت الهامی
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

ساکت الهامی با روش خاص خسته نباشید گفتن، دوباره سوژه رسانه‌ها شد. حمله به او آسان است اما برای حل مشکل، باید ریشه را دید.

ساکت الهامی زمانی در آغاز دهه ۷۰ فوتبال بازی می‌کرد اما آن‌قدر به مربی‌گری علاقه داشت که خیلی زود کفش‌ها را آویخت و تمام وقت به مطالعه و ممارست در مربیگری پرداخت.

او از مکتب پاس بود و به صورت ذاتی به دیسیپلین و نظم نیز باور داشت؛ در طول دو دهه همکاری با بزرگترین مربیان سنتی، اصولی را از آن‌ها آموخت که ریشه در وجود و شخصیتش تنید، درست مثل بقیه نام‌های بزرگ و اساسا مثل تمام انسان‌ها که وقتی سنگ بنای شخصیتی آن‌ها گذاشته می‌شود، دیگر به سختی می‌توانند تغییر کرده و خود را با شرایط جدید وفق دهند.

اصلا به همین دلیل بود که در فوتبال ایران با آن چرخه ثابت همیشگی در تکرار نام‌ها بین سطوح اول و دوم باشگاهی، برخی از بزرگترین اسم‌ها به عنوان مربی از گردونه خارج و با وجود تلاش و علاقه شخصی، دیگر صاحب تیمی نشدند. آن‌ها به عنوان مربیان سنتی باورهایی داشتند که هیچ تغییری در زمانه نمی‌توانست این باورها را عوض کند، تا جایی در دفاع از آن‌ها استدلال کرده و می‌ایستادند، از جایی به بعد تقیه کرده و از جایی سعی در تقلید و تکرار مدرنیته داشتند اما از آن‌جا که آن باورهای سنتی کماکان در وجود ایشان زنده بود، درست مثل یک هنرپیشه سعی می‌کردند مقابل دوربین‌ها خبرنگاران و یا حتی بازیکنان خود در تمرین‌ها رل تغییر و یک مربی مدرن و به‌روز را بازی کنند. اما در لحظات سخت، خود واقعی آن‌ها بیرون می‌زد و حتی قلب حقیقت نیز کمکی به ایشان نمی‌کرد.

ماجرا فقط محدود به مربیان نبود. ما مدیری داشتیم که دو دهه در بالاترین سطح فوتبال ایران تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز بود و زمانی که در یک لحظه بحرانی در یک مسابقه بین‌المللی با بازیکنی برخورد فیزیکی کرد و تصاویرش بیرون آمد، گفت می‌خواستم او را هدایت کنم! آن مدیر پس از آن ماجرا با سرعت از صحنه فوتبال برای همیشه خارج شد. همین اتفاق برای مربیان دیگر هم افتاد، آن‌ها که در لحظات حساس مسابقه به گفته خود، به بازیکنانشان شوک می‌دادند! اصلا ریشه بسیاری مشکلات مدیران و مربیان سنتی با برنامه ۹۰ در دهه ۸۰ شمسی در همین ماجرا بود که برای اولین بار، دوربین عادل فردوسی‌پور جزئی‌ترین رفتارهای آن‌ها را ثبت می‌کرد و سپس آن را به معرض قضاوت میلیون‌ها بیننده تلویزیونی می‌گذاشت؛ بازیکن بزرگ و کاپیتان نامدار تیم پرطرفداری که بعد از یک خطای آشکار صورتش را با دست خود گل‌مالی کرد تا بگوید برخورد طبیعی بوده! یا مربی بزرگ و پرافتخار که نامش را تریلی نمی‌کشید، بعد از بازی به وسط زمین رفت و وسط فریاد زدن بر سر بازیکنان خودی، دست بازیکن خارجی و سیه‌چرده حریف را که برای خسته نباشید دراز شده بود پس زد و چیزی بر زبانش آمد که برای همیشه او را از فوتبال دور کرد.

 غرض از این مثال‌ها که بی‌نهایت است، این‌که وقتی برخی روش‌ها به عنوان مدیریت یا هر چیز دیگر در وجود افراد نهادینه می‌شود، حتی به‌روزترین آن‌ها نیز گریزی از آن ندارند. ساکت الهامی به واسطه همان توانمندی‌های فنی، از جایی سرمربی شد و با بهترین و بزرگترین تیم‌ها موفق عمل می‌کرد اما همان شخصیت و المان‌هایی که گفتیم، در مواقع عصبانیت کار دستش می‌داد. چه کنار زمین لب خط، چه روی نیمکت، چه در لحظات حساس با حمله به داور یا بازیکنان درون زمین چمن و چه در رختکن، ساکت بود و عصبانیتی که همواره در ضمیر ناخودآگاهش مثل جرقه، انبار باروت را منفجر می‌کرد. محرومیت، خانه‌نشینی، مشاوره، یوگا، حتی طرح‌های مسخره‌ای مثل دهه ۸۰ هم کمکی به حل این ماجرا نکرده و نمی‌کند.

در تمام این سال‌ها و بعد از هر اتفاق تلخ، ساکت به همراه خانواده‌اش تمام تلاش خود را می‌کرد تا تغییر کند. او واقعا می‌خواست و می‌خواهد اما در ۵۰ سالگی، انسان‌ها خیلی شانس کمی برای تغییر دارند. نتیجه این شد که دیدیم: بعد از مدت‌ها دوری از لیگ برتر، ساکت با پیکان برگشت و مثل همیشه قول داده بود و واقعا می‌خواست نگذارد حواشی روی کارش سایه اندازد، اما انصافا این بار کمی بدشانس هم بود! چرا که بازی پیکان با شمس آذر به عنوان آخرین بازی هفته هشتم، روز شنبه برگزار شد در حالی که ۸ بازی دیگر انجام شده بود. چه بسا اگر این بازی پنج‌شنبه یا جمعه بود، همه نگاه‌ها به سمت بازی استقلال، پرسپولیس، تراکتور یا سپاهان و حواشی آن دیدارها می‌رفت. برکناری خطیبی و رفتن محمد نوری، این همه داستان و حاشیه و جنجال مصاحبه‌های بیرانوند و حجت کریمی... اما ساکت کمی بدشانس بود که آن روز تنها فوتبال ایران، بازی تیمش بود. او بنا به عادت بین دو نیمه به وسط زمین رفت و راست گفت که یادش نمی‌آید چه کرده است. این، ناخودآگاه او بود...

در دکترین مربیان سنتی -مثل معلمان ما در مدرسه و اوستاکار در بازار- رفتارهایی که امروز برتابیده نمی‌شود، کاملا برای به‌خودآوردن بازیکن و مدیریت تیم تعریف شده بود؛ درجه‌بندی دارد و روش خسته‌نباشیدگفتن ساکت به حجت احمدی، تعریف شوک، سیلی یا برخورد فیزیکی نداشت. اما در فوتبال امروزی با تربیت نسل جدید که حتی تشرزدن معلم سر کلاس نیز تبدیل به یک جنجال بزرگ می‌شود، کار ساکت هم همین حکم را پیدا کرد و چه‌بسا تمام زحمات قبلی او این هفته‌ها و ماه‌های گذشته را به باد بدهد.

در همین ارتباط: ویدیو| چک ساکت الهامی به صورت بازیکن تیمش وسط زمین!

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها