خبرورزشی/فتحالله فتحی؛ فاطمه افتخاری، بانوی اول پاراگلایدر ایران عاشق پرواز است به طوری که در خواب هم پرواز میکند. او حتی رؤیای پرواز با عقابها را تجربه کرده و سالهاست پرواز میکند. افتخاری حدود ۱۰ ســال اســت پــرواز میکنــد، ورزشهای زیادی انجــام داده، اما از زمانی که بــه ورزش پاراگلایدر پرداخته دیگر هیچ ورزشــی برایش جذابیت ندارد. بانوی اول پاراگلایدر کشورمان در گپ و گفت: با خبرورزشی از علاقه اش به این رشته و خاطراتش حرف میزند.
* ورزش را از چه زمانی شروع کردی؟
از کودکی علاقه زیادی به ورزشهای هیجانی داشتم و به همین دلیل شنا، سوارکاری، اسکیت، دوچرخهسواری و موتورسواری را انتخاب کردم، اما همیشه رؤیای پرواز داشتم و خیلی از اوقـــات خواب پرواز میدیدم. به همین دلیل تغییر مسیر دادم و به دنیای پرواز ورود کردم.
* چه زمانی تصمیم به پرواز گرفتی؟
سال ۸۶ وقتی در اینترنت نتایج کنکور را جستوجو میکردم، به شکل اتفاقی آگهی مؤسسه آموزش پاراگلایدر در اصفهان را دیدم. پدر و مادرم موافقت کردند تا همراه برادرم در کلاسهای آموزشی شرکت کنم. دو سال بود تمرین میکردم، اما پروازهایم بیشتر از پنج دقیقه طول نمیکشید تا اینکه با مربیان دیگری آشنا شدم. آن زمان تعداد انگشت شماری بودند که میتوانستند ساعتها پرواز کنند، به همین دلیل با خلبانان حرفهای تمرین کردم و دورههای مختلفی را گذراندم و حتی همراه پدر و مادرم سفری به ترکیه داشتم تا دوره امنیت پرواز را ببینم.
* دوره امنیت پرواز برای چیست؟
در این دوره پرندهها، مسائل امنیتی کنترل را آموزش میبینند. این دوره روی آب انجام میشود و ورزشکار یاد میگیرد در صورت جمع شدن پاراگلایدر و یا هر اتفاق غیرمنتظره دیگری چه عکسالعملی باید نشان بدهد.
* بیشـــترین زمانی را که در آسمان پرواز کرده ای، چقدر بوده است؟
حـــدود ۱۵۶ کیلومتر مسیر را پرواز کردم که ۶ ساعت و نیم درآسمان بودم.
* بعضیها معتقدند پاراگلایدر ورزش پولدارهاست؟
اینطور نیست، نمیشود گفت هرکس در این رشته فعالیت میکند ثروتمند است. عشق به پرواز و هیجان، باعث روی آوردن به پاراگلایدر میشود. خودم زمانی که ۱۸ ساله بودم طلاهایم را فروختم و به کمک پدرم موفق شدم اولین ست بالم را خریداری کنم. با این شرایط نمیشود گفت، چون من پرواز میکنم پولدارم.
* ظاهراً در هوا با همسرت آشنا شدی؟
بله، سال ۸۸ در ارومیه آشنا شدیم و سال ۹۰ ازدواج کردیم. بعد از آن همسرم شد مربی، حامی و همپروازم، او و برادرش که از بهترین مربیان پاراگلایدر محسوب میشوند، باعث رشد من در پرواز شدند.
* خاطرهای از پروازهایت داری؟
در یکی از پروازها وقتی از گردنه رخ شـــهرکرد به پرواز درآمدم، چند عقاب ساعتها کنار من پرواز کردند و آن لحظه احساس کردم پرنده هستم و این لذتبخشترین خاطرهای بود که من در طول دوران پروازم تجربه کردم.
* کدام فصل برای پرواز مناسب است؟
فصل خوب پرواز برای مسابقات داخلی و بینالمللی معمولاً بهار و تابستان است که هوا خوب است و راحتتر میشود پرواز کرد.
* وضعیت پاراگلایدر بانوان را چطور میبینی؟
در سالهای گذشته جزو پنج نفر اول مسافت آزاد ایران بودم و در رتبهبندی ۱۰ نفر اول ایران و تنها خانم بودم. از حدود سه سال قبل نیز پروسهای را برای پیشرفت پاراگلایدر در بین بانوان آغاز کردیم که خوشبختانه نتیجه داد و در حال حاضر به جز من، سه خانم دیگر نیز مسافت صد کیلومتر را پرواز کردهاند.
* آیا برای اولین بار که از زمین جدا شدی، ترس نداشتی؟
من از بچگی کارهای هیجانانگیز را دوست داشتم و خیلی ماجراجو و نترس بودم. با اینکه روحیه دخترانه داشتم، اما همیشه کارهای پســـرانه انجام میدادم که خیلی از دخترها انجام نمیدادند. از همان ابتدای پرواز با پاراگلایدر هم ترس نداشتم، اما دو ســـال پس از پرواز بود که ترس را درک کردم، متوجه شدم در جاهایی چه ریسکهایی کردم که خطر از کنارم گذشته است.
* مسابقات پاراگلایدر در چند رشته برگزار میشود؟
پرواز مسافت، آکروباسی نمایشی و هدفزنی. رشته هدفزنی همان پرواز با دقت است. یعنی یک هدفی را مشخص میکنند و خلبان باید در آن هدف فرود بیاید، این رشته بیشتر به صورت فستیوال برگزار میشود و پیچیدگی زیادی ندارد، اما پرواز مسافت و آکروباسی تخصصیتر برگزار میشود. در آکروباسی خلبانها حرکات نمایشی انجام میدهند. در پرواز مسافت یک مسیر به خلبان داده میشود که با استفاده از دستگاه جیپیاس باید مسیریابی و پرواز کند و در منطقهای که مشخص شده فرود بیاید. هرکس این مسیر را زودتر طی کند و فرود بیاید امتیاز بیشتری به دست میآورد.
* ورزش را از چه زمانی شروع کردی؟
از کودکی علاقه زیادی به ورزشهای هیجانی داشتم و به همین دلیل شنا، سوارکاری، اسکیت، دوچرخهسواری و موتورسواری را انتخاب کردم، اما همیشه رؤیای پرواز داشتم و خیلی از اوقـــات خواب پرواز میدیدم. به همین دلیل تغییر مسیر دادم و به دنیای پرواز ورود کردم.
* چه زمانی تصمیم به پرواز گرفتی؟
سال ۸۶ وقتی در اینترنت نتایج کنکور را جستوجو میکردم، به شکل اتفاقی آگهی مؤسسه آموزش پاراگلایدر در اصفهان را دیدم. پدر و مادرم موافقت کردند تا همراه برادرم در کلاسهای آموزشی شرکت کنم. دو سال بود تمرین میکردم، اما پروازهایم بیشتر از پنج دقیقه طول نمیکشید تا اینکه با مربیان دیگری آشنا شدم. آن زمان تعداد انگشت شماری بودند که میتوانستند ساعتها پرواز کنند، به همین دلیل با خلبانان حرفهای تمرین کردم و دورههای مختلفی را گذراندم و حتی همراه پدر و مادرم سفری به ترکیه داشتم تا دوره امنیت پرواز را ببینم.
* دوره امنیت پرواز برای چیست؟
در این دوره پرندهها، مسائل امنیتی کنترل را آموزش میبینند. این دوره روی آب انجام میشود و ورزشکار یاد میگیرد در صورت جمع شدن پاراگلایدر و یا هر اتفاق غیرمنتظره دیگری چه عکسالعملی باید نشان بدهد.
* بیشـــترین زمانی را که در آسمان پرواز کرده ای، چقدر بوده است؟
حـــدود ۱۵۶ کیلومتر مسیر را پرواز کردم که ۶ ساعت و نیم درآسمان بودم.
* بعضیها معتقدند پاراگلایدر ورزش پولدارهاست؟
اینطور نیست، نمیشود گفت هرکس در این رشته فعالیت میکند ثروتمند است. عشق به پرواز و هیجان، باعث روی آوردن به پاراگلایدر میشود. خودم زمانی که ۱۸ ساله بودم طلاهایم را فروختم و به کمک پدرم موفق شدم اولین ست بالم را خریداری کنم. با این شرایط نمیشود گفت، چون من پرواز میکنم پولدارم.
* ظاهراً در هوا با همسرت آشنا شدی؟
بله، سال ۸۸ در ارومیه آشنا شدیم و سال ۹۰ ازدواج کردیم. بعد از آن همسرم شد مربی، حامی و همپروازم، او و برادرش که از بهترین مربیان پاراگلایدر محسوب میشوند، باعث رشد من در پرواز شدند.
* خاطرهای از پروازهایت داری؟
در یکی از پروازها وقتی از گردنه رخ شـــهرکرد به پرواز درآمدم، چند عقاب ساعتها کنار من پرواز کردند و آن لحظه احساس کردم پرنده هستم و این لذتبخشترین خاطرهای بود که من در طول دوران پروازم تجربه کردم.
* کدام فصل برای پرواز مناسب است؟
فصل خوب پرواز برای مسابقات داخلی و بینالمللی معمولاً بهار و تابستان است که هوا خوب است و راحتتر میشود پرواز کرد.
* وضعیت پاراگلایدر بانوان را چطور میبینی؟
در سالهای گذشته جزو پنج نفر اول مسافت آزاد ایران بودم و در رتبهبندی ۱۰ نفر اول ایران و تنها خانم بودم. از حدود سه سال قبل نیز پروسهای را برای پیشرفت پاراگلایدر در بین بانوان آغاز کردیم که خوشبختانه نتیجه داد و در حال حاضر به جز من، سه خانم دیگر نیز مسافت صد کیلومتر را پرواز کردهاند.
* آیا برای اولین بار که از زمین جدا شدی، ترس نداشتی؟
من از بچگی کارهای هیجانانگیز را دوست داشتم و خیلی ماجراجو و نترس بودم. با اینکه روحیه دخترانه داشتم، اما همیشه کارهای پســـرانه انجام میدادم که خیلی از دخترها انجام نمیدادند. از همان ابتدای پرواز با پاراگلایدر هم ترس نداشتم، اما دو ســـال پس از پرواز بود که ترس را درک کردم، متوجه شدم در جاهایی چه ریسکهایی کردم که خطر از کنارم گذشته است.
* مسابقات پاراگلایدر در چند رشته برگزار میشود؟
پرواز مسافت، آکروباسی نمایشی و هدفزنی. رشته هدفزنی همان پرواز با دقت است. یعنی یک هدفی را مشخص میکنند و خلبان باید در آن هدف فرود بیاید، این رشته بیشتر به صورت فستیوال برگزار میشود و پیچیدگی زیادی ندارد، اما پرواز مسافت و آکروباسی تخصصیتر برگزار میشود. در آکروباسی خلبانها حرکات نمایشی انجام میدهند. در پرواز مسافت یک مسیر به خلبان داده میشود که با استفاده از دستگاه جیپیاس باید مسیریابی و پرواز کند و در منطقهای که مشخص شده فرود بیاید. هرکس این مسیر را زودتر طی کند و فرود بیاید امتیاز بیشتری به دست میآورد.

