خبرورزشی/ اردشیر لارودی؛ فعلاً که استقلال خود را مشغول کرده است به «دفعالوقت»! و پرسپولیس هم میکوشد تا از استقلال عقب نماند و در این روند که معیوب است، کم نیاورد!
استقلال، با حضور فرهاد مجیدی هم، خود را درگیر «چند و چون»های بسیار همکاری با استراماچونی میبیند و پرسپولیس هم انگار که کار بدی کرده باشد، هنوز تاوان بردهای پی در پی روزهای آخر نیم فصل اول و صدرنشینیاش در لیگ برتر را میدهد!
پرسپولیس، گویا با یک «جرزن» دبهکار خبره طرف است و استقلال نمیداند در همه عملکرد روزهای آخر همکاریاش با استراماچونی، که به صدرنشینی این تیم منجر گشت، حق که نه، طلبکاری از آن کیست؟
نه استقلال جوری حرف میزند که به دل بنشیند و نه پرسپولیس همه واقعیت را میگوید!
و لابد شما هم باور دارید و اذعان میکنید به این نکته که بیان نیمی از حقیقت یا بخشی از واقعیت، چقدر گمراهکننده است و چگونه موجب فریب (هم خوردن و هم دادن) میشود!
استقلال از اول بهمن، در لیگ آسیا وارد میدان آسیایی میشود و هنوز کار خاصی و حتی کار ناخاصی، انجام نداده است و پرسپولیس از ۲۱ بهمن باید در پروسه پیروزی در جمع خوبهای باشگاههای آسیا، یکی از تعیینکنندهها باشد!
پرسپولیس، تیم فیکس و نفرات ثابت خود را نمیشناسد! پرسپولیس شاید تا آن روز، مربی مطلوب خود، که پشت به پشتش بدهد را انتخاب هم نکند!
استقلال، هر که را میخواهد، میپرد
استقلال، خیال میکند که سال ۱۳۹۹ هم عین سالهای پیشین است، نه، نیست! در گذشته استقلال و پرسپولیس، روی هر که دست میگذاشتند، کار تمام بود. طرف پیراهن آبی یا قرمز را به تن میکرد! حالا اینطور نیست! حالا باید سر کیسه را شل کرد! حالا باید پول داد! حالا باید جنگ بیرون زمین را مال خود کند!
حالا استقلال، قادر به «قُر زدن» پاتوسی نیست! و حالا عوامل استقلال و پرسپولیس، برای تصاحب یکی مثل پاتوسی، هم وعده میدهند، هم پول میدهند و هم کلی ذوق میکنند! با این همه، فولاد اهواز که بچههای اهواز را کمتر به تیم خود راه داده، جدال یارگیری را از تهرانیها میبرد! وقتی پول ملاک است، استقلالی شدن مزیتی به حساب نمیآید! وقتی پول ملاک ارزشها باشد، توپ زدن در استقلال، به این دلیل مهم تلقی میشود که قیمت بازیکن را بالا میبرد!
وقتی در کارنامه «تو» توپ زدن در استقلال وجود عینی دارد، به خودی خود، پربهاتر میشوی! گرانتر میشوی، خواستنیتر میشوی!
باید سرکیسه را شل کنی
رقابت با پرسپولیس اکنون کار هر تیمی هست! سبقت گرفتن از پرسپولیس، دیگر نیازمند پیراهن آبی نیست! هر که بامش بیش، برفش بیشتر!
تراکتور، ذوبآهن، سپاهان، فولاد و چندین تیم دیگر، انحصار ترکاندن بمبهای دستی را به هم میریزند! حرف اول را همه میزنند! الا پرسپولیس و الا استقلال!
فرهاد مجیدی، کار سختی دارد! نه در تمرین و نه در مسابقه، بلکه در «یارگیری» و در بستن تیم پر نفر که تیرهایش یکی، یکی به سنگ میخورد!
فرهادی که فرهاد باش! شماره هفتی که شماره ۷ باش! اگر میخواهی مربی موفقی باشی، باید جور دیگری باشی! باید حواست به همهجا باشد! باید جیبت پر باشد از پول! باد کرده از وجه نقد!
به اندازه فرهاد، کار علی کریمی هم دشوار مینماید! حتی وقتی خبری هم از کریمی نیست باز هم در کانون خبرهای داغ قرارت میدهند و با نام تو، خیلی کارها میکنند! برای همه نبرد علی کریمی با فرهاد مجیدی از هر جنگی پرشورتر و دیدنیتر است!
دیدنیتر از کارزار استقلال و پرسپولیس، با امیر قلعهنویی! فعلاً که امیر دارد به یکی از خواستههایی که حق خود میداند، میرسد و معلوم نیست اگر مربی تیم ملی شد، با سپاهان چهکار میکند، یا با استقلال!
استقلال، با حضور فرهاد مجیدی هم، خود را درگیر «چند و چون»های بسیار همکاری با استراماچونی میبیند و پرسپولیس هم انگار که کار بدی کرده باشد، هنوز تاوان بردهای پی در پی روزهای آخر نیم فصل اول و صدرنشینیاش در لیگ برتر را میدهد!
پرسپولیس، گویا با یک «جرزن» دبهکار خبره طرف است و استقلال نمیداند در همه عملکرد روزهای آخر همکاریاش با استراماچونی، که به صدرنشینی این تیم منجر گشت، حق که نه، طلبکاری از آن کیست؟
نه استقلال جوری حرف میزند که به دل بنشیند و نه پرسپولیس همه واقعیت را میگوید!
و لابد شما هم باور دارید و اذعان میکنید به این نکته که بیان نیمی از حقیقت یا بخشی از واقعیت، چقدر گمراهکننده است و چگونه موجب فریب (هم خوردن و هم دادن) میشود!
استقلال از اول بهمن، در لیگ آسیا وارد میدان آسیایی میشود و هنوز کار خاصی و حتی کار ناخاصی، انجام نداده است و پرسپولیس از ۲۱ بهمن باید در پروسه پیروزی در جمع خوبهای باشگاههای آسیا، یکی از تعیینکنندهها باشد!
پرسپولیس، تیم فیکس و نفرات ثابت خود را نمیشناسد! پرسپولیس شاید تا آن روز، مربی مطلوب خود، که پشت به پشتش بدهد را انتخاب هم نکند!
استقلال، هر که را میخواهد، میپرد
استقلال، خیال میکند که سال ۱۳۹۹ هم عین سالهای پیشین است، نه، نیست! در گذشته استقلال و پرسپولیس، روی هر که دست میگذاشتند، کار تمام بود. طرف پیراهن آبی یا قرمز را به تن میکرد! حالا اینطور نیست! حالا باید سر کیسه را شل کرد! حالا باید پول داد! حالا باید جنگ بیرون زمین را مال خود کند!
حالا استقلال، قادر به «قُر زدن» پاتوسی نیست! و حالا عوامل استقلال و پرسپولیس، برای تصاحب یکی مثل پاتوسی، هم وعده میدهند، هم پول میدهند و هم کلی ذوق میکنند! با این همه، فولاد اهواز که بچههای اهواز را کمتر به تیم خود راه داده، جدال یارگیری را از تهرانیها میبرد! وقتی پول ملاک است، استقلالی شدن مزیتی به حساب نمیآید! وقتی پول ملاک ارزشها باشد، توپ زدن در استقلال، به این دلیل مهم تلقی میشود که قیمت بازیکن را بالا میبرد!
وقتی در کارنامه «تو» توپ زدن در استقلال وجود عینی دارد، به خودی خود، پربهاتر میشوی! گرانتر میشوی، خواستنیتر میشوی!
باید سرکیسه را شل کنی
رقابت با پرسپولیس اکنون کار هر تیمی هست! سبقت گرفتن از پرسپولیس، دیگر نیازمند پیراهن آبی نیست! هر که بامش بیش، برفش بیشتر!
تراکتور، ذوبآهن، سپاهان، فولاد و چندین تیم دیگر، انحصار ترکاندن بمبهای دستی را به هم میریزند! حرف اول را همه میزنند! الا پرسپولیس و الا استقلال!
فرهاد مجیدی، کار سختی دارد! نه در تمرین و نه در مسابقه، بلکه در «یارگیری» و در بستن تیم پر نفر که تیرهایش یکی، یکی به سنگ میخورد!
فرهادی که فرهاد باش! شماره هفتی که شماره ۷ باش! اگر میخواهی مربی موفقی باشی، باید جور دیگری باشی! باید حواست به همهجا باشد! باید جیبت پر باشد از پول! باد کرده از وجه نقد!
به اندازه فرهاد، کار علی کریمی هم دشوار مینماید! حتی وقتی خبری هم از کریمی نیست باز هم در کانون خبرهای داغ قرارت میدهند و با نام تو، خیلی کارها میکنند! برای همه نبرد علی کریمی با فرهاد مجیدی از هر جنگی پرشورتر و دیدنیتر است!
دیدنیتر از کارزار استقلال و پرسپولیس، با امیر قلعهنویی! فعلاً که امیر دارد به یکی از خواستههایی که حق خود میداند، میرسد و معلوم نیست اگر مربی تیم ملی شد، با سپاهان چهکار میکند، یا با استقلال!

