خبرورزشی/ اردشیر لارودی؛ روز از نو، روزی از نو! لیگ برتر محل بروز اتفاقاتی میشود که تکراری هستند! نه از نوآوریهای تاکتیکی خبری خواهد شد و نه از حوادثی که انتظارش را نداشتیم! همان آش و همان کاسه! درها، همه به روی پاشنههای قدیم میچرخند!
این بدبینی- که بیشتر به واقعبینی شباهت دارد- از نحوه گذران ایام تعطیل نیم فصل لیگ برتر استنباط میشود! همه گرفتار روزمرهگی! هم درگیر اتفاقات روزمره! تیمی را ندیدیم که در کار اصلاح عملکرد میدانی خود باشد! تیمی را ندیدیم که چرخه تمرین خود را، در راستای برطرف کردن اشکالات آشکار و تکرارشونده خود باشد!
همه به اتفاقات سطحی پرداختند! همه به روبناهای تکنیکی خود مشغول شدند! دست بردن در غلطهای گوناگون مهارتی و حرکتی، به هیچ روی در دستور کار نبود! تمرین و خلق عادتهای نوپدید و خرق عادات از پیش ریشهدوانده، منحصر بود به یکسری تکرارهای قدیمی! به یکسری تکرارهای بیفایده! تکرارهای توأم با اشتباهات آن هم متکی بر اشتباهات دیگر!
پرسپولیس و شروع دیرهنگام
از پرسپولیس شروع کنیم که با صدرنشینی به تعطیلی نیم فصل رفت! تغییراتی که نشانههایش آشکار و ضرورتش مثل روز روشن بود، چه زمانی رخ داد؟ کالدرون، که سر ناسازگاری داشت؛ کالدرون که دچار سوءتفاهم بود، کالدرون که همه را بدخواه و دشمن خود میدانست، چه روزی و چه زمانی، جا خالی داد و رفت و منزل، به دیگری- یحیی گلمحمدی- پرداخت؟
آیا یحیی، فرصت هیچ دخل و تصرفی در پرسپولیس دارد؟ آیا او مجال نوآوریهای فردی، گروهی و تیمی خواهد داشت؟ چگونه و با چه ترتیب؟ این را خواهیم دید!
در استقلال هم سریال دنبالهدار استراماچونی، سخت به درازا کشید! فرهاد مجیدی هم با «ضیق وقت» و با کمبود زمان مواجه است! فرهاد هم در عرصه تمرین و بازی کاری از پیش نبرده است!
حتی سپاهان هم در استفاده از فرصت کم آورده است! برای امیر قلعه نویی هم زمان کافی ایجاد نشد! سپاهان تیم دچار کاستی شدهاش را، با همان کاستیها وارد نیم فصل دوم میکند!
داستان شهرخودرو، که مثل روز روشن است، از عرصه رقابت، کنار گذارده شد و باید دید تراکتور چگونه استفاده میکند از غفلت حریفان که گوش به زنگ همهجا بودند، الا تراکتور و همه را پاییدند، الا ساکت الهامی را. تراکتور تنها تیمی میتواند باشد که تحول را نه در حرف که در عمل وارد مدار بازی خود کرده است!
سازمان لیگ باخت
کار لیگ برتر، از یک جهت دیگر هم دغدغهآفرینتر از همیشه است! دیروز خبر آمد که بازی فولاد اهواز- استقلال، در زمان مقرر برگزار نخواهد شد! چرا؟ این اگر عقبنشینی و این اگر دم به تله دادن نیست، پس چیست؟
حتی نظم شکلی لیگ هم رعایت نمیشود! حتی ترتیب ظاهری مسابقهها نیز مراعات نمیشود! پس این همه وقت که صرف آغاز بهتر نیم فصل دوم شد، به چه کار آمد؟ پس تمام استدلالها و دلایل بهظاهر قوی-، ولی در واقع توخالی دستاندرکاران سازمان لیگ- چرا رنگ باخت؟ چرا یکباره به
ضد خود بدل شد؟
از این «خلأ مسابقاتی» کدام تیم بهرهمند میشود؟ از این تعویق زمانی، چه فایدهای به تیمهای ۱۶ گانه لیگ برتر میرسد؟ آیا میتوان استقلال را بهرهمند از این «فرجه زمانی» به حساب آورد؟ یا فولاد اهواز که تیم قدرتری را بسته است؟
یحیی- ساکت، غوغایی از تماشا
ذوبآهن، چرا تن به تسلیم و رضا داده است؟ نفت آبادان، چگونه بر وسعت دامنه عملیات تاکتیکی بازی خود افزوده است؟ چند تیم و چند بازی، با هدف ارتقای کیفیت بازی خود، در بازیهای تدارکاتی، بازیهای دوستانه و بازیهای ارتقابخش شرکت کردهاند؟
همه تیمها، از این زمان هدر رفته، جز اتلاف وقت، چه بهرهای بردهاند؟ وقتی میپرسیم «همه تیمها» هدفمان به راستی تمام تیمهاست! نه میدانیم مهدی ترابی چگونه تبدیل شده است به یک ماشین گلزنی قویتر و نه میدانیم، دیاباته و قائدی، با کدام اصول آموزشی، در قواره بازی خود، دست بردهاند!
حتی نمیدانیم فولاد اهواز عملاً چه کاره خواهد بود یا تراکتور بازی با پرسپولیس را چگونه به انجام خواهد رساند!
نیم فصل دوم، بهتر از نیم فصل اول باید،، ولی آیا هست؟ آیا دیدار پرسپولیس- تراکتور، که شاهبیت مسابقههای هفته هفدهم بهشمار میآید، به اندازه انتظاری که میرود، دیدنی و تماشایی خواهد بود؟ آیا یحیی، خواهد توانست، این مسابقه را، از «آب و گل» درآورد؟ و آیا ساکت الهامی، مرد این میدان که میتواند پرتماشاگر باشد، خواهد بود؟
تراکتور را، پیش از این مدرسه پیرمردها هم میخواندند، آیا جهش تکنیکی شجاعی، دژاگه و حاجصفی، این اجازه را به منتقدان تراکتور خواهد داد؟
روز از نو، روزی از نو، پرسپولیس و تراکتور چهکارهاند؟
این بدبینی- که بیشتر به واقعبینی شباهت دارد- از نحوه گذران ایام تعطیل نیم فصل لیگ برتر استنباط میشود! همه گرفتار روزمرهگی! هم درگیر اتفاقات روزمره! تیمی را ندیدیم که در کار اصلاح عملکرد میدانی خود باشد! تیمی را ندیدیم که چرخه تمرین خود را، در راستای برطرف کردن اشکالات آشکار و تکرارشونده خود باشد!
همه به اتفاقات سطحی پرداختند! همه به روبناهای تکنیکی خود مشغول شدند! دست بردن در غلطهای گوناگون مهارتی و حرکتی، به هیچ روی در دستور کار نبود! تمرین و خلق عادتهای نوپدید و خرق عادات از پیش ریشهدوانده، منحصر بود به یکسری تکرارهای قدیمی! به یکسری تکرارهای بیفایده! تکرارهای توأم با اشتباهات آن هم متکی بر اشتباهات دیگر!
پرسپولیس و شروع دیرهنگام
از پرسپولیس شروع کنیم که با صدرنشینی به تعطیلی نیم فصل رفت! تغییراتی که نشانههایش آشکار و ضرورتش مثل روز روشن بود، چه زمانی رخ داد؟ کالدرون، که سر ناسازگاری داشت؛ کالدرون که دچار سوءتفاهم بود، کالدرون که همه را بدخواه و دشمن خود میدانست، چه روزی و چه زمانی، جا خالی داد و رفت و منزل، به دیگری- یحیی گلمحمدی- پرداخت؟
آیا یحیی، فرصت هیچ دخل و تصرفی در پرسپولیس دارد؟ آیا او مجال نوآوریهای فردی، گروهی و تیمی خواهد داشت؟ چگونه و با چه ترتیب؟ این را خواهیم دید!
در استقلال هم سریال دنبالهدار استراماچونی، سخت به درازا کشید! فرهاد مجیدی هم با «ضیق وقت» و با کمبود زمان مواجه است! فرهاد هم در عرصه تمرین و بازی کاری از پیش نبرده است!
حتی سپاهان هم در استفاده از فرصت کم آورده است! برای امیر قلعه نویی هم زمان کافی ایجاد نشد! سپاهان تیم دچار کاستی شدهاش را، با همان کاستیها وارد نیم فصل دوم میکند!
داستان شهرخودرو، که مثل روز روشن است، از عرصه رقابت، کنار گذارده شد و باید دید تراکتور چگونه استفاده میکند از غفلت حریفان که گوش به زنگ همهجا بودند، الا تراکتور و همه را پاییدند، الا ساکت الهامی را. تراکتور تنها تیمی میتواند باشد که تحول را نه در حرف که در عمل وارد مدار بازی خود کرده است!
سازمان لیگ باخت
کار لیگ برتر، از یک جهت دیگر هم دغدغهآفرینتر از همیشه است! دیروز خبر آمد که بازی فولاد اهواز- استقلال، در زمان مقرر برگزار نخواهد شد! چرا؟ این اگر عقبنشینی و این اگر دم به تله دادن نیست، پس چیست؟
حتی نظم شکلی لیگ هم رعایت نمیشود! حتی ترتیب ظاهری مسابقهها نیز مراعات نمیشود! پس این همه وقت که صرف آغاز بهتر نیم فصل دوم شد، به چه کار آمد؟ پس تمام استدلالها و دلایل بهظاهر قوی-، ولی در واقع توخالی دستاندرکاران سازمان لیگ- چرا رنگ باخت؟ چرا یکباره به
ضد خود بدل شد؟
از این «خلأ مسابقاتی» کدام تیم بهرهمند میشود؟ از این تعویق زمانی، چه فایدهای به تیمهای ۱۶ گانه لیگ برتر میرسد؟ آیا میتوان استقلال را بهرهمند از این «فرجه زمانی» به حساب آورد؟ یا فولاد اهواز که تیم قدرتری را بسته است؟
یحیی- ساکت، غوغایی از تماشا
ذوبآهن، چرا تن به تسلیم و رضا داده است؟ نفت آبادان، چگونه بر وسعت دامنه عملیات تاکتیکی بازی خود افزوده است؟ چند تیم و چند بازی، با هدف ارتقای کیفیت بازی خود، در بازیهای تدارکاتی، بازیهای دوستانه و بازیهای ارتقابخش شرکت کردهاند؟
همه تیمها، از این زمان هدر رفته، جز اتلاف وقت، چه بهرهای بردهاند؟ وقتی میپرسیم «همه تیمها» هدفمان به راستی تمام تیمهاست! نه میدانیم مهدی ترابی چگونه تبدیل شده است به یک ماشین گلزنی قویتر و نه میدانیم، دیاباته و قائدی، با کدام اصول آموزشی، در قواره بازی خود، دست بردهاند!
حتی نمیدانیم فولاد اهواز عملاً چه کاره خواهد بود یا تراکتور بازی با پرسپولیس را چگونه به انجام خواهد رساند!
نیم فصل دوم، بهتر از نیم فصل اول باید،، ولی آیا هست؟ آیا دیدار پرسپولیس- تراکتور، که شاهبیت مسابقههای هفته هفدهم بهشمار میآید، به اندازه انتظاری که میرود، دیدنی و تماشایی خواهد بود؟ آیا یحیی، خواهد توانست، این مسابقه را، از «آب و گل» درآورد؟ و آیا ساکت الهامی، مرد این میدان که میتواند پرتماشاگر باشد، خواهد بود؟
تراکتور را، پیش از این مدرسه پیرمردها هم میخواندند، آیا جهش تکنیکی شجاعی، دژاگه و حاجصفی، این اجازه را به منتقدان تراکتور خواهد داد؟
روز از نو، روزی از نو، پرسپولیس و تراکتور چهکارهاند؟

