به گزارش خبرورزشی، روبرتو بونین سنیا، اسطوره محبوب اینتر خیلی صریح درباره پایان همکاری اینزاگی و اینتر و انتقال او به الهلال حرف می زند.
روبرتو بونین سنیا می گوید: «این داستانی غمانگیز و ناپسند است، در شأن حرفهایها نیست. من این را عادلانه نمیدانم که سرمربیمان، آن هم در آستانهی دیداری چنین مهم برای دنیای نراتزوری، با باشگاهی دیگر به توافق رسیده باشد. این شیوهی رفتار کردن درست نیست، بهویژه وقتی باشگاهی که از همهچیز بیخبر مانده، نامش اینتر است».
افشاگریهای استوه کالزادا دربارهی مذاکرات بین الهلال و مربی ایتالیایی، پرسشهایی نگرانکننده دربارهی فینال مونیخ برانگیخته است؛ بسیاری میپرسند آیا بیرمقی اینتر در آن مسابقه، نتیجهی شایعاتی بود که از قطعی بودن جدایی اینزاگی حکایت داشتند.
بونین سنیا ادامه میدهد:
«تردیدی وجود دارد، اما هیچکس نمیتواند با اطمینان بگوید واقعاً چنین بوده است. با این حال، بدون شک در دنیای حرفهایها باید رفتار متفاوتی در پیش گرفت؛ اینزاگی باید تصمیمش را زودتر با باشگاه در میان میگذاشت. اینکه تازه امروز میفهمیم همهچیز قبل از بازی با پاری سنژرمن تمام شده بوده، منصفانه نیست».
مدیرعامل باشگاه عربستانی البته تأکید کرده که هنوز امضایی صورت نگرفته بود، زیرا اینزاگی خواسته بود تا بعد از بازی صبر کند…
«اما به نظر من، این فقط یک جزئیات بیاهمیت است. آنچه اهمیت دارد، این است که توافق حاصل شده بود و در نتیجه، نتیجهی فینال دیگر اهمیتی نداشت؛ او در هر صورت میرفت».
و البته، پیشنهاد مالی باشگاه عربی آنقدر سنگین بود که رد کردنش دشوار…
«پیشنهادی افسانهای بود، بدون تردید. کسی هم از اینکه پذیرفته، متعجب نمیشود. باید گفت که در فوتبال مدرن، اینزاگی نه اولین است و نه آخرین کسی که پیش از پایان فصل با باشگاهی دیگر توافق میکند. اما این یک بحث جداست».
اکنون کریستین کیوو باید بازسازی را آغاز کند. این بازسازی باید از کجا شروع شود؟
«در تیم فعلی بازیکنان خوبی حضور دارند، اما هنوز هم نیاز به اصلاحاتی جدی وجود دارد، هم از نظر تاکتیکی و هم از نظر کیفیت فردی».
اولین قدم چیست؟
«خط میانی. اینتر فاقد یک بازیساز واقعی است. اینزاگی تلاش کرد چالهاناوغلو را عقب بکشد؛ در مواردی هم عملکرد خوبی داشت، اما در بلندمدت روشن شد که این یک سازش اجباری بود. ترکها در این پست محدودیتهایی نشان دادند».
آصلانی هم نتوانست جانشین مطمئنی باشد؟
«دقیقاً. انتخاب چالهاناوغلو به روشنی این مسئله را نشان میدهد: گزینهی مناسبی برای جایگزینی وجود نداشت. بارلا هافبکی هجومی است و میختاریان قابلاعتماد، اما هیچکدام توان بازیگردانی ندارند. هیچکدام از آنها قابل مقایسه با لوئیس سوارزِ من نیستند. اینتر در مرکز میدان به یک رهبر واقعی نیاز دارد».
در خط دفاع چطور؟
«زومر همچنان دروازهبان مطمئنی است؛ واکنشهای عالی دارد و از نظر جسمی هم سالم و آماده است. مارتینز هم بهعنوان ذخیره، قابلاعتماد بهنظر میرسد. بنابراین هر دو باید حفظ شوند. در بین مدافعان میانی، اگر ترکیب فعلی حفظ شود، تنها به یک مهرهی جدید نیاز داریم».
لائوتارو و تورام؟ زوج موفقی به نظر میرسند.
«کاملاً. ترکیب این دو عالی است و نوید تکرار همان عملکرد درخشان فصل گذشته را میدهند. همچنین بستن بازوبند کاپیتانی باعث شد لائوتارو مسئولیتپذیرتر شود؛ حالا وقتی صحبت میکند، مثل یک رهبر واقعی است».
و ذخیرهی آنها؟
«بهنظر من باید به یک مهاجم جوان فکر کنیم؛ ترجیحاً کسی که از آکادمی خودمان آمده و حالا وقت تجربهاندوزیاش فرا رسیده. بازیکنی که حاضر باشد نقش مهاجم سوم را بپذیرد و در دقایق پایانی وارد زمین شود. با قانون ۵ تعویض، برای همه فرصتی وجود دارد»