اینکه چند بازیکن جوان تیم ملی، پاسخ چند سوال ساده درباره تاریخ حضور ایران در جام جهانی را ندانند، شاید برای بعضیها موضوع مهمی نباشد؛ اما مسئله دقیقاً همینجاست: فوتبال ایران سالهاست به «فراموشی» عادت کرده است.
برخی میگویند بازیکن فوتبال قرار نیست مورخ باشد؛ درست. قرار هم نیست مهاجم تیم ملی درباره جنگهای صلیبی یا تاریخ روم باستان سخنرانی کند. اما وقتی پیراهن تیم ملی کشوری را میپوشی که صعودش به جام جهانی ۱۹۹۸ هنوز مهمترین خاطره فوتبالی میلیونها ایرانی است، ندانستن آن دیگر فقط یک اشتباه ساده نیست؛ نشانه بریدگی از ریشههاست.
مشکل فوتبال ایران، فقط ضعف فنی یا مدیریتی نیست؛ مشکل بزرگتر، نابودی حافظه تاریخی است. ما فوتبالی ساختهایم که هر هفته همه چیز را از نو شروع میکند و هفته بعد، دوباره همه چیز را فراموش میکند. در چنین فضایی طبیعی است بازیکنی که قرار است فردا در جام جهانی بازی کند، نداند پیش از او چه کسانی این مسیر را ساختهاند.
فوتبال حرفهای دنیا روی تاریخ بنا شده است. بازیکن جوان در باشگاههای بزرگ اروپا، قبل از هر چیز، با گذشته آن باشگاه مواجه میشود؛ با تصاویر، موزهها، فیلمها و روایت اسطورهها. آنجا بازیکن میفهمد وارد چه تاریخ بزرگی شده است. اما در فوتبال ایران، تاریخ فقط زمانی به یاد میآید که بخواهیم چند عکس نوستالژیک در اینستاگرام منتشر کنیم.
نتیجه همین میشود؛ نسلی که شاید قراردادهای چند ده میلیاردی ببندد، اما ارتباط عمیقی با گذشته فوتبال کشورش نداشته باشد. فوتبالیستی که نداند حماسه ملبورن چه بوده، احتمالاً درک دقیقی هم از وزن پیراهن تیم ملی نخواهد داشت.
البته مسئله فقط بازیکنان نیستند. فوتبال ایران اساساً علاقهای به حفظ حافظه ندارد. نه موزهای جدی وجود دارد، نه آرشیوی زنده، نه برنامهای برای انتقال تاریخ فوتبال به نسل جدید. مدیران ما آنقدر درگیر بحرانهای روزمرهاند که اساساً فرصتی برای ساختن هویت باقی نمانده است.
اما همه اینها، مسئولیت فردی را صفر نمیکند. بازیکنی که امروز ساعتها وقتش را در فضای مجازی میگذراند، قطعاً میتواند چند ساعت هم صرف شناخت تاریخ تیم ملی کشورش کند. این حداقل احترامی است که میتوان برای پیراهن تیم ملی قائل شد.
بیشتر بخوانید: محمدحسین میثاقی بابت اطلاعات عمومی ۳ ملیپوش به مرز انفجار رسید!
