همه فوتبال دوستان این جمله را شنیدهاند که بزرگ و کوچک در این فوتبال، میگویند هیچ چیز ما را نباید با کشورهای دیگر و فوتبال روز دنیا مقایسه کرد، چون اینجا همه چیز با همه جای دنیا فرق دارد و به قول معروف، همه چیز ما به همه چیزمان میآید!
این روزها تکلیف نامشخص لیگ بیست و پنجم و داستان معرفی نمایندگان ایران به آسیا، سوژه فوتبال داخلی است اما فقط لیگ داخلی و باشگاه داری و مدیریت ما عجیب نیست، در تیم ملی هم داستانهایی داریم که هیچ کجای دنیا نمونه و مثال ندارد.
جالب اینجاست که در این اتفاقات عجیب، هیچ تفاوتی بین مربیان ایرانی و خارجی هم نیست. حتی مربی بزرگی چون کارلوس کیروش با آن کارنامه، وقتی به ایران آمد از شرایط حاکم بر فوتبال ما تاثیر گرفت و ایرانی رفتار کرد!
کیروش در جام جهانی قبل شانس و افتخار حضور در جام جهانی را از یک نفر گرفت. افتخاری که حتی برای بزرگترین بازیکنان جهان نیز بدون جایگزین و قابل مقایسه با هیچ چیز نیست. او لیست تیم ملی را با ۲۵ نفر پر کرد و جای خالی امید ابراهیمی را نگه داشت تا یک بازیکن دیگر از فرصت حضور در جام جهانی محروم شود. او در کل جام، تنها کسی بود که ۴ دروازهبان با خودش به جام جهانی برد.
به یاد داریم کارلوس چهار سال قبل، در فاصله سه ماه تا شروع جام جهانی ۲۰۲۲ قطر ناگهان دوباره به تیم ملی برگشت. او بازیکنانی را در ان فرصت کوتاه به تیم ملی دعوت و در بازیهای دوستانه بازی داد که می دانست نامشان در فهرست ۵۵ نفره نیست و طبق قانون شانسی برای حضور در جام جهانی نداشتند.
کیروش به امثال امیرعلی صادقی گفته بود اگر من زودتر میآمدم، شما را به جام جهانی میبردم. او در جمعهای خودمانی -چرا که عمر حضورش به کنفرانس مطبوعاتی و برنامههای تلویزیونی نرسید- در پاسخ به این سوال دوستانش میگفت که میخواهد بعد از جام جهانی در تیم ملی تغییر نسل داده و به این جوانان، برای جام ملتها روحیه و انگیزه و به بازیکنانی که از لیست جام جهانی در تیم ملی باقی میمانند، هشدار بدهد که رقبای تازه نفس در راهند و جای هیچکس تضمین شده نیست.
اما همه به یاد داریم که چطور مصدومیت بیرانوند در دقیقه ۵ بازی اول و در نهایت آن شش گل مقابل انگلستان، همه برنامههای کارلوس را در جام جهانی و برای بعد از آن به هم ریخت که در نهایت عمر کاری او در تیم ملی به پایان رسید.
حالا نگاه کنید به عملکرد مربی داخلی یعنی امیر قلعه نویی که جانشین کیروش شد و همیشه بابت تبعیض بین مربی ایرانی و خارجی گلایهمند بود و جمله معروف «اگر چشمهای من هم آبی و موهایم بور بود...» از او در ادبیات فوتبال ما به یادگار مانده است. امیر قلعه نویی دقیقاً همان کار کیروش را انجام داد، اما به شکل دیگر!
در حالی که هر کشور از ماه ها قبل جام جهانی باید یک لیست ۵۵ نفره به فیفا بفرستد و لیست ۲۶ نفره نهایی را تنها از این جمع باید انتخاب کند، امیر قلعه نویی فقط ۵۲ اسم به فیفا رد کرده و سه جای خالی در این فهرست هست! یعنی از بین رفتن شانس حضور در جام جهانی برای ۳ نفر!
حالا که شایعات ویزا نگرفتن امثال طارمی و شجاع یا حاج صفی پررنگ تر از همیشه مطرح شده، در صورت بروز هر اتفاقی طبعاً باید از همان لیست ۵۲ نفره کسانی را جایگزین کنیم. اتفاقی که در ادوار قبلی جام جهانی سابقه داشته و دیدیم رضا شاهرودی در ۹۸ یا ستار زارع در ۲۰۰۶ چطور در آستانه بازی اول جام جهانی را از دست دادند.
در حالی که نام امثال سردار آزمون در فهرست ۵۲ نفره هست و اگر ایران بخواهد، میتواند او را به جام جهانی ببرد، سوال اینجاست که چرا قلعه نویی از این فهرست برای پیش بینی مشکلات احتمالی در نقاط ضعف تیم ملی استفاده بهینه را نبرده است؟
ما در این چهار سال تصدی قلعه نویی در خط دفاع کلی مشکل داشتیم که هنوز هم حل نشده، باقیست. ژنرال تقریباً تمام بضاعت موجود در بازیکنان داخلی و لژیونرها را در این پستها محک زده اما هنوز تکلیف زوج شجاع خلیلزاده در قلب دفاع مشخص نیست. در سمت راست صالح حردانی و رامین و در چپ، حاج صفی و میلاد محمدی در فهرست نهایی خواهند بود و حالا تصور کنید هر کدام از این نفرات اگر ویزا نگیرند یا مصدوم شوند، چه به روز همین خط دفاعی نیم بند خواهد آمد؟
واقعا چرا قلعه نویی آن سه جای خالی را در لیست مادر ۵۵ نفره برای جام جهانی باقی گذاشت؟
بیشتر بخوانید: آرژانتین و مسی، ایران و دایی؛ کاش استفاده از سرمایههایمان را بلد بودیم

