سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
۳ |
۲

سردار اول رفت، سردار دوم را دریابیم/ چرا انتظار داریم سردار مثل سرباز رفتار کند؟

سردار اول رفت، سردار دوم را دریابیم/ چرا انتظار داریم سردار مثل سرباز رفتار کند؟
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

در آستانه مهمترین جام جهانی برای فوتبال ما، اخبار این رشته با سرداران تاریخ گره خورد.

در کشور ما و در بسیاری تیم‌ها کسوت، شرط اصلی کاپیتانی است اما روزگاری که در پرسپولیس، از فرشاد پیوس تا مجتبی محرمی، آن‌همه نام بزرگ با سابقه ملی حضور داشتند، موقع گرم‌کردن تیم درون زمین، همه نگاه‌ها به احمد عابدزاده تازه‌وارد بود. در شرایط حساس مسابقه این عابدزاده بود که به تیم روحیه می‌داد. آن زمان او کاپیتان نبود، اما رفتاری که در استرالیا همه از او به یاد دارند را از همان ۲۰ سالگی در تام اصفهان داشت.

چون سرداری و قدرت رهبری و نجات دیگران و تفاوت ایجاد کردن، یک ویژگی ذاتی است نه اکتسابی؛ ویژگی‌ای که از تفاوت خود فرد با بقیه -در تمام ارکان و شئونات زندگی- می‌آید. تفاوتی که در هر دو سردار مشهور تاریخ فوتبال ایران، با هم‌نسلان و با اسلاف و اخلاف ایشان کاملا مشهود است و چه عجیب که در آستانه مهم‌ترین جام جهانی تاریخ -چه برای کشور ما و چه برای همه دنیا- در آمریکا، سرنوشت اخبار فوتبالی به تنها سرداران تاریخ فوتبال گره خورد!

می‌دانیم که این روزها رسانه‌ها حتی شرکت‌های تبلیغاتی، به افراد لقب می‌دهند. اما در روزگارانی که لقب از سوی مردم، آن هم از روی سکوها و بلاواسطه اعطا می‌شد، فقط یک نفر در این فوتبال به لقب سرداری رسید: کسی که از ۱۹ سالگی در اولین بازی ملی فیکس بود؛ در تمام ۱۰ پست زمین فوتبال از ملی‌پوش زمانه بهتر بازی می‌کرد و بدون بازوبند کاپیتانی یا بدون اسم و رسم بعدی، همه در لحظات حساس بازی به او نگاه می‌کردند.

پرویز قلیچ‌خانی در تاریخ فوتبال جاودانه شد اما نه با رکوردهایش که بعدها از علی پروین تا علی دایی و خیلی‌های دیگر آمدند و از اعداد او جلو زدند. اگرچه جام‌هایش هنوز بدون مدعی مانده ولی اساسا رکورد برای شکستن است. تنها چیزی که برای قلیچ‌خانی یگانه تا ابد باقی ماند، همین لقب سردار بود که هرگز شریکی پیدا نکرد.

اما دهه‌ها بعد فوتبال ایران شاهد تولد یک سردار دیگر بود؛ این‌یکی با اسم شناسنامه‌ای؛ انگار پدر و مادرش می‌دانستند این بچه برای درخشش به دنیا آمده است. او هم از ۱۷ سالگی بدون بازی در لیگ برتر ملی‌پوش و سپس لژیونر شد. مثل پرویز قلیچ‌خانی در تمام پست‌های زمین فوتبال و حتی رشته‌های دیگر ورزشی، در حد ملی استعداد داشت و عجبا که مثل او در کنش‌های اجتماعی و زندگی شخصی نیز کاملا متفاوت با همه بود.

امروز به دلیل همان تفاوت‌ها، سردار آزمون جایی در تیم ملی ندارد. رکوردهایش دیر یا زود شکسته خواهد شد اما شکی نیست که گذشتن از نام آن‌ها، بیش از آن‌چه به خودشان لطمه بزند فوتبال ایران را دچار نقصان و فقدان خواهد کرد. ستاره‌هایی که هر چند دهه یک بار متولد می‌شوند و نباید به همین راحتی آن‌ها را کنار گذاشت.

شکی نیست که سردار آزمون و سردار بزرگ مثل هر انسان دیگری در زندگی اشتباهاتی داشته و دارند، اما چه کسی می‌تواند ادعا کند که از اشتباه مبراست؟ اشتباهی که همین حالا خیلی‌ها در قبال سردار آزمون می‌کنند، ۵۰ سال قبل در قبال قلیچ‌خانی می‌کردند. این‌که توقع داشتند سردار مثل سایر سربازان رفتار کند، غافل از این‌که همین تفاوت فرق جایگاه سردار و سرباز است!

خیلی‌ها گلایه می‌کنند که چرا سردار آزمون چنین کرده و چنان نکرده، یا چرا علی دایی مثل سایر همبازیانش نیست، اما کاش این افراد یک بار از خود بپرسند کدام کارنامه و عملکرد امثال سرداران شبیه بقیه بوده است که توقع دارید در رفتارهای عادی نیز مشابه بقیه باشند؟ اصلا مگر در لحظات حساس توقعی که از سردار داریم تا کاری کند را از بقیه داریم؟ آیا وقتش نرسیده که یک بار هم که شده، ما به سرداران متفاوت از سربازان نگاه کنیم؟

بیشتر بخوانید: سرداری که مرگش هم مثل زندگی، متفاوت بود

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

بازرگانی

آخرین خبرها