فهرست نهایی تیم ملی برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ اعلام شد و مطابق انتظار، بحثها و حاشیههای فراوانی را به دنبال داشت. اما شاید مهمترین نکته این فهرست نه اسامی دعوتشده، بلکه نام بازیکنانی باشد که از لیست نهایی کنار گذاشته شدند.
در ماههای اخیر بارها درباره جوانگرایی، پوستاندازی و ساختن تیمی برای آینده صحبت شد. بازیکنانی مانند امیرحسین محمودی، کسری طاهری، محمد خلیفه و هادی حبیبینژاد به اردوها دعوت شدند، در تمرینات حضور داشتند و این امید را به وجود آوردند که قرار است بخشی از نسل تازه فوتبال ایران باشند. با این حال، در مهمترین ایستگاه ممکن، بار دیگر تجربه بر جوانی پیروز شد.
خط خوردن امیرحسین محمودی که در اردوها و دیدارهای اخیر تیم ملی نمایشهای امیدوارکنندهای داشت، برای بسیاری از اهالی فوتبال غیرمنتظره بود. در کنار او، کسری طاهری و محمد خلیفه نیز از رسیدن به فهرست نهایی بازماندند؛ بازیکنانی که حضورشان میتوانست میانگین سنی تیم ملی را به شکل محسوسی کاهش دهد و نشانهای عملی از سیاست جوانگرایی باشد.
از سوی دیگر، حضور برخی بازیکنان باتجربه با وجود مشکلات جسمانی و دوری از شرایط ایدهآل مسابقه، این پرسش را مطرح میکند که در تیم ملی ایران، ملاک اصلی انتخاب آمادگی فعلی است یا کارنامه سالهای گذشته؟ اما عجیبترین بخش ماجرا به تصمیم جدید کادرفنی مربوط میشود. جایی که اعلام شده هادی حبیبینژاد، کسری طاهری و امیرحسین محمودی در صورت تمایل میتوانند برای حفظ شرایط فنی و روحی خود، کاروان تیم ملی را در سفر به مکزیک همراهی کنند. پیش از این نیز محمد خلیفه و امید نورافکن به عنوان بازیکنان لیست انتظار معرفی شده بودند تا در صورت بروز مصدومیت، شانس حضور در جام جهانی را پیدا کنند.
اینجاست که یک تناقض جدی شکل میگیرد:
اگر این بازیکنان آنقدر به سطح تیم ملی نزدیک هستند که باید همراه کاروان جام جهانی به مکزیک بروند، در تمرینات حضور داشته باشند و برای آینده آماده شوند، چرا در فهرست نهایی جایی برای آنها وجود ندارد؟ و اگر واقعاً از نظر فنی در سطح حضور در جام جهانی نیستند، همراهی با تیم ملی چه توجیهی دارد؟

فوتبال حرفهای بر پایه رقابت شکل گرفته است. بازیکن یا در فهرست نهایی قرار میگیرد یا از آن کنار گذاشته میشود. چیزی به نام حضور ویترینی و تزئینی در کنار تیم ملی وجود ندارد. به همین دلیل این تصمیم بیش از آنکه یک اقدام کاملاً فنی به نظر برسد، شبیه دلجویی از بازیکنانی است که تا آستانه جام جهانی پیش رفتند اما در آخرین لحظه از قطار نهایی جا ماندند.
شاید کادرفنی قصد داشته با این تصمیم روحیه جوانان خطخورده را حفظ کند، اما ناخواسته پیام دیگری نیز مخابره شده است؛ اینکه حتی عملکرد خوب در اردوها و بازیهای تدارکاتی هم لزوماً به حضور در فهرست نهایی ختم نمیشود. فوتبال ایران سالهاست از میانگین سنی بالا و تأخیر در نسلسازی ضربه میخورد. هر دوره وعده جوانگرایی داده میشود و هر دوره، وقتی پای تورنمنتهای بزرگ به میان میآید، باز هم همان چهرههای باتجربه انتخاب میشوند و جوانها به آینده حواله داده میشوند.
شاید بزرگترین سوال پس از اعلام این فهرست همین باشد؛ اگر قرار بود در نهایت تجربه بر جوانی غلبه کند، اساساً فلسفه این همه شعار درباره جوانگرایی چه بود؟ و اگر جوانان واقعاً بخشی از آینده فوتبال ایران هستند، چرا سهم آنها از جام جهانی فقط یک بلیت سفر به مکزیک است؟
در همین ارتباط: لیست نهایی تیم ملی برای جام جهانی ۲۰۲۶ اعلام شد؛ آماده باش به ۲۶+۲ نفر

