یاسر آسانی، برخلاف استوریها و عشق به پیراهن آبی، به استقلال نوتیس داده است. خبر ساده است، اما پشت این خبر داستانی نهفته که هرچه بیشتر ورق میزنی، تعجبت بیشتر میشود؛ داستانی از جنس سهلانگاری، بیتدبیری و قراردادی که در هیچکجای دنیا نظیرش را نمیتوان یافت.
برگردیم به ابتدا. نظری جویباری وقتی آسانی را از کره جنوبی آورد، با غرور از او بهعنوان یک «شکار بزرگ» یاد کرد. شاید هم بود، اما قیمت این شکار از همان ابتدا سنگین بود؛ ۶۵۰ هزار دلار خالص پیشپرداخت، بهعلاوه یک میلیون دلار به تیم کرهایاش. ارقامی که حتی باشگاههای متوسط اروپایی هم پیش از امضا، دو بار حسابوکتابشان را میکنند. اما این تازه شروع ماجرا بود.
آنچه نظری جویباری در دل قرارداد گنجانده بود، چیزی بود که وقتی از آن پرده برداشته شد، حتی کارشناسان کهنهکار فوتبال ایران هم چند لحظه مکث میکنند. یک بند ساده اما سرنوشتساز: چهار تا پنج ماه پیش از شروع فصل جدید، در حالی که فصل جاری هنوز به پایان نرسیده، باشگاه موظف است دوباره ۶۵۰ هزار دلار پیشپرداخت بپردازد؛ بدون یک دقیقه بازی در فصل جدید، بدون یک جلسه تمرین و بدون هیچ تضمینی؛ فقط به اتکای امضایی که روزی با غرور زده شده بود.
این یعنی در اردیبهشتماه، درست در اوج تب لیگ، اگر بازیها ادامه داشت، آسانی باید پیشپرداخت دومش را دریافت میکرد. حتی بارسلونا هم به یامال اینگونه پرداخت نمیکند. رئال مادرید هم به امباپه چهار ماه زودتر از شروع فصل جدید، ۴۰ درصد از کل حقوقش را هدیه نمیدهد. این شیوه قراردادنویسی در هیچکجای دنیای فوتبال رسم نیست.
اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود. چراکه اطرافیان آسانی، همانهایی که در اوایل جنگ به سراغ تاجرنیا رفتند و با تهدید، درخواست تمدید قرارداد با افزایش حقوق دو و نیم برابری کردند، وقتی با مقاومت روبهرو شدند، دست به کار دیگری زدند؛ نوتیس. همان حربهای که در دنیای قراردادها، دلالها به آن متوسل میشوند.
فرد ایرانی نزدیک به آسانی که با استقلال درگیر است، پس از شکایت از استقلال در فیفا بابت پروندههای مسعود جوما و کوجو، حالا به سراغ فسخ دوم رفته است. نقشه، اگر نقشهای در کار باشد، چندان پیچیده نیست؛ پیشپرداخت را بگیر، بهانه جنگ را دستاویز کن، فسخ کن و برو؛ سبکبال و با جیبی پر، تنها به خاطر قراردادی اشتباه که خود مدیرعامل وقت امضا کرده بود.
این دقیقاً همان جایی است که باید نامی از شریعتمداری برد؛ مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس که تاکنون در برابر این انبوه اشتباهات سکوت پیشه کرده است. قرارداد منتظر محمد، فسخ کوجو، فسخ استراندبرگ و حالا این داستان؛ اینها تصادف نیستند. اینها میوههای تلخ یک درخت کج رشد هستند که در دوران مدیریت قبلی کاشته شد و هنوز دارد بار سنگین میدهد.
استقلال تهران یکی از بزرگترین باشگاههای آسیاست؛ باشگاهی با تاریخ، با هوادار و با افتخارات زیاد. اما این غرور وقتی با بیتدبیری در یک قرارداد ترکیب میشود، تبدیل به چیزی میشود که دردناکتر از هر شکستی است. وقت آن رسیده که هلدینگ خلیج فارس، قراردادهای فصل گذشته و تابستان را زیر ذرهبین ببرد؛ هر بند را بخواند، هر تعهد را بسنجد و از خود بپرسد که چند «آسانی» دیگر در این پروندهها پنهان است. فعلاً آسانی از همه جلوتر است و استقلال هنوز اسیر قراردادهای سال قبل مدیریت وقت است.
بیشتر بخوانید: وکیل اندونگ استقلال را نجات میدهد؟

