خبر حضور خداداد عزیزی روی نیمکت پرسپولیس با واکنش قابل پیشبینی هواداران این تیم بزرگ همراه شد. تیمی که صدها پیشکسوت بزرگتر و با کارنامهتر از خداداد عزیزی دارد، که لااقل نیمی از آنها هیچ کدام از مشکلات این ملی پوش سابق را هم ندارند!
در همین ارتباط بخوانید: اختصاصی| انتقال جنجالی در راه است؛ خداداد عزیزی حوالی نیمکت پرسپولیس!
معجزه سرخابی
اصلاً مهم نیست که بشود یا نه، به محض آنکه نام استقلال و پرسپولیس به عنوان خواهان بازیکن یا مربی یا کسی مطرح شود، او به راحتی میتواند به تیمی که میخواهد برود و حداقل دو برابر دستمزد پیشنهادی را بگیرد. حالا تصور کنید که صندلی مربوط به این جابجایی در این دو تیم خالی باشد!
وقتی افشین پیروانی به خاطر سفر با آمریکا از پرسپولیس کنار گذاشته شد، محسن خلیلی به عنوان مدیر موقت پرسپولیس انتخاب شد اما ما مسابقهای نداریم که او بخواهد روی نیمکت بنشیند! همین سه روز قبل محسن خلیلی به عنوان مدیر قطعی پرسپولیس برای فصل آینده معرفی شد و در چنین فضایی مطرح شدن نام خداداد برای جانشینی افشین واقعاً جالب است.
۴ تفنگدار ۹۸
از تیم ۹۸ که هنوز در خاطر فوتبال دوستان ماندهاند، چهار نفر رفت و آمد خانوادگی خود را هنوز حفظ کردهاند؛ افشین پیروانی، کریم باقری، احمد عابدزاده و خداداد عزیزی، چهار تفنگدار آن تیم هستند که اگر چه چند قاره با هم فاصله داشته باشند، رابطه دوستانه خود را کماکان دارند (عابدزاده در لس آنجلس، خانواده پیروانی در آمریکا، باقری در آلمان و تهران و خداداد ساکن مشهد است) حالا اینکه خداداد جای افشین بنشیند، بر معمای قضیه میافزاید.
مشکلی که از رختکن تیم ملی به تبریز رسید
اما یک چیز مشخص است و آن اینکه خداداد عزیزی برای فصل بعد جایی در تراکتور ندارد. خداداد جانشین سعید مظفری زادهای شد که یک پله بالا رفت و مدیر عامل تراکتور لقب گرفت، اما از همان روز اول تفاوت او با مظفریزاده به چشم همه آمد و خیلی زود به دردسر تبدیل شد.
بزرگان رختکن تراکتور -که نیازی به نام بردن از آنها نیست- در تیم ملی بر سر ماجرای نسل برتر با خداداد به مشکل خورده بودند. حضور او در تراکتور و حجمی که بر حواشی پیرامون این تیم میافزود، آشکارا باعث دلخوری این بازیکنان شد و زنوزی در همه این سالها نشان داده که بین بازیکن و هر شخص دیگر، طرف بازیکن را میگیرد! از ماه ها قبل همه منتظر پایان فصل بودند تا خانه تکانی شروع شود.
دشمنی بین دو قرمز محبوب، چه سود کلانی برای برخی دارد!
پس خداداد باید به فکر تیمی دیگر میبود، اما در نظر اول، پرسپولیس دورترین گزینه برای این ملیپوش سابق است. چرا که او در همین مدت حضور در تراکتور بارها وارد دعواهای زنوزی با پرسپولیسی ها شد و اندک وجههای که به واسطه دو هفته حضور در این تیم به عنوان یار کمکی داشت، را نزد هواداران و بازیکنان و پیشکسوتان پرسپولیس از بین برد.
اما اگر لحظهای تامل و دقت کنیم، آن وقت لایههای زیرین این دشمنی پرسود مشخص میشود. بازیکنی که در تیم خود نیمکت نشین بوده و حاضر بود با هر عددی، فقط تمدید کند، ناگهان با دو برابر به اردوی رقیب پیوست، آن هم در حالی که به لحاظ فنی هیچ نیازی به او نبود و در آن پست، ۳ بازیکن ملی پوش داشتند!
یکی دیگر حاضر بود قرارداد ۲۰ میلیاردی را با ۲۴ میلیارد تمدید کند اما به لطف یک واسطه با نفوذ و البته شرایط زمانی -که قرار بود دو ستاره ملیپوش و اثرگذار راهی دیگر تیم پرطرفدار قرمز پوش شوند- با حدود ۳ برابر این مبلغ نقل مکان کرد!
در حقیقت هرچه در مورد نقل و انتقالات بین استقلال و پرسپولیس در این دههها شنیده و دیدهاید، را در قبال انتقال بین پرسپولیس و تراکتور باید ضرب در چند کنید! چرا که این نوع یاغیگری، سود مالی بسیار خوبی برای همه دارد!
پرسپولیس، سکوی پرتاب خداداد
مهرماه ۱۳۷۵ پرسپولیس عازم جام باشگاههای آسیا بود که خداداد را به عنوان یار کمکی برد و او در سه بازی ۵ گل زد. همین درخشش باعث شد مایلی کهن او را به تیم ملی بعد از سه سال دعوت و در جام ملتهای ۹۶ زوج او کنار علی دایی تشکیل و نسل طلایی با حضور خداداد متولد شود. اما همان موقع هم کسی فراموش نکرده بود که خداداد و پرسپولیس یکجا جمع نمیشوند.
دستور تاریخی سلطان
خداداد عزیزی را اولین بار علی پروین در سال ۱۳۷۱ به تیم ملی دعوت و در فوتبال ایران چهره شد. او آینده درخشانی داشت و می توانست سال بعد به پرسپولیس رفته و یک دهه ملی پوش باشد اما با آن اخلاق خاص، وقتی در آستانه سفر به کویت فهمید جایی در لیست پروین برای مسابقات رسمی آتی ندارد، ساکش را برداشت و تیم ملی را ترک کرد!
جمله مشهور علی پروین که؛ تا من هستم دیگر جایی در پرسپولیس و تیم ملی ندارد، بدرقه راهش شد و خداداد را تا سال ۷۵ به مهره ای معمولی و شاغل در لیگ، تبدیل کرد. تا اینکه ویترین پرسپولیس در آسیا او را به تیم ملی برگرداند و از تیم ملی به آلمان و سپس آمریکا و کشورهای عربی رفت و در بازگشت به پاس آمد و در دوران بازی مشکلاتش با پرسپولیس را بیشتر کرد!
نفر آخر در صف ورود به پرسپولیس
بعدها در لباس مربیگری و یا مدیریت، خداداد به هر بهانه با پرسپولیسیها وارد دعوای کلامی شد و از علائم و نشانهها در زمین چمن تا مصاحبههای آنچنانی، هر آنچه در توان داشت علیه پرسپولیس گذاشت! پس اگر قرار باشد در کل فوتبال ایران دورترین گزینه به پرسپولیس را انتخاب کنیم، خداداد حتی پشت سر مرحوم ناصر حجازی یا منصور پورحیدری قرار میگیرد! یعنی احتمال پرسپولیسی شدن این بزرگان هم بیشتر از او بود!
پرسپولیس هم گردن کلفت رختکن دارد!
به همه اینها اضافه کنید رختکن پرسپولیس را که اقتدار برخی چهرهها در آن، دست کمی از رختکن تراکتور ندارد. پیوستگی افشین پیروانی و کریم باقری و برخی بازیکنان در تمام این سالها، فرصت کار را برای جانشین پیروانی -هر کس که میخواهد، باشد- بسیار سخت میکند. حالا پیشکسوتانی که خود را لایقتر از هر کس برای بازگشت به خانه و نشستن روی نیمکت میدانند، به کنار!
بیشتر بخوانید: خودم خداداد را به پرسپولیس معرفی کردم ولی سرپرست شدن او اوج بیانصافی است/ به جای اوسمار، کریم باقری را سرمربی کنید

