پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
۰ |
۰

از رویا تا حسرت؛ تیم ملی و ستاره‌هایی که جام جهانی را ندیدند

از رویا تا حسرت؛ تیم ملی و ستاره‌هایی که جام جهانی را ندیدند
زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

در آستانه جام جهانی بازار انواع و اقسام تیم‌های رویایی داغ است، از جمله ستاره‌هایی که هرگز به این تورنومنت نرسیدند.

در همه جای دنیا هر وقت به جام جهانی نزدیک می‌شویم، تب و تاب فوتبال در تمام جوامع اوج گرفته و رسانه‌ها نیز به سراغ سوژه‌های جانبی این تورنمنت می‌روند. یکی از محبوب‌ترین این سوژه‌ها انتخاب تیم هاست، به بهانه های مختلف مثل ستاره‌هایی که هرگز نتوانستند رنگ جام جهانی را ببینند.

در کشور خودمان هم نسل‌های زیادی هرگز به جام جهانی نرسیدند. اگرچه انتخاب بهترین‌ها در فوتبال نمی‌تواند دقیق و کامل باشد چرا که فوتبال، ورزش گروهی و در هر نسل متفاوت با دیگری است، اما در مورد برخی نام‌ها حقیقت آنقدر آشکار است که گریزی از آن نیست. آنها که در درخشش و لیاقت فردیشان تردیدی نیست.

۷ حضور و ۵ غیبت!

کشور ما نخستین بار برای حضور در جام جهانی ۱۹۷۴ ثبت نام کرد. در جام جهانی ۱۹۷۸ حاضر بود، سپس دو دوره ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ به خاطر دفاع مقدس دوباره غایب بودیم. در ۱۹۹۰ دوباره ثبت نام کردیم اما تا ۱۹۹۸ به جام جهانی نرسیدیم. پس از آن در ۲۰۰۲ و ۲۰۱۰ نیز تیم ملی کشورمان در جام جهانی غایب بود. یعنی از مجموع ۱۲ تلاش برای رسیدن به جام جهانی ۷ بار موفق و ۵ بار ناکام مانده ایم.

این یعنی اگر نسل‌های قبل از دهه ۵۰ شمسی را کاملاً دور از فضای جام جهانی تصور کنیم، طی این بیش از نیم قرن، ما هم تیم ملی داشته‌ایم و هم برای جام جهانی تلاش کرده‌ایم. پس خیلی ساده می‌توان از بین نسل‌هایی که به جام جهانی نرسیدند، ستاره‌های بزرگ را فهرست کرد.

۴-۴-۲ کلاسیک

این مطلب، اگرچه در نهایت یک نگاه شخصی است اما به هیچ عنوان سلیقه‌ای نیست. برای انتخاب بازیکنان هر پست، کارنامه و تداوم سال‌های درخشش آنها ملاک بوده و البته که تمام آنچه یک قهرمان بزرگ و ورزشکار حرفه‌ای باید داشته باشد تا نامش در تاریخ بماند. با این توضیح که چون بیشتر مواقع سیستم تیم ملی ما ۴-۴-۲ کلاسیک -نه خطی- بوده، تیم رویایی تاریخ فوتبال ایران که هرگز جام جهانی را ندید را نیز با همین سیستم انتخاب کرده‌ایم.

دروازه‌بان: مهدی رحمتی، محاسبه غلط

اولین دروازه‌بان تاریخ که به بازوبند کاپیتانی تیم ملی رسید، ناصر حجازی بود. اولین دروازه‌بانی که از مرز ۷۰ بازی ملی گذشت، احمدرضا عابدزاده و حالا هم که علیرضا بیرانوند سومین جام جهانی را تجربه می‌کند. در میان ستاره‌های بزرگی که هم بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بر بازو بسته و هم از مرز ۷۰ بازی ملی عبور کرده‌ و بیش از یک دهه ملی پوش بوده اند، تنها یک دروازه‌بان باقی می‌ماند که هرگز به جام جهانی نرفت.

مهدی رحمتی با سابقه حضور در تیم‌های ملی جوانان امید، از آغاز دهه ۸۰ پای ثابت اردوهای تیم ملی و از بعد از جام جهانی ۲۰۰۶ دروازه‌بان اصلی تیم ملی شد. او به جام جهانی آفریقای جنوبی نرسید، اما نقطه اتکای کیروش برای جام جهانی ۲۰۱۴ بود که در آستانه سه بازی آخر -که ایران ۷ امتیاز برای صعود لازم داشت- با یک محاسبه غلط قید تیم ملی را زد و دو جام جهانی بعدی را هم از دست داد.

مهدی رحمتی

دفاع راست: ابراهیم آشتیانی، توپ طلا برای یک دفاع

شاید خیلی از فوتبال دوستان ندانند که وقتی قرار شد در قاره آسیا با الگوبرداری از اروپا، توپ طلا به یک بازیکن به عنوان مرد سال اهدا شود، این جایزه به یک ایرانی رسید. آن هم یک مدافع!

دفاع راست ثابت تیم ملی در جام ملت‌های ۱۹۷۲ که ستاره تورنومنت شد و مرد سال آسیا، او در قهرمانی بازی‌های آسیایی تهران نیز بازیکن فیکس تیم ملی بود اما در پلی آف دو قاره در سد استرالیا ماند و به جام جهانی ۱۹۷۴ نرسید.

کم نیستند کسانی که قادر به انتخاب بهترین دفاع راست تاریخ فوتبال ایران از بین مثلث جواد زرینچه، حسن نظری و ابراهیم آشتیانی نیستند. دو تای اول استقلالی و سومی پرسپولیسی بود، آخرین کاپیتان پرسپولیس که بعد از او بازوبند به علی پروین رسید و پس از بازنشستگی در تیم ملی، حسن نظری جایش را گرفت و در ۲۲ سالگی به جام جهانی رفت.

ابراهیم آشتیانی

دفاع آخر: محمد پنجعلی، اولین مدافع لژیونر

در فوتبال قدیم، دفاع آخر رهبر تیم بود. فرانس بکن باور این پست را با تغییر، وارد فوتبال مدرن کرد، او که مدام جلو می‌آمد و در حملات شرکت داشت. در گذشته‌های دور فوتبال ایران دفاع قدرتمندی مثل حسن حبیبی داشت که کاپیتان ایران در اولین قهرمانی جام ملت‌ها بود.

اما در جام جهانی ۱۹۷۸ حشمت مهاجرانی یک بازیکن جوان از برق تهران و ابومسلم مشهد را به عنوان تماشاگر به جام جهانی برد، چرا که اعتقاد داشت او رهبر آینده دفاع تیم ملی است. از شروع تیم ملی بعد انقلاب در سال ۵۸ تا سال ۶۹ محمد پنجعلی رهبر خط دفاعی و کاپیتان تیم‌های طلایی دهه ۸۰ میلادی بود که به تیم منتخب آسیا هم دعوت شد.

اولین مدافعی که لژیونر شد و در قطر حرفه‌ای بازی کرد. او با مدال طلای بازی‌های آسیایی پکن، به شکلی پرافتخار از فوتبال رفت اما بد شانس بود که در دوران اوجش، دو دوره اصلاً ثبت نام نکردیم و در ۱۹۹۰ او به عنوان مقصر ماجرای بازی‌های آسیایی سئول، هرگز توسط دهداری و جانشینانش دعوت نشد...

محمد پنجعلی

دفاع وسط: جعفر کاشانی، آقای دیپلمات

بدون هیچ شک و تردیدی دو دفاع میانی در تاریخ فوتبال ایران استحقاق بازی ثابت در جام جهانی را داشتند، جعفر کاشانی که با تیم ملی قهرمان جام ملت‌ها و بازی‌های آسیایی شد و به المپیک رفت اما بدشانس بود که به جام جهانی آلمان نرسید.

آقای دیپلمات دهه‌ها از فوتبال زمانه خود جلوتر بود. او یکی از شاهینی‌هایی بود که پرسپولیس را بنیان گذاشتند و با فکرش بازی می کرد نه بدن، او در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ شمسی جانشینی در این پست پیدا کرد که ستون غیر قابل نفوذ تیم ملی بود. رضا حسن زاده که او هم هرگز رنگ جام جهانی را ندید. کاشانی به دلیل تداوم طولانی‌تر و بازی‌های ملی و البته افتخارات بیشتر، مهره ثابت این تیم و حسن‌زاده جانشین اوست.

جعفر کاشانی

دفاع چپ: مجتبی محرمی، حیف آن همه نبوغ...

اگر از هر عضو خانواده فوتبال در ایران بخواهی ۵ بازیکن برتر تمام تاریخ را انتخاب کنند؛ از جمع بیش از ۵۰۰ بازیکنی که پیراهن تیم ملی را در این ۸۵ سال پوشیده تا تمام مربیان و مدیران، کارشناسان، رسانه‌ها، هواداران، داوران و حتی ایجنت‌ها، قطعاً مجتبی محرمی در فهرست همه خواهد بود.

او که در کنار پرویز قلیچ خانی، تنها استثنای تاریخ ماست که در هر ده پست زمین بازی برای تیم ملی بازی کرد و از ملی‌پوش ثابت هر پست بهتر بود! یک بازیکن راست پا که در دفاع چپ بازی می‌کرد و بیشتر از بهترین گلزنان و گلسازان هر فصل، گل می‌زد و می ساخت.

متاسفانه محرمی به همان اندازه نبوغ درون مستطیل سبز -که همه چیز لازم در فوتبال را با هم داشت- بیرون زمین به دست خود، زمینه محرومیت‌های طولانی فوتبالی را مهیا می‌کرد. به این ترتیب در بازی حساس رسیدن به جام جهانی ۹۰ و دور نهایی مقدماتی جام جهانی ۹۴ محروم بود تا یکی از نامداران غایب در ادوار جام جهانی باشد.

مجتبی محرمی

هافبک دفاعی: پرویز قلیچ خانی، سردار بی تکرار

سردار فوتبال ایران نیازی به معرفی و کارنامه ندارد. تنها بازیکن تاریخ با سه دوره قهرمانی در جام ملت‌ها و حضور در سه دوره المپیک -که هر دو مورد، تنها موارد تاریخ فوتبال ما هستند- بازیکنی که در هر ۱۰ پست زمین بازی می‌کرد. گل قهرمانی در اولین جام ملت‌ها را زد و به عنوان کاپیتان جام سوم متوالی را بالا برد. کاپیتان اولین قهرمانی در بازی‌های آسیایی با یک نقره دیگر و ۳ حضور، در پلی آف جام جهانی ۱۹۷۴ دبل کرد و در المپیک گل زد و می‌توانست در جام جهانی ۱۹۷۸ در ۳۱ سالگی حاضر باشد.

چند روز پیش صاحب لقب سردار در فوتبال ایران، دنیای فانی را وداع گفت تا دوباره پرونده جام جهانی آرژانتین باز شود. آنها که نمی‌خواستند با حضور سردار به حاشیه رانده شوند. به جز ناصر حجازی، هر ده بازیکن دیگر سایه سنگین سردار را برای فیکس بازی کردن روی اسم خود داشتند و البته که بازوبند کاپیتانی ....

هرچه بود، بزرگترین فوتبالیست تمام تاریخ ایران هرگز به جام جهانی نرفت.

پرویز قلیچ خانی

هافبک میانی: حمید درخشان، آقای خاص

یکی از چهار بازیکنی که برای اولین بار حضور در تمام رده‌های سنی ملی را تجربه کردند. کسی که در لیگ تخت جمشید قبل از ۱۸ سالگی، به پیراهن فیکس پرسپولیس رسید و به اردوهای آخر حشمت مهاجرانی دعوت می‌شد. کسی که از تشکیل اولین تیم ملی بعد انقلاب در سال ۵۸ تا دور نهایی مقدماتی جام جهانی آمریکا در ۱۳۷۲ برای بیش از ۱۴ سال پیراهن تیم ملی را به تن داشت.

حمید درخشان هافبک چپ تکنیکی تیم تاریخی جام ملتهای ۱۹۸۴ بود که خیلی ها بهترین تیم ملی تاریخ می دانند اما بسته به ضرورت پرسپولیس و تیم ملی، دفاع آخر هم بازی می‌کرد! او که یکی از ستاره های بزرگ خروجی در سال ۶۵ از تیم ملی بود، پس از حضور علی پروین روی نیمکت تیم ملی در سال ۶۸ دوباره دعوت و با بازوبند کاپیتانی، ژنرال طراح تیم ملی شد. پروین به خاطر اعتماد به او سیروس قایقران -کاپیتان تیم ملی در سال‌های غیبت درخشان- را اصلاً دعوت نمی‌کرد.

و البته که خود قایقران هم ذخیره این دو پست است. کسی که هم در منطقه بازی قلیچ خانی برای تیم ملی بازی کرد و هم در منطقه بازی درخشان، و البته سال‌های تداوم درخشش در اوج و تعداد بازی ملی این دو نفر را نداشت تا ذخیره آنها باشد.

حمید درخشان

هافبک راست: مجید نامجو مطلق، اسطوره تکنیک

هنوز هم هر بازیکنی با تکنیک فوق العاده چشم‌ها را خیره می‌کند، همه بلافاصله او را با اسطوره تکنیک یعنی مجید نامجو مطلق مقایسه می‌کنند. جوان رعنای بانک ملی که در سال ۶۴ استقلال و پرسپولیس را همزمان خواهان خود می‌دید و سرنوشت چنین بود که پیراهن هر دو را به تن کرد.

ستاره اصلی تیم ملی در ۱۹ سالگی که بعد از ماجراهای بازی‌های آسیایی ۱۹۸۶ سئول، بزرگترها او را وادار به پس گرفتن امضایش کردند تا تیم ملی بی‌ستاره نماند. در بازی‌های آسیایی پکن با تیم قهرمان شد اما هرگز رنگ جام جهانی را ندید. جالب اینکه با رفتن مایلی کهن، در پلی آف جام جهانی ۹۸ برای بازی با ژاپن، نامجو مطلق در سن بالا بار دیگر دعوت شد!

اگر آن مصدومیت تلخ اتفاق نمی‌افتاد، نامجو مطلق اولین لژیونر بعد از انقلاب در ۵ لیگ معتبر اروپایی لقب می‌گرفت. او که قرار بود بعد از بازی برگشت با الجزایر قراردادش را امضا کند، اما ضربه علی اکبر یوسفی مسیر فوتبال نامجو مطلق را تغییر و جام جهانی را از نعمت دیدن این تکنیک ناب محروم کرد.

مجید نامجو مطلق

هافبک چپ: علی جباری، اولین سلطان

این را هم شاید نسل امروز ندانند. همه جا وقتی کلمه سلطان زبان می‌آید، همه یاد علی پروین می‌افتند. سلطان بلامنازع پرسپولیسی‌ها اما فوتبالی‌ها می‌دانند صاحب اول این لقب، سلطان آبی‌ها یعنی علی جباری بود.

پسرک ترکه‌ای که آنقدر حضورش در زمین و قدرت رهبریش غیر قابل انکار و جایگزینی بود که برای سال‌ها وقتی سفارش لباس استقلال را به تولیدی‌ها می‌دادند، بازوبند کاپیتانی را روی شماره ۸ می‌دوختند! علی جباری در عنفوان جوانی در نیمه دوم دهه ۶۰ میلادی، فیکس تیم ملی شد. او دو قهرمانی در جام ملت‌ها دارد که در دومی -یعنی ۱۹۷۲ بانکوک- با هتریک خودش، تیم را به جام رساند.

جباری قهرمان بازی‌های آسیایی تهران هم شد اما آن اتفاق تلخ در مسیر رسیدن به جام جهانی ۱۹۷۴ پایانی شد برای یک ابر ستاره دیگر فوتبال ایران، به این ترتیب او هم نتوانست در جام جهانی بازی کند. مردی که با تاج قهرمان آسیا شد و بالاتر از مهدی ابطحی، لایق این پست در تیم جامانده‌ها است.

علی جباری

زوج خط حمله: همایون بهزادی و ناصر محمدخانی، سرطلایی و اعجوبه

تمام تیم‌های درخشان تاریخ فوتبال ایران و نسل‌های طلایی که قهرمان قاره شده یا فراتر از قاره رفته‌اند، یک ویژگی مشترک دارند و آن هم داشتن یک زوج مکمل در پیشانی خط حمله است. زوجی که یکی از آنها سرزن و مسلط در بازی هوایی و دیگری تکنیکی، دریبل زن و سرعتی بود و هر دو در شم گلزنی بالا، قدرت جاگیری، تکنیک ضربه زنی و روحیه گلسازی، وجه اشتراک داشتند.

به عنوان مثال زوج طارمی و سردار در این سال‌ها یا خداداد و دایی در نسل طلایی که به ۹۸ رفت و یا زوجی که برای اولین بار فوتبال را در میان مردم عادی و عامی جا انداخته و تبدیل به ستاره‌های این رشته شدند، زوج سرطلایی و پا طلایی، یعنی بهزادی و شیرزادگان.

همایون بهزادی

فوتبال ایران از ابتدای تولد تیم ملی مهاجمان بزرگی داشته که هر کدام در دوره‌ای ستاره وقت بودند اما اولین بار، زوج همایون بهزادی و حمید شیرزادگان تعریف فوتبال را در جامعه تغییر دادند. همایون بهزادی به عنوان یکی از پنج سرزن برتر دنیا در دهه ۶۰ میلادی بدشانس بود که آن سال‌ها فوتبال ایران برای جام جهانی ثبت نام نمی‌کرد.

فوق ستاره تیم ملی در نخستین قهرمانی در جام ملت‌های آسیا، برای انتخاب به عنوان مهاجم سرزن رقبای گردن کلفتی دارد؛ حسین کلانی در جام ملت‌های ۱۹۷۲، غلامحسین مظلومی در بازی‌های آسیایی ۷۴، حمید علیدوستی در نیمه اول دهه ۶۰ و کریم باوی در نیمه دوم همین دهه، اما هیچکدام تعداد بازی‌های ملی سرطلایی و اعتبار و جایگاه او در پرسپولیس و تیم ملی را نداشتند.

ناصر محمدخانی

و به عنوان بازیکن تکنیکی سرعتی و به اصطلاح زمینی کار، در میان تمام فوق ستاره‌هایی که هرگز به جام جهانی نرسیدند، به گواه خاص و عام ناصر محمدخانی یک سر و گردن بالاتر است. اعجوبه‌ای که در دهه ۶۰ یک تنه ۵۰ هزار تماشاگر به ورزشگاه می‌کشاند. گل می‌زد و گل می‌ساخت، کاشت زن بود و قدرت دریبلینگ او در سرعت بالا را دیگر کسی در فوتبال ایران تکرار نکرد.

الگوی فوتبالی امثال علی کریمی، مهدی مهدوی کیا یا مهدی قائدی، در تمام ۸ سالی که عضو تیم ملی بود تنها مهره بدون جانشین، غیر قابل مهار برای رقبا و از همه مهمتر، غیر قابل مقایسه با هیچ فوتبالیست دیگری بود.

سوال بزرگ، فوتبال ضرر کرد یا آنها؟

با مرور این اسامی، این سوال ایجاد می‌شود که آیا این افراد باید حسرت نبودن در جام جهانی را بخورند یا فوتبال ما و جام جهانی، حسرت غیبت آنها و نداشتن هنرشان درون مستطیل سبز را؟

این مطلب را هم از دست ندهید: ۲۶ سرباز در امتحان هفتم؛ ملی‌پوشان ایران در جام‌جهانی ۲۰۲۶ وارث چه بزرگانی هستند؟

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها