دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۰
۱ |
۰

خدا بگم بهروز رهبری‌فرد را چه کار کند که حقیقت را نگفت!

واکنش میثم منیعی به خاطره ابوالقاسم پور از درگیری خونین کیش/ دعوا به‌خاطر بهنام شروع شد ولی خودش اول همه فرار کرد/ کتک خورده‌ها از خداداد سراغ مرا می گرفتند

میثم منیعی
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

در تازه‌ترین برنامه «من تو من با خبرورزشی» بهروز رهبری فرد با دعوت از بهنام ابوالقاسم پور یاد و خاطره درگیری این بازیکن همراه با هم تیمی‌هایش در باشگاه پاس در جزیره کیش را مرور کرد.

«میثم منیعی» بازیکن اسبق فوتبال که سابقه حضور در تیم‌هایی مثل پاس تهران را داشت در صحبتی که با خبرورزشی انجام داد، به خاطره‌ای که بهنام ابوالقاسم‌پور از درگیری خونین در پاساژی در جزیره کیش در تازه‌ترین برنامه «من تو من با خبرورزشی» بهروز رهبری فرد تعریف کرد واکنش نشان داد. البته منیعی بخش‌هایی از این خاطره را به شکل دیگری بازگو کرد.

در ادامه این پرسش و پاسخ با میثم منیعی برای واکاوی بیشتر در رابطه با آن درگیری سنگین را می‌خوانید؛

بهنام ابوالقاسم‌پور گفت داشتید در پاساژ کیش راه می‌رفتید که چند نفر بحث استقلال و پرسپولیس را مطرح کردند و دعوا شد. حقیقت داشت؟

بله حقیقت داشت اما سوژه اصلی خود بهنام بود. ضمناً آنها سه، چهار نفر نبودند بلکه ۷ یا ۸ نفر بودند. چون بهنام در پرسپولیس بازی کرده بود درگیری را مغازه‌داران شروع کردند. آنها که استقلالی بودند به بهنام متلک انداختند و دستشان به او خورد که دعوا شروع شد.

بعد ظاهراً شما و ابوالقاسم پور آنها را کتک زدید درست است؟

نه بابا! بهنام یک مشت زد و بعد پا گذاشت به فرار! چون آنها تعدادشان زیاد بود و مغازه‌دار آنجا بودند همه حمایتشان می‌کردند. من یک تنه جلوی ۴، ۵ نفرشان ایستادم و تک تکشان را آش و لاش کردم. بهروز خودش می‌داند و مطمئنم چون نمی‌خواست خاطره را خراب کند حرفی نزد.

اینجا ببینید: بدن پژمان جمشیدی مثل جاده شمال است/ درب اتاق علی انصاریان همیشه قفل بود/ جای دندان آن پسر روی زانویم مانده!

بعد از درگیری چه شد؟

هنوز ادامه دارد صبر کنید! من بعد از اینکه ۴، ۵ نفر آنها را زدم پا به فرار گذاشتم اما مسیر را اشتباه رفتم و ته پاساژ که بن‌بست بود گیر افتادم. باز هم دو سه نفر دیگر آمدند جلو که آنها را هم زدم. خدا شاهد است الکی نمی‌گویم بروید بپرسید. بعد خداداد عزیزی آمد و ما را فراری داد اما بهروز رهبری فرد ایستاد و او را در یک اتاقک پایین پاساژ نگه داشتند. هرکس رد می‌شد و بهروز را کنار آن ۵ نفر که سر و صورتشان خونی بود می‌دید می‌گفت چطور توانستی این ۵ نفر را بزنی ولی خودت خط به صورتت و لباس‌هایت نیفتاده است.

ابوالقاسم پور

آخر سر چه شد؟

خداداد رفت با آنها صحبت کرد و چون چهره محبوبی است از آنها رضایت گرفت. ولی بعد از اینکه رضایت را گرفتیم یکی از آنها گفته بود ما آن پسر جوانِ را می‌خواهیم. منظورشان من بودم. آن زمان یک جوان لاغر اندام بودم که آنها می‌خواستند از من شکایت کنند ولی خلاصه خداداد رفت و رضایتشان را جلب کرد. به محض اینکه آنها رضایت دادند و کار تمام شد خداداد رفت و از آنها شکایت کرد.

پس چرا؟

چون آنها می‌خواستند دوباره علیه من اقدام کنند. نیروی انتظامی هم آن‌ها را گرفت و به بازداشتگاه برد.

در نهایت شما شروع کننده بودید یا آنها؟

نه! ما کاری به آنها نداشتیم. سوژه درگیری بهنام بود که آنها به او حرف زدند و یکی از آنها دستش به بهنام خورد که همین اقدام باعث شروع درگیری شد.

بیشتر بخوانید: پاسخ بی‌ربط قلعه‌نویی درباره غیبت آزمون در جام جهانی/ تشبیه عجیب سردار با نیمار!

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها