ایران از جام جهانی با کارنامه ناموفق برگشت و به وعده صعود عمل نکرد؛ ما از کسب پیروزی عاجز ماندیم، ضعیفترین تیم جام را نبردیم و زورمان به بلژیک و مصر ۱۰ نفره هم نرسید.
در حالی که همه جای دنیا این کارنامه یعنی شکست مطلق، اینجا بازیکنان خواهان ساخت مجسمه خود و مربیشان میشوند! از آن بدتر، لحن طلبکارانه آنهاست که صدای همه بزرگان را درآورده و باز هم بدتر، نادیدهگرفتن شعور مخاطب و منتگذاشتن این بازیکنان سر مردم است.
بیایید اینجا به همین مورد آخر ورود کنیم. یکی از عجیبترین اتفاقات بعد از جام ادعاهای بازیکنان است که مدام از سختیهای جام جهانی میگویند و توقع دارند مردم بابت تحمل این سختیها به آنها احترام بگذارند و مجسمهشان را بسازند! واقعا کدام سختی؟! بازیکنانی که سوار هواپیما شده، با بهترین پروازها به بهترین هتلها رفته، پول خوب گرفته و بعد از هر بازی پاداش کلان، و در نهایت کلی تفریح و خوشگذرانی کرده و به کشور برگشتهاند!
حضور در جام جهانی در رزومه هر بازیکن، نقطه عطف است و حداقل برای ۵ سال شغل او را بیمه میکند. بازیکنی که باشگاهش او را نمیخواسته، بعد از حضور فقط در فهرست تیم ملی با قراردادی ۵برابری تمدید میکند و اگر بازی کرده باشد، ۱۰ برابر میگیرد! چون در دنیا بودن در لیست تیم ملی در جام جهانی را نشانه لیاقت تلقی میکنند نه رابطه!
بازیکنی که در لیگ ضعیف در تیم معمولی بازی میکند، بعد از حضور در جام جهانی ترانسفر میشود، قرارداد دلاری میبندد، به شهرت و محبوبیت میرسد و تبلیغ میکند و ثروتمندتر میشود. اینها اگر دستاوردی بابت حضور و درخشش بازیکن بود -مثل رامین رضاییان- میتوان گفت نوش جانش، حتی وقتی تیم نتیجه نگرفته، اما بقیه چه؟ آنها که به زمین رفتند و ضعیف بودند، آنها که حتی ثانیهای بازی نکردند و توریست بودند، آنها چرا باید مدعی باشند؟
و اما نکته بعد؛ میگویند ما در زمان حمله دشمن در خاک دشمن، پرچم را در زمین پهن کردیم! اولا که مگر زیر بمب و موشک بودید؟! در ثانی، حتی اگر من و شما هم به عنوان نماینده ایران به جام جهانی میرفتیم، فیفا پرچم ما را کف زمین پهن میکرد چون پروتکل مسابقات است!
نتیجه هم که در تمام دنیا در کارنامه سرمربی ثبت میشود! حتی اگر مثل جام جهانی قبل کیسه گل میشدید، بعد از جام جهانی کسی با بازیکن کاری ندارد! نه کسی تنبیه میشود، نه زندانی و نه حتی از تیم ملی طرد میشود، پس جنبه روانی سنگین و پرفشاری هم در کار نبود و مشخص نیست دقیقا از کدام ازخودگذشتگی حرف میزنید!
همه میدانیم اغلب این بازیکنان برای زندگی بعد از فوتبال خود، هیچ برنامهای در ایران ندارند و خانواده برخی از آنها همین حالا مقیم کشورهای اروپایی و آمریکایی هستند. بقیه برای رسیدن به این هدف، برای افتتاح حساب، خرید ملک، ثبت شرکت و شروع یک بیزینس با پاسپورت ایرانی مشکل دارند. اما کسی که فقط یک بار ویزای آمریکا یا کانادا در پاسپورت داشته باشد دیگر هیچ کدام این مشکلات را ندارد! درست به همین دلیل بیزینسمنها حاضرند چند ده میلیارد به دلالهایی بدهند که میتوانند ویزای آمریکا یا کانادا را برایشان بگیرند! حالا این بازیکنان -نه آنها که سالهاست در اروپا بازی میکنند و پاسپورت یک کشور دیگر را دارند- بهراحتی صاحب مُهر آمریکا در پاسپورت خود شده و مسیر آینده آنها هموارتر است. به همین یک دلیل هم که شده، آنها باید ممنوندار (!) ایران و تیم ملی باشند نه برعکس که منت سر ایران بگذارند!
داستان بهانههایی مثل زمین چمن کمپ خراب بود و در پرواز معطل شدیم نیز برای کسانی که در لیگ ایران بازی میکنند، جوک است! شما در بهترین چمنهای کره زمین در آمریکا بازی کردید و در ایران به تکتک این اتفاقات عادت دارید! چرا آن را نمیگویید؟ بهترین غذا را خورده و بهترین تفریح دنیا را کردید و با کلی سوغاتی برگشتید و آیندهتان -حتی بعد از فوتبال- تقریبا تضمین شده، دقیقا از کدام فداکاری حرف میزنید؟ دقیقا کدام خطر شما را تهدید میکرد؟ کدام اسلحه به سمت شما نشانه گرفته شد؟
اینجا ذکر یک نکته دیگر هم ضروریست؛ در ورزشهای انفرادی گاه فشارهای جانبی روی یک ورزشکار غیرقابل انکار است. به عنوان مثال به حرفهای اخیر ناهید کیانی نگاه کنید؛ او تاکید کرده مسئولان او را تحت فشار گذاشتند که فقط باید کیمیا را ببرد و نتایج بعدی هیچ اهمیتی ندارد! دلیلش هم که مشخص است؛ کیمیا علیزاده تغییر تابعیت داده و برای مسئولان، شکست دادن او بسیار مهم بود؛ مثل بردن سعید ملایی در جودو یا در تکواندو و رشتههای دیگر که اتفاقا سال بعد در کشتی، برای امیرحسین زارع مقابل امیررضا معصومی تکرار خواهد شد! در این شرایط، ورزشکار رشته انفرادی میتواند ادعا کند فشار روانی بالا و استرس زیادی را تحمل کرده اما در فوتبال که یک رشته تیمی است، چنین فشاری روی بازیکن وجود ندارد؛ ۲۶ نفر عضو یک تیم هستند و در هر بازی، نهایتا ۱۶ نفر به میدان میروند و حتی اگر یکی مثل مهدی طارمی پنالتی هم خراب کند، یا مثل یحیی چیپ و گلبهخودی بزند، باز نمیتوان او را به تنهایی مسئول ناکامی تیم دانست و همه چیز در کارنامه سرمربی ثبت شده و اوست که باید پاسخگوی نتایج باشد؛ بهاستثنای امیرخان قلعهنویی البته!
جمعبندی اینکه بازیکن ملیپوش صرفا از مزایای حضور در تیم ملی و تورنمنت معتبر بهرهمند میشود و بعد از استراحت، به زندگی عادی برمیگردد. در چنین شرایطی فقط یک فوتبالیست ایرانی و اطرافیانی که میخواهند وظیفهشان را لطف قلمداد کرده و به حساب ملت فاکتور کنند میتوانند بابت «حضور در جام جهانی» منت سر مردم بگذارند!
بیشتر بخوانید: جزئیات تازه از تحلیل دایی و باقری از نتایج تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶

