فوتبال ما همیشه از ضعف مدیریت ضربه خورده و انگار هیچ درمانی برای این درد وجود ندارد. همین دو سه ماه قبل بر سر انتخاب نمایندگان ایران در آسیا چه جنجالی به پا شد؟ اصلیترین و بدیهیترین اصل برای هر مسابقه، رعایت عدالت است و دیدیم که استقلال و تراکتور از جدولی به لیگ نخبگان رفتند که همین اصل را نداشت!
ذوب آهن ۲۱ بازی انجام داده بود که لیگ بیست و پنجم نیمه کاره ماند. پنج تیم ۲۲ بازی داشتند و ۱۰ تیم ۲۳ بازی و یک بازی معوقه بین سپاهان و استقلال بود که سه امتیازش، میتوانست قهرمان نیم فصل اول را به صدر جدول برگرداند! دیدیم که برای سهمیه سوم نیز همه را با آن تورنومنت سر کار گذاشتند و گل گهر قبلاً معرفی شده بود!
هر جای دنیا این اتفاقات میافتاد، دیگر تا ابد خبری از این مدیران در فوتبال نبود و دیگران هم جرات به تعویق انداختن یک بازی را نداشتند، اما پشتوانه قوی این افراد و بی اهمیتی کارنامه و لیاقت برای حکم گرفتن در این فوتبال، باعث تکرارش در این فصل شد، تازه به مراتب زودتر از همیشه!
آن هم در فصلی که دوستان فدراسیون نشین، برای فرار از همه مشکلات و راضی نگه داشتن همه، با وجود تمام هشدارهای دلسوزان، لیگ را ۱۸ تیمی کردند! بعد از مسابقات فشرده هر چهار روز یکبار -که اصلا علمی نیست و منجر به مصدومیت بازیکن و نتیجه محوری مربی می شود- با اولین بزنگاه دوباره دست به تعویق شدند!
فوتبالی که نه زمین دارد، نه هتل و نه امکان پرواز، در شرایطی که کشورمان دارد، در فصلی که فیفادی دارد و یک ماه جام ملتها در پیش است، سه نماینده ما در لیگهای آسیایی بازی دارند، فصل بارندگی و سرما را در پیش داریم و آلودگی هوا که همیشه بازیها را عقب میاندازد، حالا هم به خاطر بازیهای آسیایی و حضور تیم امید، یک ماه لیگ تعطیل شده است!
در حقیقت ما اینجا فقط لیگ را شروع میکنیم اما دیگر اتمام و پایانش با خداست! کسی دنبال فوتبال و خواست مردم نیست و فقط می خواهند بگویند ما کارمان را کردیم! پس حالا که نمی توان فوتبال را از دست این مدیران نجات داد، باید خودمان را با آنها هماهنگ کنیم!
درست به همین دلیل، آمار نویسان نیز باید کارشان را با همین فرمان و نصفه و نیمه انجام دهند! هفته هفتم که ۹ بازی داشت، با انجام ۵ مسابقه به خط پایان رسید و چهار بازی لغو شد، آن هم بدون توجه به خواست همه و حتی اطلاع رسانی! بوضوح نورچشمی ها مشخص شدند و هیچ توجیهی هم ارائه نشد!
زمانی قانونی بود که هر تیم با داشتن ۳ ملی پوش یا بیشتر، از بازی داخلی معاف می شد اما از هنر برنامه ریزی سازمان لیگ همین بس که پرسپولیس ۳ ملی پوش در تیم امید داشت و خیبر یک بازیکن اما بازی آنها بدون رضایت و اطلاع پرسپولیس، لغو شد! وقتی زور پرسپولیس با میلیونها هوادار نرسید، تصور کنید اعتراض وحید رضایی و حق شمس آذر به کجا می رسد!
در ۵ بازی برگزار شده، فقط یک بازی مساوی شد؛ مس شهر بابک -نماینده تازه وارد به لیگ برتر- که اگر نبازد، فقط مساوی میکند! این بار با نساجی که با بردهای متوالی و روحیه بالا به میدان آمده بود. چهار بازی دیگر برنده داشت که دو تیم میزبان (دو استقلال لیگ با نتیجه مشابه یک بر صفر برابر تراکتور و پیکان) و دو تیم میهمان برنده شدند، گل گهر ۳-۲ در قزوین شمس آذر را برد و چادرملو در آبادان، صنعت نفت را ۲-۱ از پیش رو برداشت.
اما مهمتر از تمام آمار و ارقام، این بود که در این پنج بازی، ۱۲ گل رویید. یعنی میانگین ۲.۴ گل در هر مسابقه که بعد هفته سوم، دوباره از میانگین ۲ رد شدیم! البته که فقط در ۵ بازی و باید امیدوار باشیم ۸ تیم دیگر در آن ۴ بازی، این آمار را خراب نکنند!
بیشتر بخوانید: تکرار یک بازی بعد یکسال؛ چرا تراکتور زمین تا آسمان فرق کرده بود؟!
