فوتبال برتر دوشنبهشب برای نخستین بار در تاریخ پخش خود، آنقدر سورپرایز داشت که میشد از هر چند دقیقه آن یک سوژه برای چند روز فوتبال ایران استخراج کرد. از درگیری واعظ آشتیانی و علی خطیر گرفته تا ورود حجت کریمی به بحث و جر و بحثی که میان دو عضو هیأترئیسه فدراسیون فوتبال روی آنتن زنده شکل گرفت.
واعظ آشتیانی هنوز چند دقیقهای از صحبتهایش نگذشته بود که خطیر را با این ادعا مورد حمله قرار داد که در فوتبال به عنوان ایجنت شناخته میشود. شاید همان لحظه خیلیها فکر کردند سهمیه جنجال برنامه تکمیل شده و دیگر اتفاق خاصی باقی نمانده است؛ اما تازه اول ماجرا بود!
با ورود حجت کریمی، عضو هیأترئیسه فدراسیون فوتبال، ورق برگشت. جدال لفظی کریمی و خطیر روی آنتن زنده، تصویری عجیب از درون مدیریتی فوتبال ایران به نمایش گذاشت؛ دو عضو هیأترئیسهای که قرار است در مهمترین مسائل فوتبال کشور کنار یکدیگر تصمیم بگیرند، اما در تلویزیون اینگونه مقابل هم قرار گرفتند.
حالا سؤال سادهای مطرح میشود: اگر اینها در برابر دوربین و جلوی چشم مردم چنین با هم حرف میزنند، پشت درهای بسته جلسات هیأترئیسه چه خبر است؟
اما ماجرا فقط به دعوای دو عضو هیأترئیسه ختم نشد. حجت کریمی همان حرفهایی را که پیشتر هم درباره مخالفتش با تمدید قرارداد امیر قلعهنویی مطرح کرده بود، این بار در فضایی جنجالیتر به میان آورد. او قبلاً گفته بود در مقطع بحث قرارداد بلندمدت، مخالف بوده و حتی مدعی شده بود «همه مخالف بودند و یکباره روز آخر همه موافق شدند.»
این در حالی است که علی خطیر چند روز قبل گفته بود ادامه همکاری با قلعهنویی، مورد حمایت هیأترئیسه بوده است.

خب، بالاخره کدام روایت را باید باور کنیم؟
هیأترئیسهای که مخالف بود و ناگهان موافق شد؟ یا هیأترئیسهای که از ابتدا پشت ادامه همکاری ایستاده بود؟ اینها دیگر اختلافات توئیتری و دعواهای رسانهای نیست. اینها صحبتهای اعضای همان هیأترئیسهای است که درباره آینده تیم ملی تصمیم میگیرد.
و تازه به ماجرای آنتونیو گالیاردی میرسیم؛ مربی ایتالیاییای که بر اساس ادعای حجت کریمی با واسطهگری علی خطیر وارد کادرفنی تیم ملی شده بود و خیلی زود از این پروژه جدا شد.
البته درباره جدایی گالیاردی، دلیل اعلامشده بعداً شرایط جنگی و مخالفت همسر او با بازگشت به ایران بود؛ بنابراین مسئله اصلی اینجا نه رفتن گالیاردی، بلکه نحوه تصمیمگیری، انتخابها و مسئولیتپذیری مدیرانی است که در فوتبال ایران برای چنین تصمیمهایی نقش دارند.
و در این میان، یک نفر بیش از همه باید پاسخ بدهد: مهدی تاج! رئیس فدراسیون فوتبال دقیقاً کجای این ماجرا ایستاده است؟
وقتی اعضای هیأترئیسه درباره مهمترین تصمیم فوتبال ایران اینچنین روایتهای متفاوتی ارائه میکنند و حتی روی آنتن زنده مقابل هم قرار میگیرند، رئیس فدراسیون نمیتواند فقط نظارهگر باشد.
فوتبال ایران در آستانه جام ملتهای آسیاست و ما به جای آنکه درباره برنامه فنی تیم ملی، جوانگرایی، تقویت کادر فنی و ساختن تیمی برای قهرمانی حرف بزنیم، باید بنشینیم و دعوای مدیران فوتبال را تماشا کنیم!
اما شاید مهمتر از همه، سرنوشت امیر قلعهنویی باشد. اگر حرفهای مطرحشده در ماههای اخیر را کنار هم بگذاریم، یک تصویر عجیب شکل میگیرد. هیأترئیسه درباره ادامه همکاری با سرمربی تیم ملی بحث داشته، درباره قرارداد بلندمدت اختلاف وجود داشته، درباره کادر فنی و تغییرات مورد انتظار صحبت شده و حالا یکی از اعضای هیأترئیسه مدعی است که اساساً در ابتدا مخالف بوده و در نهایت همه موافق شدهاند.
پس قلعهنویی برای ادامه مسیر دقیقاً چه کرده است؟ آیا تغییر جدی در کادر فنی اتفاق افتاده؟ آیا آن تحول مورد انتظار در ساختار تیم ملی دیدهایم؟ آیا جوانگرایی مورد انتظار رخ داده است؟

اگر پاسخ این سؤالها منفی است، پس سرمربی تیم ملی برای ادامه کار باید چه برگ برندهای رو کند؟ اینکه از تیم ملی برود؟ نه؛ او در مصاحبه عجیبش با روزنامه رسمی فدراسیون اعلام کرده تسلیم نخواهد شد! پس فقط یک مسیر برای او باقی میماند: کودتا!
البته نه کودتا علیه کسی؛ کودتا علیه همان تیمی که تا امروز ساخته شده است.
قلعهنویی اگر قرار است بعد از این همه حاشیه همچنان روی نیمکت تیم ملی بماند، شاید تنها راهش این باشد که در فهرست بعدی آنقدر تغییر ایجاد کند که بتواند ادعا کند پروژه تازهای را آغاز کرده است؛ چند چهره جدید، چند تصمیم تازه و شاید تغییراتی که در نهایت بتواند برای هر نتیجهای در جام ملتها، استدلال تازهای روی میز بگذارد.
